مردی نشسته در ایوان؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
950
Obunachilar
+524 soatlar
+3147 kunlar
+67330 kunlar
Postlar arxiv
آخ، دوستت دارم، دوستت دارم. وقتی مینویسم که دوستت دارم سینههایم درد میگیرند. همیشه همینطور است. عشق مثل شیری که در پستان میماند و مکیده نمیشود میخواهد سینهام را بشکافد. دوستت دارم. مضحک است که بنویسم دوستت دارم. اگر هشتاد ساله هم بشوم باز مثل جوانها دوستت دارم. اگر هزار سال دیگر هم به دنیا بیایم باز دوستت دارم. اگر باد هم خاکم را ببرد و هیچ بشوم باز هم دوستت دارم. آخ شاهی جانم. شاهی جانم. شاهی جانم.
فروغ فرخزاد
نامه به ابراهیم گلستان
۱۳ ژوئن ۱۹۶۶
نوشتهای دارید برایم بفرستید؟ یا عکسی؟ موزیکی؟ شعری؟ خاطراتی؟ نامهای؟ هرچه...
http://t.me/HidenChat_Bot?start=840793562
رقص یعنی رهایی، رهایی از بند تمام محدودیتها، رهایی از همهی گرههای کورِ زندگی و رها مثل پر کاه در هوای طوفانی.
داستایوفسکی:
روی زمین زندگی کردن و دروغ نگفتن غیرممکن است، زیرا زندگی و دروغ مرادف هم هستند.
حسن آذری:
زیباییات را همه میبینند اما فقط منم که میدانم این پوستِ آدمیزادی، پیراهنیست که از روی زخمها تن کردهای.
بعضیها اصلا استعداد جوک گفتن و شیرینکاری را ندارند، اما برخی انگار ساخته شدن برای اینکار.
