«ادبیاتِ عُصیان»
Kanalga Telegram’da o‘tish
کــیمیاکــریمزاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
322
Obunachilar
+324 soatlar
-147 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
گاهی فقط یک "الف" کوچک، میتواند فاصلهی میان "مرگ" و "جاودانگی" باشد!
کـیمیاکـریمزاده.
شاید بد نباشه از امروز، وقتی وارد این ماه میشویم، به یاد داشته باشیم که نام اصلیاش اَمُرداد است؛ ماهی که ایرانیان باستان آن را نماد بیمرگی، رویش و جاودانگی میدانستند.
پس چرا امروز میگوییم «مرداد»؟
در گذر زمان و بر اثر تحول طبیعی زبان فارسی، پیشوند «اَ» از ابتدای واژه حذف شد و «اَمُرداد» به «مرداد» تبدیل شد؛ شکلی که امروز در تقویم رسمی ایران هم به کار میرود.
اما از نظر واژهشناسی
حذف این «اَ» باعث شده معنای اصلی واژه وارونه شود؛ چون «مرداد» بهتنهایی یادآور «مرگ» یا «مردنی بودن» است، نه جاودانگی. به همین دلیل بسیاری از زبانشناسان و پژوهشگران فرهنگ ایران باستان، شکل «اَمُرداد» را دقیقتر و اصیلتر میدانند.
یک نکته جالب دیگر هم اینکه
در آیین زرتشتی، امرداد یکی از امشاسپندان است؛ یعنی نماد جاودانگی و نگهبان گیاهان و همه رستنیها. به همین دلیل، پیوند زیبایی میان امرداد، زندگی، سرسبزی و تداوم حیات وجود داره :)
ریشهٔ واژه «اَمُرداد»
واژه «اَمُرداد» از واژه اوستایی اَمِرِتات (Amərətāt) آمده است. این واژه از سه بخش ساخته شده:
اَ = پیشوند نفی، به معنای «نه» یا «بی»
مِرِت / مَرْتَ = مرگ، مردنی بودن
ـات = پسوند اسمساز
در نتیجه، اَمُرداد یعنی:
نامیرایی، جاودانگی و فناناپذیری.
نام درست این ماه، "اَمُرداد" است. واژهای که بیش از سه هزار سال قدمت دارد و معنایش دقیقا "نامیرایی" و "جاودانگی" است.
جالبتر اینکه فقط با حذف یک "الف" در ابتدای کلمه، معنای آن کاملاً برعکس شده؛ از جاودانگی رسیدهایم به...مرگ!
تا پیش صفر بود محرم
تا از پس تیر هست مرداد
از دولت و بخت شاد بادی
وانکس که به تو نه شاد ناشاد
این رنج که هست بر زیادت
بر دیده و جان دشمنت باد
مسعود سعد
مردادماه، یعنی خاک داد خویش بداد از برها و میوها پخته که در وی بکمال رسد، و نیز هوا در وی مانند غبار خاک باشد و این ماه میانه تابستان بود و قسمت او از آفتاب مر برج اسد(را) باشد.
نوروزنامه، خیام
بسی برآید و بی ما فرو رود خورشید
بهارگاه و خزان باشد و دی و مرداد
بر این چه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
سعدی
