خُنیا
Kanalga Telegram’da o‘tish
آنسوی سایهها، در میان قلعهها. • https://t.me/iRoChatBot?start=sec-iejfgihcdb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
245
Obunachilar
-324 soatlar
+37 kunlar
+330 kunlar
Postlar arxiv
245
اینجا آسمون ابری و باد هست و این آرامشِ قبل از بارون، من رو یاد این حرفِ فراست میاندازه، اونجا که میگه باران به باد گفت: تو پیش ران و من تیرباران میکنم، و هر دو باغچهٔ باغ را چنان کوبیدند که گلها به زانو درآمدند و خسته و کوفته فروخفتند. گرچه نمردند، اما من میدانم که گلها چه احساسی داشتند..
245
من حقیقتاً هیچکس رو به اندازهٔ خیام دوست ندارم و صدالبته حکیم توس، فردوسیِ والاگهر، اما بیانصافیست اگر لقب پادشاه ادبیات رو به سعدی ندیم. سعدی به راستی خدای ادبیات پارسیست.
245
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
سعدی.
245
رباعیات ابوسعید ابوالخیر خیلی قشنگه. ایشون هم مثل خیام دیدگاههای فلسفی جالبی تو رباعیاتش وجود داره، پیشنهاد میکنم بخونید. رباعیات قشنگی داره مثل؛
آن یار که عهدِ دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
یا این دو رباعی زیباش که خیلی دوستشون دارم؛
از مردمِ صد رنگ سیهپوشی بِه
وز خلقِ فرومایه فراموشی بِه
از صحبتِ ناتمام بیخاصیتان
کنجی و فراغتی و خاموشی بِه
دل کیست که گویم از برای غم توست؟
یا آن که حریمِ تن، سرایِ غم توست
لطفیست که میکند غمت با دل من
ورنه دلِ تنگ من چه جای غم توست؟
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
