uz
Feedback
"خونه

"خونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
-224 soatlar
-157 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
دیگه ببخشید بی‌ادبم، مشکل از لوکیشنه.

Repost from Fallen Signal - 08
ادبیات این روزام رو در شأن خودم و همچنین در شأن شما نمیدونم ولی خب کاریشم نمیتونم بکنم.

و در نهایت همیشه اونه که نجاتم میده.

مامانننن؛
مامانننن؛

برنامه‌تونو خواستید بدید بنویسم، انقدر دقیق و تمیز مینویسم کیف کنین.💆🏻‍♀️
برنامه‌تونو خواستید بدید بنویسم، انقدر دقیق و تمیز مینویسم کیف کنین.💆🏻‍♀️

یچیزی فراتر از داغونم.

یه‌ماه پیش هنوز بودید.

Repost from ufo
میای تو بطن داستان، اصن چیز دیگه‌ست.

++++

هیچی نمیتونست انقدر افسرده‌م کنه.

ویدیومسیجی که ازم گرفته رو تازه دیدم، توش شبیه افسرده‌هایِ روانی زل زدم به دیوار.

تاتاری پیرم کردی، پیر شدم از دستت.

هروقت دیدید زیادی دارم میخندم، خنده‌های بی‌دلیل و بی‌اهمیت‌ انگاشتن هرچیزی، بدونین خیلی عصبی‌م، در حدی که شاید بعد از اون خنده‌ها شیش‌دست گریه کنم.

حوصله‌ی خودمم ندارم دیگه.

کسی هیچوقت کامل نمیتونه خودشو درمان کنه؛ چون در نهایت یه قسمت از روحت باید توسط بقیه درمان بشه جاهایِ پوچش.

غر ندارم، ناراحتم نیستم فقط حس میکنم بعضی‌ حرفایی که نیاز داشتم یه زمانی به کسی بزنم و تنها فرد تو بودی موند تو گلوم و الان شده خوره‌یِ مغزم.

‏دست من نیس به ولله من سعی به حفظ شخصیت آکادمیک و دخترونه دارم، ولی هرروز دارم بددهن تر از دیروز میشم.

تلخیِ لعنتی؛
تلخیِ لعنتی؛

اسیر شدیم بقرآن.
اسیر شدیم بقرآن.

همین ضربه کافی بود تا متلاشی بشم.