uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Coconut diaries

Coconut diaries

Kanalga Telegram’da o‘tish

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
+830 kun
Postlar arxiv
نمیدونم چطور میتونم این همه زیبایی‌ای رو که امروز شاهدش هستم باهاتون به اشتراک بذارم که دوربین در حقش کم‌لطفی نکنه.

از قشنگی آدم بودن هم اینه که دختر ناشناسی که تو بالکن دانشکده دیدم رول دارچینی‌هاش رو باهام سهیم شد و روز زیبامو تکمیل کرد.
+2
از قشنگی آدم بودن هم اینه که دختر ناشناسی که تو بالکن دانشکده دیدم رول دارچینی‌هاش رو باهام سهیم شد و روز زیبامو تکمیل کرد.

من واقعا خدا رو شاکرم که به لطف تراپی و تجربه‌هایی که به دست آوردم می‌تونم توی موقعیت‌های سخت رفتار درست رو نشون بدم و درگیر خجالت و عذاب وجدان بیخود نشم.

از رفتارای ضد و نقیض خوشم نمیاد، یا همیشه باهام خوب باش و یا کلا باهام حرف نزن. دیگه توان اینو ندارم هرروز فکر کنم که اگه فلانی باهام دوسته چرا پس یک روز گرم و صمیمیه و یک روز دیگه به زور جوابمو می‌ده.

کاش همه روزهام مثل امروزم بود، بارونی، دل‌فریب و نرم و نولوک☁️
کاش همه روزهام مثل امروزم بود، بارونی، دل‌فریب و نرم و نولوک☁️

انقدر روز زیباییه که دوست ندارم تموم بشه.

انگار هیچ‌گونه ذوق و حس “به دست آوردنی” توی درسای حفظی نیست.

دلم حس اون لحظه‌ای رو می‌خواد که یه سوال ریاضی رو درست حل می‌کردی و حس می‌کردی انیشتینی.

دلم ناگهانی برای ریاضی تنگ شد. کاش یک کتاب تست کنکور ریاضی برای خودم باقی میگذاشتم.

فردا روز دوست داشتنی‌ایه.

از یکشنبه‌ها متنفرم. با تمام وجودم.

۹ آذر مواجهه هزارباره با بی‌عدالتی.

گاهی بار انفعال از بار اشتباه کردن خیلی سنگین‌تر می‌شه!

کاملا اتفاقی کسی رو که فکر نمی‌کردم توی فروشگاه دیدم، نمی‌دونم متوجه ذوقم شد یا نه، از آخرین دیدارمون دو سالی می‌گذشت، بهم گفت عوض شدم، بزرگ‌تر شدم، اونم شده بود، همه ماهایی که هرروزمون با هم می‌گذشت انقدر تغییر کرده بودیم که منو نشناسه. دیدنش برام نشونه بود. بعد از خوابی که دیده بودم، این دومین نشونه‌ای بود که می‌گفت باید یک سری ارتباطات رو از سر بگیرم، چون هرچقدر سخت، ولی ارزشش رو داره.

امروز حالم خوب بود ولی ملالی نبود جز دلتنگی.
+1
امروز حالم خوب بود ولی ملالی نبود جز دلتنگی.

Ovozli xabar00:23

کی باورش میشه ۸ آذره و ما حتی هنوز بخاری روشن نکردیم!

صدای امروز، چون دلم آهنگای دهه نود میخواست.

هیچی طعم چای خونه خود آدم نمی‌شه.

روشنا امشب خیلی زیاد حق میگه.