Coconut diaries
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
+524 soatlar
+37 kun
+1630 kun
Postlar arxiv
از این نقطه منتفرم. نقطهای که باید “صبر” کنی تا تکلیف معلوم شه. دور از خونه، دور از تمام نقطههای امنم، در حالی که نمیدونم ماه بعد کجام! همهچیز معلقه ولی من عاشق سکونم!
واقعا باید در مملکتو گل گرفت. دیگه حتی برای یک ساعت آینده هم نمیشه برنامه ریخت چه برسه به روزهای آینده!
شما اگه خونهات کنار چاه باشه که هرروز بری از چاه آب بیاری، ایران بهترین جا برای زندگیه.
Repost from N/a
هر اتفاقی بخواد بیفته میفته
هر اتفاقی هم افتاده باید می افتاده
دیگه بهش فکر نکن
هرچقدر به فارغالتحصیلی نزدیکتر میشم بیشتر به این فکر میکنم که این چه کاری بود با خودم کردم؟ کاش یه شغل کارمندی داشتم دغدغه کار نداشتم!
داشتم بهش میگفتم یه وقتایی از دیدن چیزی لذت میبرم، مثلا برام جذابه که آدما میرن طبیعت کمپ میکنن، یا با یه کوله کل جهانو پیاده میچرخن، حتی حسرت میخورم که چرا جاشون نیستم، ولی خودم در اون موقعیت دوام نمیارم! نه میتونم مدت طولانی توی طبیعت باشم، نه آدمِ سفرهای بیبرنامه و بیامکاناتم! فقط دیدن ویدیوهاش برام لذت بخشه! آدم با خودش که دیگه باید بدونه چند چنده!
حالا همین رو میتونین تعمیم بدین به کلی موقعیت دیگه که بابتش حسرت خوردین ولی اگر برای خودتون پیش بیاد متوجه میشین اصلا “برای شما” دوستداشتنی نیست!
درحالی که شما هرروز دارین ماچا میخورین، من حتی ماچهای مورد نیازم رو هم دریافت نمیکنم!
“I believed that I was hopelessly screwed up. And I could’ve lived my entire life not realizing that everything that you’ve despised me for, everything that you hated about me, somebody else would love me for exactly the same thing and would accept me for exactly who I am!”
Scenes from a marriage
یادم اومد یکی از دوستام که اضطراب اجتماعی داره چند وقت پیش برای اینکه حالش بهتر بشه شروع کرد کلاس رقص رفتن، ولی الان کلاسه این شکلی شده که باید هرجلسه یکی یکی جلوی همه برقصن و کل حضار نگاه کنن؛ هیچی دیگه طفلک الان از استرس کلاس رقص شبا خوابش نمیبره:)))
متوجه شدم توی این زمانی که هستیم آدم باید برای فرار از افسردگی به هرچیزی که بهش حس خوب میده چنگ بزنه. خواه کلاس رقص و نقاشی، خواه فیلم و کتاب و حتی پارتی و مهمونی!
