Coconut diaries
Kanalga Telegram’da o‘tish
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
+524 soatlar
+37 kun
+1630 kun
Postlar arxiv
خودم هنوز برام عادی نشده که چرا به توت خشک ناخوداگاه میگم کشمش! هربار میام اسمشو ببرم یه بار اشتباهی کشمش میگم بعد تصحیحش میکنم!
این هم وضعیت من که اون وسط دارم scenes from a marriage میبینم و شیرکاکائو میخورم. اون دفتر رو هم برای باد زدن خودم استفاده میکنم!
امروز برای فاصله گرفتن از خونه و شکوندن ریتم خونه موندنم اومدم کتابخونه. برق رفته و توی گرمای خفهکننده و هوای شرجی به بقیه آدما نگاه میکنم که توی این وضع برای کنکور درس میخونن و خدا رو شکر میکنم که حداقل کنکوری نیستم.
بعضی وقتا حرکات عادی آدمها رو از دید تکاملی نگاه میکنم و خیلی همهچیز عجیب میشه.
مثلا یه مادر که به بچهاش اصرار میکنه فلان میوه رو بخوره چون خاصیت داره، در واقع میخواد بچهاش سالم بمونه که بقاش بیشتر باشه و ژنش رو به نسل بعد منتقل کنه:))))))) ویرد.
نزدیک ساعتای رند که میشه انقدر کارای برقیمو تند تند انجام میدم انگار سگ دنبالم کرده.
معلومه که با چتجیپیتی حرف میزنم، نه خسته و بیحوصله میشه، نه دراما داره. تازه بلده چی رو کجا بگه.
