uz
Feedback
بابونه

بابونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
257
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+1530 kunlar
Postlar arxiv
سلام و درود خدمت همه! ما تصمیم بر این گرفتیم که فولدر «برای آزادی» را دوباره بسازیم. این‌بار با تغییراتی در کانال‌های این فولدر. خوشحال می‌شوم در اشتراک‌گذاری این فولدر سهیم باشید، بنویسید و کانال‌ اضافه کنید. سپاس لینک فولدر: https://t.me/addlist/zKHgUKrgDNU5YTE1

"تُحسب قیمهٔ‌المنزل بضحکات الأم" ارزش خانه به خنده های مادر است. #عربیات

‏آدم که دوستانش را از دست نمی‌دهد! دشمنانِ مخفی‌اش را پیدا می‌کند، دوستان واقعی هر اتفاقی هم که بیفتد، تا پایان دوست می‌مانند. - ویکتور هوگو

🌧️

Repost from [.Aviothic.]
و خداوند گفت «دشمنت» را دوست بدار. اطاعت کردم و خودم را دوست داشتم.

و تمام! #بادبادک _باز #خالد _حسینی
و تمام! #بادبادک _باز #خالد _حسینی

بخشی از وجودم می گفت : «امیر ، این تو نیستی . تو بی دل و جراتی شالوده ات را همین جوری ریخته اند و این اصلاً چیز بدی نیست ،چون حداقل می‌توانی به این ببالی که هرگز در این باره به خودت دروغ نگفته ای . دست کم نه در این باره. بزدلی تا وقتی با احتیاط همراه باشد،هیچ ایرادی ندارد اما اگر یک بزدل از یادش برود که کیست… خدا به فریادش برسد.»

با هر بار دیدن یک شاگردک‌ام بنام «حمزه» یاد «آصف» شخصیت ناسالمِ رمان بادبادک باز می اُفتم چون؛ چشمان آبی رنگ ، اندام لاغر و ق
با هر بار دیدن یک شاگردک‌ام بنام «حمزه» یاد «آصف» شخصیت ناسالمِ رمان بادبادک باز می اُفتم چون؛ چشمان آبی رنگ ، اندام لاغر و قد بلند اش دقیق چنین آدمی را در نظرم می نمایاند اما حمزه برعکسِ آصف در آرامی و عاجزی طوری ست که حتی صدایش به سختی شنیده می‌شود.

‏ نمی‌خواهم هیچکس درقلبت شبیه من باشد...

در پهلوی یاد گرفتن قاعده ، اخلاق و اصول زنده گی یاد بگیریم از آدم‌های سست عنصر دور باشیم خواه در هر عرصه باشند ؛ چه در رفاقت ، چه در کار و …!

photo content
+1

وقتی کتاب «بادبادک باز » را بخوانی پی میبری که افغانستان از زمانی که تهداب اش نهاده شده بود قوم پرستی در آن وجود داشت زمان های که من و شما نبودیم اما حال خود شاهد تعصب و ریشه های قوی اش هستیم.

زخم‌ها زیباترت کرده‌اند چون برکه‌ها، که با سنگ‌هایِ خوابیده در بسترشان زیباترند.
زخم‌ها زیباترت کرده‌اند چون برکه‌ها، که با سنگ‌هایِ خوابیده در بسترشان زیباترند.

وقتی زمستان سال بعد رسید، تنها یک جای زخم کوچک روی لبش به جا مانده بود و این نکته ای بس طعنه آمیز بود ؛چون از همان زمستان بود
+1
وقتی زمستان سال بعد رسید، تنها یک جای زخم کوچک روی لبش به جا مانده بود و این نکته ای بس طعنه آمیز بود ؛چون از همان زمستان بود که که حسن دیگر لبخند نزد. #بادبادک باز #خالد حسینی

گلم گر نیستی خارم چرایی؟

فلک در قصد آزارم چرایی

با غمی که در صدا و چشم هایش بود میگفت؛ اولین باری که سر صحبت را باز کرده بودیم حرف بالای موضوعی شد و چیزی را فراموش کرد پیش دستی کردم و برایش گفتم ؛ شما را درک میکنم «یک سر دارید و هزار سودا» با لبخند و هدف خاصی گفت فعلاً که فقط یک سودای قشنگ در سر دارم و بعدش را ببینم چه خواهد شد ، و از آن روز دو سال و چند ماه میگذرد اما،هیچ گاهی نشد این «یک سر و هزار سودا» را بشنوم و ته دلم خالی نشود.

برای روزهای که قرار است باز هم در دنیای سوت و کورِ بی اینترنتی وارد شویم ، برایم کتاب معرفی کنید.😐

هرگز دلم از یاد تو غافل نشود گر جان بشود مهر تو از دل نشود افتاده ز روی تو در آیینهٔ دل عکسی که به هیچ وجه زایل نشود

هنوز غوطه‌وری در خیال خام خودت تو هم شبیه من افتاده‌ای به دام خودت تو مثل شهر شلوغ و من آشنای غریب بیاب گمشده‌ای را در ازدحام خودت دلم اگرچه بنایی خراب و متروکه‌ست بیا بکوب و بساز و بزن به نام خودت به پای قول خودم مانده‌ام ولی گاهی تو هم بمان سر قولت به احترام خودت اگرچه با همه قهری، به زور هم که شده سری تکان بده در پاسخ سلام خودت بدان گذشتن تو کمتر از تلافی نیست مباد آن‌که بسوزی در انتقام خودت شدم من آینه‌ای رو به روی آینه‌ات تو هم هر آینه مشغول قتل عام خودت