امیر نوشت :)
Kanalga Telegram’da o‘tish
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Ko'proq ko'rsatishEron146 685Toif belgilanmagan
260
Obunachilar
+424 soatlar
+167 kunlar
+4130 kunlar
Postlar arxiv
260
تو اهلِ یقین هستی و من زادهٔ تردید
ای عشق کم آورده ام امروز ببخشید
این کوچهٔ دلمرده که یک عمر قفس ساخت
ازشدتِ خندیدنِ من بود که لرزید
من مستم ودیوانه ام ای مردمِ عاقل
دلخوش به همینم که به دیوانه بخندید
آیینه مرادیدوبخودگفت که ای کاش
چشمانِ من اینگونه تورا هیچ نمی دید
بااین همه دیوانه شدن های مداوم
در درس توای عشق شدم یکسره تجدید
تقلیدِ من از شیخِ محل بود که امروز
در محضرِ کوران شده ام مرجعِ تقلید
مردم بخدا عاشق لبخندشمایم
نزدیک شویدازمنِ دیوانه نترسید
#اسدالله_خندان_املشی
#برنامهناشناسپلاس
260
Repost from امیر نوشت :)
بعدِ من
این روزا زیاد فکر میکنم…
که اگه یه روزی نباشم،
واکنش بقیه چی میشه؟
اون جورابفروش سر خیابون،
که هر روز فقط دستمو براش بلند میکنم
و اسممو حتی نمیدونه...
یا اون پیک موتوری،
که اینقدر به اسمم سفارش گرفته
دیگه حتی زنگ نمیزنه،
خودش مستقیم میاد جلوی در...
یا رفقای صمیمیم
که بعضیشون از خانواده نزدیکترن...
و در نهایت، خود خانوادهم.
یادمه یه شب توی خوابگاه،
با یکی از بچهها در مورد خودکشی حرف میزدیم.
یه چیزی گفت که هنوز تو ذهنمه:
"اگه کسی که خودکشی میکرد میدونست
چقدر زود فراموش میشه،
هیچوقت این کارو نمیکرد..."
راست میگفت...
یه مدت بعدش، یکی از بچههای دندون پزشک خوابگاه
خودکشی کرد.
الان که فکر میکنم، حتی اسمش یادم نیست.
شاید هماتاقیش هم فقط یه تصویر مبهم ازش داشته باشه.
چهقدر این زندگی میتونه بیرحم باشه...
آه... پوچی...
ولی چی میشه که یه آدم،
یه انسان،
حس کنه پوچه؟
ما که ته دنیا رو ندیدیم...
ولی اونایی هم که دیدن،
میگن تهش هیچیه.
و شاید فقط همین یه جمله آروممون کنه:
"ما هیچیم،
و هر چه هست، تویی..."
260
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
چرا روانشناسی غرب نمیتونه انگیزه محکمی برای زندگی بده؟
چون که آزادی.
جهان برای انسان همیشه انتخابگر، جهان ناامنیه. تو میتونی در جنسیتت انتخاب داشته باشی و سالها بیهویتی رو تجربه کنی، در گرایش جنسیت انتخاب داشته باشی و سالها سردرگمی رو تجربه کنی. میتونی سالها برای زندگی بجنگی و مرگ رو انتخاب کنی. واقعیت هم اینه که انسان با وجود دیدن ناعادلانه بودن جهان هیچوقت زندگی رو در مقابل مرگ انتخاب نمیکنه.
موضوع دقیقا همینجاست. مرگ انتخاب نیست. مثل هویت و جنسیت. برای همین عامل بازدارندهای چون دین خودکشی رو نهی میکنه. میزان آزادیها رو محدود به سرشت و فطرت انسان میکنه. چون انسان تنها با داشتن چارچوب میتونه ادامه بده. و روانشناسی غربی همانطور که تفکر غربیِ بعد رنسانس در تعریف وجودی انسان، آزادی در همه چیز رو گنجونده، در نجات انسانها ناکام خواهد ماند تا وقتی بپذیره بعضی مفاهیم انتخاب نیستند و اگر انتخاب شن تبعات جبران ناپذیری دارن.
و اما در مورد خودکشی: اگر روزی فکر کردید خودکشی تنها راه حل پیش روی شما برای نجاته، فکر کنید اگر قرار بود فردا روزِ شما باشه چه چیزهایی رو از دست خواهید داد؟
#یادداشت
260
با خودکشی ویکتور یالوم یاد کتاب مغازه خودکشی افتادم
شاید هیچی بهتر از این نمیتونه فلسفه و علوم انسانی غرب رو نشون بده...
توی کتاب هم قهرمان داستان توی یک شهری که گرد خودکشی روی صورت همه هست،
همه رو به زندگی امیدوار میکنه و در آخر خودش به پوچی میرسه...
اینکه چجور فردی که خودش هزاران نفر رو نجات داده یک آن به پوچ میرسه و دست به خودکشی میزنه
واقعا ترسناکه و البته اوج پوچ بودن زندگی غربی
260
نه دلی ماند و نه دینی ز پیِ غارت عشق
آه ازین فتنه که برخاست ، امان ای ساقی...
#هوشنگ_ابتهاج
260
Repost from کاظم بهمنی
میدونین علت گریه بی اختیار چیه؟
اینه که بدنمون در حال مبارزه با چیزاییه که ذهن و قلبمون نمیتونن اونا رو توجیه کنن :)
.
260
Repost from سيد تقى سيدى
يا گرمى یک بوسه به پيشانى من باش
يا علت یک عمر پريشانى من باش
با فاصلهاى امن كه آسيب نبینی
بنشين و فقط شاهد ويرانى من باش
هر بار كه عاقل شدهام خير نديدم
یک بار بيا و تو به نادانى من باش
من جاى تو با لحن و لبت شعر بخوانم
تو جاى من و محو غزلخوانى من باش
ناچار به مرگم ته اين قصه بيا و
يك معجزه در قسمت پايانى من باش
囧
