سیمرغ
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
275
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+137 kunlar
+4330 kunlar
Postlar arxiv
275
مرا آنقدر در زیر زیر خاکهای، پایین دفن کنید
که دیگر صدای مرمی و جنگ را نشنوم.
و بر سر خاک من چراغ بگذارید و از خاموش نشدنش مدام پرسان کنید.
- مطیع الله تراب
275
شبها شعله افروختیم
روزها خاموش کردیم
هر شب و هرروز یکی بود!
یا هیچ نبود و دنبال هیچ گشتیم؟
چقدر شب و روزها را هیچ کردیم؟
در این هیچ، دنبال همه چیز گشتیم!
میان این هیچها همه چیز بود
ما بیهمه چیز گشتیم
طوبی- انصار
275
همه چیز در این دنیا باهم ربط دارد.
این جهان به روی یک نظام از قبل تعین شده استوار است، همه چیز در زمان و مکان خود اتفاق میافتد.
275
باید که کوچ کرد به جاهای دیگری
شعری نوشت طبق هجاهای دیگری
آنقدر میرویم که روزی بلاخره
محتاج میشویم به پاهای دیگری
جایی رسیدهایم که هرگز نمیرسد
حتا صدایمان به صداهای دیگری
هی میروم مکاشفه پشت مکاشفه
دنبالِ کشفِ چون و چراهای دیگری
هر لحظه توبه میشکند قامت مرا
تا فکر میکنم به گناههای دیگری
روز هزار نسل به درویزگی گذشت
اما میآوریم گداهای دیگری
در شکلهای تازه عوض میکنیم باز
هر چار فصل رختِ عزاهای دیگری
در عصر شیخ و شعبده تو شعر نیستی
موسای دیگری و عصاهای دیگری
گفتند راهِ خلق و خدا راهِ یکسره است
دستم نمیرود به دعاهای دیگری
هر شام، پیشِ ایزدِ نو گریه میکنم
هر صبح میرسم به خداهای دیگری
- احسان بدخشی
275
فارسی بود گریهی پدرم
فارسی هست خندهی پسرم
مادرم سالهاست میگوید:
فارسی درد میکند کمرم
دخترم را به فارسی کشتند
فارسی آتشیست در جگرم
گریهام، خندهام، سکوتم نیز
کلماتی که رُسته دور و برم
کوه و دشتم، درخت و مزرعهام
ساقه و شاخه، برگم و ثمرم
شک ندارم به فارسی بوده
اینکه من سالهاست در به درم
لحظهی فارسی سخن گفتن
من گمان میکنم پرنده ترم
فارسی راه میروم وقتی
دوست دارم به آسمان بپرم
فارسی میروم به دکّان ها
تا که دیوان تازهای بخرم
فارسی دوست دارمت بسیار
با خودم، آمدم تو را ببرم!
احسان_بدخشانی
