uz
Feedback
خطِ دل

خطِ دل

Kanalga Telegram’da o‘tish

از دل نوشتم؛ شاید کسی خودش را میان واژه ها پیدا کند...🌱 میشنومتون🙂🫴🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=6736365013

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
214
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+157 kunlar
+1130 kunlar
Postlar arxiv
عدالتی نمانده، ما فقط یاد گرفته‌ایم درد را قشنگ‌تر تحمل کنیم.

زمان گذشت، اما بعضی نبودن‌ها هنوز پررنگ‌تر از هر حضوری‌اند… شاید چون بعضی حس‌ها در منطق نمی‌گنجند.

اونایی که مفت نمی ارزن دقیقا همونا برامون گرون تموم میشن...

دیگر عشق نمی‌خواهم؛ نه چون زیبا نیست، بلکه چون دیگر نمی‌توانم بخواهم… سهمِ خواستنِ من تمام شده است. مگر آدم چند بار می‌تواند چیزی را با تمامِ قلبش بخواهد؟

بغلم کن، محکم و طولانی؛ طوری که استخوان‌هایم ریشه بزنند در تنِ تو.

منصفانه‌تر بود که هرکس فقط تاوان نفهمی خودش را می‌داد.

تو نمی‌دانی عزیز من اما در دل من تمام راه‌ها به تو می‌رسند؛ حتی بیراهه‌ها…

تغییر کنید برای حسرتی که طاقت خوردنش را ندارید.

من هر بار داشتم از پا میفتادم یادم افتاد تو بهم تکیه دادی محکم‌تر ایستادم ...
من هر بار داشتم از پا میفتادم یادم افتاد تو بهم تکیه دادی محکم‌تر ایستادم ...

وقتی در عمیق‌ترین نقطه سیاهی به سر می‌بری و حس می‌کنی هیچ چیزی برای تکیه کردن نداری به‌ هیچ تکیه کن. همان خلأ مبهمی که در اعماق قلبت داری و از تمام دلگرمی‌های گذرا استوارتر است.

در سرم جنگ های بسیاریست و تنها کشته اش منم...

و چه بی‌پناه است قلبی که محکوم است به فراموشی.

که در پاییز جمعه ها جمعه ترینند...

میدونی چیه؟ زندگیم مث ظهرهای بچگیم شده که همه می‌خوابیدن من خوابم نمیبرد، آدما بودن اما نبودن...

هر یک از ما آهنگِ رنج کشیدن خود را دارد.

هر شب که نیستی میگذرد؛اماصبح نمیشود...

من هیچی ازاین زندگی نمی‌خواستم؛ تا اینکه تورو دیدم وتازه معنی خواستن رو فهمیدم...

فهمیدم که بله؛آدمیزاد می‌تواند همزمان برای زندگی تلاش کند و بجنگد ولی به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند...

عمیق‌ترین رنج انسان، معاشقه‌ی انتظار و ناامیدی‌ست.

و عشق پنهانی ترین راز پاییز است...🍂✨