"خونه
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
262
المشتركون
-224 ساعات
-157 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
262
هروقت دیدید زیادی دارم میخندم، خندههای بیدلیل و بیاهمیت انگاشتن هرچیزی، بدونین خیلی عصبیم، در حدی که شاید بعد از اون خندهها شیشدست گریه کنم.
262
کسی هیچوقت کامل نمیتونه خودشو درمان کنه؛
چون در نهایت یه قسمت از روحت باید توسط بقیه درمان بشه جاهایِ پوچش.
262
غر ندارم، ناراحتم نیستم
فقط حس میکنم بعضی حرفایی که نیاز داشتم یه زمانی به کسی بزنم و تنها فرد تو بودی موند تو گلوم و الان شده خورهیِ مغزم.
262
دست من نیس به ولله من سعی به حفظ شخصیت آکادمیک و دخترونه دارم، ولی هرروز دارم بددهن تر از دیروز میشم.
262
نمیخوام چیزیو عادی جلوه بدم چون هیچچیز عادی نیست، ولی احساس میکنم اگر همینلحظه نبینمت روانی میشم.
262
این روزها بیشتر از هر چیزی باید به خودم یادآوری کنم: نایست؛ گیر نکن.
نه توی خاطرههایی که تاریخشون گذشته، نه توی شبهایی که فکرها بیهوا هجوم میارن، نه بین بالشها و سقفی که ساعتها فقط نگاهش میکنی، توی خیابونهایی که هر گوشهش یه نفر رو یادآوری میکنه، توی کافههایی که هنوز بوی آدمهای قدیمی رو میدن، توی حسهایی که هیچوقت کامل نشدن، توی حرفهایی که همیشه تو گلوت موندن، توی خداحافظیهایی که هنوز تهِ دلت درد دارن، توی ترس از آینده، توی آهنگهایی که تو رو برمیگردونن به خودِ قدیمیت، و نه توی آدمهایی که دیگه سهم امروزت نیستن.
کاش یادم بمونه که تلخترین بخش رها کردن اینه که یهو میفهمی خیلی چیزها رو محکم نگه داشتی که اصلاً قرار نبوده بمونن.
