uz
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Kanalga Telegram’da o‘tish

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Ko'proq ko'rsatish
Eron141 821Toif belgilanmagan
269
Obunachilar
+124 soatlar
-57 kun
+930 kun
Postlar arxiv
-

رفقامون توی نشریه دوات در جشنواره تیتر در رسته ادبی با تمام ناداوری‌ها رتبه دوم رو کسب کردن تبریک به عمو محسن عزیز و تیم نشریه دوات 🥳

photo content
+1

راستش را بخواهید روزی روزگاری را خیلی دوست دارم؛ حتی از GOT و برکینگ‌بد و پیکی‌بلاندرز و بنشی و... بیشتر. حقیقتاً درام بسیار عمیقی است. داستان یک راهزن صحرایی که سیر تحول او را به جایی می‌رساند که تبدیل به همرکاب میرزا کوچک‌خان می‌شود... انسان برای پیدا کردن فطرت خداجو باید یک چیزی، یک بند کوچکی درون خودش داشته باشد تا بتواند با آویزان شدن از آن طناب، از چاه غرور و تکبر و مال‌حرام خودش را بیرون بکشد. اینجا مرادبیک قصه، با بازی به‌شدت درخشان خسرو شکیبایی، جوانمرد است. با اینکه دزد است، اهل نماز نیست، خدا جایی در زندگی او ندارد، جوانمرد، به قول قدیمی‌ترها، لوتی است؛ برای دزدی و بی‌رحمی حد و مرز دارد. هر کاروانی را غارت نمی‌کند و همین ترحم کوچک به یک کاروان، طنابی می‌شود، او را بیرون می‌کشد و مسیر زندگی او را به سمت کمال تغییر می‌دهد... حقیقتاً ۴ بار این سریال را دیده‌ام و باز هم ارزش دیدن دارد... مخصوصاً بازی مرحوم ژاله علو؛ کسی که مرادبیک را آدم می‌کند و عمیق‌ترین نقش را در کمال مرادبیک دارد، خیره‌کننده است... دیالوگ‌های فیلم هم شاهکار محض است. یک جای داستان، مراد به ژاله علو می‌گوید: _من ادعایی ندارم. +همین هم کم‌ادعایی نیست. امرالله احمدجو در به نمایش کشیدن زیبایی زندگی ایرانی‌اسلامی هم شاهکار کرده؛ بدون ذره‌ای شعارزدگی، بدون ذره‌ای چپاندن دستوری. چه زیبا مفهوم خانواده، حیا، عفت، احترام، نان حلال و حرام و شجاعت و جوانمردی را به نمایش می‌گذارد... برعکس این داستان هم، البته این نظر من است، سریال برکینگ‌بد؛ اینکه انسان می‌تواند از اوج انسانیت آویزان طناب طمع، غرور، آز و... شود و در آخر آدم که نه، شیطان شود...

چند نفرتون
Anonymous voting

photo content
+2

دوستت دارم ای خیالِ لطیف! دوستت دارم ای امیدِ محال... #فروغ_فرخزاد

بار اولی که قرار بود یک یادداشت بنویسم قرار بود سرمقاله نشریه تلنگر را نگارش کنم، هرچه بالا پایین کردم بالاخره باکلی زحمت و دردسر و کلی‌گویی و گردنویسی ۱۰ خط در مورد عدالت برای سرمقاله تلنگر سرهم کردم... چند مدتی است حواسم نمیشود و وقتی به خودم می‌آیم میبینم دوبرابر تعداد کلمه مجاز تلگرام نگارش کرده‌ام! حالا شاید متن‌ها همچنان گردنویسی و بی‌کیفیت باشد ولی حداقل در زمینه کمیت رشد قابل توجهی داشته‌ام...

نگارش این یادداشت ذوق و غم توامان دارد...🥲🥹
نگارش این یادداشت ذوق و غم توامان دارد...🥲🥹

نگارش این یادداشت ذوق و غم توامان داره🥹🥲
نگارش این یادداشت ذوق و غم توامان داره🥹🥲

دوست دارد یا نمی‌خواهد مرا معلوم نیست عشق، بازی می‌کند با من چرا! معلوم نیست می‌کشم سر، هرچه می‌ریزد به جامم دست دوست کی در این میخانه می‌افتم ز پا معلوم نیست برگ دست شاخه را وقتی رها می‌کرد گفت: باد با خود می‌برد ما را، کجا؟ معلوم نیست یا نمی‌آید به چشم باغبان پاییز ما یا زمستان و بهار کاج‌ها معلوم نیست با طبیبان رنج ما را بازگوکردن خطاست جای زخم عشق بر دل‌های ما معلوم نیست #فاضل_نظری

یک وویس ۲ ساعتی دارم از جلسه با سیدحامد ترابی، سید حامد از خاکی ترین انسان‌هایی است که توی زندگی‌ام دیدم جلسه در نقد فنی تفاهم‌نامه است... سید بعد از امضا شدن تفاهم اصرار داشت دقیقا مفاد شباهت زیادی به برجام دارد و البته بیس تفاهم‌نامه مقاله ظریف در فارن افرز است... سید نقد مفاد برجام را در دوره حسن روحانی برای رهبری شهید مینوشتند... البته آن بازه قبل از بیانیه علی‌الاصول ما متحجرین خوارجی بودیم ولی خب هر چه سید حامد تحلیل کرد رخ داد :)

چند شبی هست دیدم کل استوری‌های رفقای مذهبی شده حمایت از به وقت ایران و مسخره کردن تفاهم‌نامه بعد همین بزرگواران ایام تفاهم‌نامه منو به خاطر نقد تفاهم‌نامه و وحدت حول باقر سوراخ کردند... حقیقتا از سستی بنیان تحلیل رفقای مذهبی در عجبم... همین به وقت ایران هم که الان سفت گرفته روی نقد و تمسخر تفاهم‌نامه زمان مذاکرات اسلام‌آباد در دفاع از تفاهم‌نامه کم از شرق و سازندگی نداشت به شکلی که توی توییتر معروف شده بود به برنامه به وقت مذاکره که بعد از همین دو شب پشت سر هم مسعود براتی رفت تلویزیون وحید خضاب و سرباز روح‌الله در بحث منطقی مشکلات مذاکره و تفاهم‌نامه شست انداخت روی بند... همین برادر عزیزمان سرباز روح‌الله چقدر بچه مذهبی ها را در نفهمی و تحجر در مورد تفاهم‌نامه تیکه و کنایه انداخت بعد که گذشت الان دیدید که اصلاح‌طلبان چجور با بولد کردن کشمیری بودنش گذاشتن توی کاسه برنامه‌... خلاصه که همیشه علی‌الاصول عمل کنید نه علی الباقر و علی‌المسعود و علی‌السعید

امشب به شکل اتفاقی رفتم توی باشگاهی که توی مجتمع بود... فکر باشگاه بدنسازی است که دیدم باشگاه رزمی است... گپ و گفت طولانی با
امشب به شکل اتفاقی رفتم توی باشگاهی که توی مجتمع بود... فکر باشگاه بدنسازی است که دیدم باشگاه رزمی است... گپ و گفت طولانی با صاحب باشگاه داشتم ابتدا در مورد انتخاب بین کاراته یا تکواندو که کدام یک هوازی بیشتری دارد... پیرمرد خوش‌برخورد ریش‌سفید صوفی مسلکی بود... دیدم در عرفان و شعر دستی بر آتش دارد بحث منحرف شد به سمت عرفان و شعر، نشستیم در مورد تصوف و اشعار مولانا صحبت کردیم اشعار مولانا و حافظ را از بَر چه زیبا میخواند... خلاصه که در این شهر هنوز کسانی پیدا میشوند سرشان به تنشان بیارزد...

رستورانم. جنبش به اصطلاح عظیم "زن زندگی آزادی" با آن همه هزینه برای کشور نهایت امر رسیده است به شلوارک پوشیدن مردان و آمدن با شورت ورزشی بالای زانو در ملاعام! اصلا کاری به آزادی و این دکان بازارها ندارم. کار به دین و دیانت هم ندارم. شورت و شلوارک پوشیدن مردان در خیابان، در رستوران، در پارک حال بهم زن است. حال بهم زن.... حالا کلهرودی نگوید: مردان مذهبی پشم پای مردان شلوارک پوش را می بینند و حسرت می‌خوردند!!!!🤣🤣

نماهنگ سلسله عشق.mp32.49 MB