uz
Feedback
بابونه

بابونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
243
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
از امروز که تولدم است.
+2
از امروز که تولدم است.

Repost from سنگِ صبور
عکس از صفحه تقی بختیاری «ما از زنانیم و به سوی آنان باز می‌گردیم.» گمنامی| تقی بختیاری
+1
عکس از صفحه تقی بختیاری «ما از زنانیم و به سوی آنان باز می‌گردیم.» گمنامی| تقی بختیاری

سینه مالا مال درد است ای دریغا مرحمی.

تَنگ مپسند دلی را که در او جا داری...

خبر ز خویش ندارم جز اینکه روزی چند نگاه شوق تو بودم‌ کنون خیال توام #بیدل

«اَما عزیز من! در این گوشه‌ی دُنیا "زَن" بسیار کَم دوست داشته شُد.»
«اَما عزیز من! در این گوشه‌ی دُنیا "زَن" بسیار کَم دوست داشته شُد.»

Repost from N/a
وقتی تمام تن می‌گریستم کسی بر چشمم اشکی ندید بهرام بیضایی

اگر جایگاهی در زندگی کسی داشته باشی، ‏او هرگز در برابر دیگران وانمود نمی‌کند که تنهاست.. -عباس معروفی

کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند، وقتی جهان پُر از رنج بود… زیرا در میان ویرانی و رنج، وظیفه‌ انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد. داستایفسکی برادران کارامازوف

آزادی🕊️
آزادی🕊️

photo content

ترسناک است که تو را' در مکانی شکننده مثل دنیا دوست دارم.

photo content

بی‌درد هستی، انزوایم را نمی‌فهمی معنی "چیزی نیست"‌هایم را نمی‌فهمی آواز می‌خوانم برایت، مست می‌رقصی بغض نشسته در صدایم را نمی‌فهمی دلتنگتم دلتنگتم دلتنگتم دلتنگ! بدخُلقی و چون و چرایم را نمی‌فهمی؟ من سکه‌ی بودم که از دستِ تو افتادم تو کودکی هستی که جایم را نمی‌فهمی چون کوه در ظاهر قوی و در دلم آتش... با چشمِ ظاهربین ورایم را نمی‌فهمی! سهراب سوشیان

این عکس را از کانال «سوسن نعنا»در گالری ذخیره کردم و خیلی خیلی خوشم آمد اینجا نشر میکنم تا آنهایی که ندیده اند هم ببینند.
این عکس را از کانال «سوسن نعنا»در گالری ذخیره کردم و خیلی خیلی خوشم آمد اینجا نشر میکنم تا آنهایی که ندیده اند هم ببینند.

غمت وداعِ همه کرد و رو به ما آورد وفا که وعده تو کردی، غمت به جا آورد! - ضمیری اصفهانی

از این همه رفت و آمد خسته نمی شوید؟😁

باران شد و گل‌های سوری اتفاق افتاد در قلبِ عاشق ناصبوری اتفاق افتاد گفتی که فردا صبح می‌آیم به دیدارت تا صبح شد صد سالِ نوری اتفاق افتاد یک عمر را از دور با هم زندگی کردیم اما وداعِ ما حضوری اتفاق افتاد گفتم خدایا ختم کن بی‌اتفاقی را یک لحظه بعد از بینِ موری اتفاق افتاد... گفتم که «پیشِ چشم من باشد همیشه کاش» نجوا برامد «چشم» و کوری اتفاق افتاد بیرون کشید از خوابِ راحت؛ هوشیارم ساخت عشقی که حینِ بی‌شعوری اتفاق افتاد تو با نقابِ یک فرشته آمدی پیشم دیدارِ ما در بینِ گوری اتفاق افتاد. مجید خاکسار

Repost from پودینه:
از کنارم هر روز گذر کن; سایه‌هایمان هنوز همدیگر را دوست دارند.

Repost from [.Aviothic.]
«هل تفهم ما معنى أن تنام وأنت تُردِّد: يا ربّ اجعلني أتجاوز هذه الأيّام؟» «آیا می‌فهمی یعنی چه که هنگام خواب با خودت تکرار کنی: خدای من! کمکم کن این روزها را پشت سر بگذارم؟» -أدهم الشرقاوی.