Coconut diaries
Открыть в Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
262
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
+830 дней
Архив постов
نمیدونم چطور میتونم این همه زیباییای رو که امروز شاهدش هستم باهاتون به اشتراک بذارم که دوربین در حقش کملطفی نکنه.
+2
از قشنگی آدم بودن هم اینه که دختر ناشناسی که تو بالکن دانشکده دیدم رول دارچینیهاش رو باهام سهیم شد و روز زیبامو تکمیل کرد.
من واقعا خدا رو شاکرم که به لطف تراپی و تجربههایی که به دست آوردم میتونم توی موقعیتهای سخت رفتار درست رو نشون بدم و درگیر خجالت و عذاب وجدان بیخود نشم.
از رفتارای ضد و نقیض خوشم نمیاد، یا همیشه باهام خوب باش و یا کلا باهام حرف نزن.
دیگه توان اینو ندارم هرروز فکر کنم که اگه فلانی باهام دوسته چرا پس یک روز گرم و صمیمیه و یک روز دیگه به زور جوابمو میده.
دلم حس اون لحظهای رو میخواد که یه سوال ریاضی رو درست حل میکردی و حس میکردی انیشتینی.
دلم ناگهانی برای ریاضی تنگ شد. کاش یک کتاب تست کنکور ریاضی برای خودم باقی میگذاشتم.
کاملا اتفاقی کسی رو که فکر نمیکردم توی فروشگاه دیدم، نمیدونم متوجه ذوقم شد یا نه، از آخرین دیدارمون دو سالی میگذشت، بهم گفت عوض شدم، بزرگتر شدم، اونم شده بود، همه ماهایی که هرروزمون با هم میگذشت انقدر تغییر کرده بودیم که منو نشناسه.
دیدنش برام نشونه بود. بعد از خوابی که دیده بودم، این دومین نشونهای بود که میگفت باید یک سری ارتباطات رو از سر بگیرم، چون هرچقدر سخت، ولی ارزشش رو داره.
