خُنیا
Kanalga Telegram’da o‘tish
آنسوی سایهها، در میان قلعهها.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
246
Obunachilar
+324 soatlar
+67 kunlar
+630 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '260
0 kanalda
Iyun '26
+107
6 kanalda
Get PRO
May '260
1 kanalda
Get PRO
Aprel '260
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
1 kanalda
Get PRO
Fevral '260
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '250
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '250
1 kanalda
Get PRO
Avgust '250
1 kanalda
Get PRO
Iyul '250
1 kanalda
Get PRO
Iyun '250
2 kanalda
Get PRO
May '250
0 kanalda
Get PRO
Aprel '250
0 kanalda
Get PRO
Mart '250
0 kanalda
Get PRO
Fevral '250
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '250
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '240
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '240
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '240
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+146
1 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 01 Iyul | 0 |
Kanal postlari
گاهی فکر میکنم سکوت، نقطهٔ مقابل سخن گفتن نیست بلکه تقابلِ او با شلوغیست. بعضی آدمها ساعتها حرف میزنند و در آن بارانِ کلمات، هیچ قطرهای از وجودشان جاری نمیشود. حرفشان چون پوستهای توخالیست. اما گاه در کنار سکوتی ساده، چنان غوطهوری در خویشتنِ خویش را تجربه میکنی که گویی درونِ سینهات، جایی که سالها غبارِ همهمه نشسته، ناگهان پرندهای آرام بال گشودهست. آن سکوت، دیوارِ دل را کوتاه میکند و تو را به اتاقکِ خلوتِ وجودت میبرد، جایی که دیگر نیازی نیست چیزی بگویی تا باشی.
| 2 | این گروه ایرانی هست و این موزیک هم با ترکیبی از دف و سهتار و گیتار آکوستیک اجرا میشه که من واقعاً خوشم اومده هرچند با بقیهٔ موزیکهای کانال فرق داره، ولی گوش دادنش خالی از لطف نیست. | 17 |
| 3 | خُنیا | 18 |
| 4 | خُنیا | 17 |
| 5 | خُنیا | 49 |
| 6 | خوشا به حالِ آنها که از کنارِ جهان میگذرند بیآنکه تیغِ ظرافتها گوشتشان را بدرد. برایشان باران فقط نمِ روی لباس است نه زخمِ خاطره. غروب، فقط تاریکیِ اتاق است نه سوگِ نوری که میرود. آنها میخوابند و دنیا برایشان نمیگرید اما من آینهای هستم که هر گردی بر آن، تصویر را میلرزاند. هر لبخندی را تا استخوانِ غمش میخوانم، هر سکوتی را تا فریادِ پنهانش. این حساسیت لعنتی مجالی نمیدهد که غافل باشم و شاید حسرت، نه برایِ آنهاست که نمیبینند، که برایِ من است که میبینم و نمیتوانم چشم ببندم. | 87 |
| 7 | خُنیا | 63 |
| 8 | خُنیا | 63 |
| 9 | اگر پیشنهاد یا انتقادی دارید دربارهٔ محتوای کانال، واسم بنویسید حتماً، خوشحال میشم.
• https://t.me/iRoChatBot?start=sec-iejfgihcdb | 32 |
| 10 | در سکوتِ سنگینِ روزها، زمان بیآنکه منتظرم باشد از لابهلایِ انگشتانم میلغزد و من نیز در خلسهٔ وهمآلودِ جستجوی آرامش، گمان میکنم که پس از این دوندگیها، مکانیست که من را به پناه خویش ببرد غافل از آنکه تصور رسیدنِ به آرامش سرابی بیش نیست. اینگونهست که در میانهٔ گردشِ بیامانِ افلاک، تنها به خاکستری از خویشتن میرسم و آنجا نه جنبشیست برای رهایی و نه نگاهیست برای شگفتی، تنها زهرِ ملالیست که میجوشد و جانم را جرعهجرعه تهی میکند. | 73 |
| 11 | در سکوتِ سنگینِ روزها، زمان بیآنکه منتظرم باشد از لابهلایِ انگشتانم میلغزد و من نیز در خلسهٔ وهمآلودِ جستجوی آرامش، گمان میکنم که پس از این دوندگیها، مکانیست که من را به پناه خویش ببرد غافل از آنکه تصور رسیدنِ به آرامش سرابی بیش نیست. اینگونهست که در میانهٔ گردشِ بیامانِ افلاک، تنها به خاکستری از خویشتن میرسم و آنجا نه جنبشیست برای رهایی و نه نگاهیست برای شگفتی، تنها زهرِ ملالیست که میجوشد و جانم را جرعهجرعه تهی میکند. | 1 |
| 12 | غافلی از حالِ دل، ترسم که این ویرانه را
دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند
صائب
خُنیا | 74 |
| 13 | خُنیا | 68 |
| 14 | خُنیا | 80 |
| 15 | محسن رضایی میگه باید هواپیمای الجزایر رو با موشک بزنیم و ما به عنوان تیم جایگزین بریم بالا | 9 |
| 16 | صبح بیداری شی ببینی این تیم کثیف حذف شده. حالا تیم یه طرف، این ضایع شدن میثاقی یه طرف دیگه اونم دقیقهٔ ۹۶، زجه بزن بچه شیعه =))) | 20 |
| 17 | عمیقترین حسی که این روزها دارم، خودِ نبودِ حس است. نه اندوهی که بسوزاند و نه شوقی که بلرزاند، فقط سکوتی بیپژواک به وسعتِ یک کویرِ بیطوفان. گویی درونِ برکهای راکد افتادهام که حتی برگی بر سطحش موج نمیاندازد. | 100 |
| 18 | از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
خیام
خُنیا | 142 |
| 19 | خُنیا | 105 |
| 20 | من ندانم به نگاهِ تو چه رازیست نهان
که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان
رعدی آذرخشی
خُنیا | 114 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
