مردی نشسته در ایوان؛
رفتن به کانال در Telegram
988
مشترکین
+3124 ساعت
+2877 روز
+70430 روز
آرشیو پست ها
یادآوری:
وقتی مینویسیم زنی که فلان کتاب را بخواند و فلان موسیقی را بشناسد، قشنگتر است، به این معنا نیست که جایگاهِ طبیعی زن را مورد تبعیض قرار دادهایم، بلکه همهی ما دارای جایگاه ویژهای فطری و انسانی هستیم؛ به قول ارسطو تنها چیزی که ما را از حیوان جدا میکند، جنبهی تفکر ماست. پس شکی نیست که همه یکسان ارزشمندیم، اما در این میان هرکسی خودش تصمیم میگیرد چقدر بهتر از قبل باشد و این خیلی حائز اهمیت است.
و این طبیعیست که مردی با ویژگیهای خوب و با تقویت جنبههای مثبت، بیشتر مورد ستایش و پسند قرار میگیرد تا مردی که بیهوده زندگی میکند و تغییر را نمیپذیرد.
Repost from معشوقه مآه!
از تو توقع زیادی نداشتم؛ جز اینکه با چند بطری شراب، پاکت های سیگار و پلی لیست شجریان به خانهام بیایی تا در آغوش هم اشک بریزیم.
موسيقى خوب خطا نمىكند، به عُمق جان نفوذ مىكند و در پى اندوهى مىگردد كه سر تا پايمان را فرا گرفته است.
ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍما ﺩﺭ ﺍرائهی ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩارﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ممسک ﺍﺳﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺴﺎﮎ، ﺑﺰرﮔﺘﺮین ﻟﻄﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮ رﻭﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺩﻩﺍﯼ ﻣﻄﻼ، ﻧﻮﯾﺪ ﺑﺨﺶ، ﻣﻘﺎﻭﻡ، محجوب، رﯾﺸﺨﻨﺪ ﺁﻣﯿﺰ، ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺁری، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ!
- نیچه
یوهان سباستین باخ:
جایی که موسیقی صمیمانه باشد، خداوند با حضورِ مهربانش در دسترس است.
هایدگر میگفت انسان تا وقتی در عادتهای روزمره غرق است، «بودن» را فراموش میکند. ما در میانبودگیهای سطح کار، خبر، سرعت، شتاب پنهان میشویم تا نیاز نباشد حقیقت خود را ببینیم.
اما یک لحظه کافیست:
ترس، بیماری، مرگ دیگری، فروپاشی یک رابطه…
همه آنچه بدیهی میپنداشتیم، میلغزد.
این لحظه، همان گسیختگی جهان است؛ جایی که جهان دیگر حامل معنا نیست و ما ناگهان با «هیچ» روبهرو میشویم.
هایدگر این را نه بدبختی، بلکه فرصتی بنیادین میدانست:
فرصتی برای بازگشت به پرسش اصلی
«من چگونه باید باشم؟»
در این رخنه، در این لرزش، امکان اصیل بودن پدیدار میشود.
فقط کسی که با تاریکیِ بودن روبهرو شده، میتواند بهسوی روشنی گام بردارد.
اگر خودت را درمان نکنی به کسی آسیب خواهی رساند که هیچوقت به تو آسیب نرسانده!
امشب حس میکنم غم عجیبی توی دلم پرسه میزنه. توضیح یا راهحل شما برای این اندوهِ غریب چیه!؟
