uz
Feedback
"خونه

"خونه

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-137 kun
-930 kun
Postlar arxiv
photo content

عجب روزایِ کثیفی رو دارم میگذرونم به امام‌حسین!

تو ۵۲ ثانیه گفت ماهو دیدم، یادتم افتادم، زنگ زدم همینو بگم خدافظ.
تو ۵۲ ثانیه گفت ماهو دیدم، یادتم افتادم، زنگ زدم همینو بگم خدافظ.

نمیدونم؛ مثلاً زنگ‌ بزن بگو ماه امشبو دیدم یادت افتادم.

قیافه‌م دقیقاً همینه، رویِ زمینِ گِلی در حالی که میدونم چنددقیقه دیگه یه آدم پا میزاره رو همین لبخندی که به‌زور نگهش داشتم و پاکم میکنه.

از دیدنِ یه متن صرفاً برایِ خودِ خودم، ذوق میکنم.

چشمام صبح الطلوع چه خوشگل شدن، برم اسفند دود کنم برا خودم.

یهویی دیدید جهت ادامه‌دادن به زندگی منم یه چنل تو بله‌ زدم، خدا میدونه.

نمیدونم؛ ولی شماهم نسیم رو داشته باشید.

نسیم رو تو بله دارمش، و هربار که بله رو چک میکنم منتظرم یچیزی گفته باشه تا بتونم بخونمش، عکساش، حرفاش و به‌قولِ نیکی اکسسوری‌هایِ خاص خودش.

Repost from ufo
اگر اینجا قطع شدم و نبودم یا قطع شدین و نبودین می‌تونیم توی سوپر! اپلیکیشن! بله! دور هم باشیم. اونجا جاییه که سرمون‌و روی آب با هزارتا بدبختی نگه می‌داریم. @nassiminufo آیدی چنلم توی بله!. این هم لینک یکی از پست‌هاش: https://ble.ir/nassiminufo/-8557970005297645966/1776853614998

دلتنگِ یک‌ثانیه زندگیِ عادیمم.

نمیدونم چندمین‌باره که به مو میرسه، پاره هم میشه، هربارم گره‌ش میزنم. این نخِ پوسیده‌ای که مملو از گره‌هایِ ریز و درشته به‌طرز اسفناکی منو به زندگی وصل نگه داشته.

اُمیدتون چیه؟

Taylor Swift - Fresh Out The Slammer.mp38.13 MB

مُردم واسش.
+1
مُردم واسش.

Repost from Fallen Signal - 08
کم استرس و بدبختی داشتیم، استرس تموم شدن حجم کانفیگ هم به استرسام اضافه شد.

گفت: من طاقت دیدن حالت بد رو ندارم. اون غمِ زیر پوستت، اون فشارِ توی صدات. همشو حس می‌کنم و هر بار انگار یه چیزی تو دلم تیر می‌کشه. باور کن عصبانیتت اصلاً چیزی نیست که بخوام، اما از یه چیز بیشتر می‌ترسم؛ اون لحظه‌هایی که ساکت می‌شی. نه وقتی خسته‌ای و فقط حالِ حرف‌زدن نداری، نه. وقتی حرف‌هات تو گلوت گیر می‌کنن و تصمیم می‌گیری نگفتنشون رو انتخاب کنی؛ همون موقعه که دنیا روی سرم خراب میشه. دوست دارم بگی، هرچی هست. حتی اگه می‌دونم فرداش، یا حتی یک ساعت بعد، شاید کامل قبولش نداشته باشی. ترجیح میدم حرف‌هات مثل سیلی بخوره تو صورتم، بسوزه، اشکم رو دربیاره اما لااقل بدونم هنوز باهامی. فقط در رو روم نبند. نگو می‌خوای تنها باشی، وقتی می‌دونم اون تنهایی، از اون خوبا نیست.

عنوان این روزامو اگر بخوام بگم، فقط یک مشت الفاظ رکیکی‌عه که در شأن شما که هیچ، در شأن خودمم نمیبینم بیانشون کنم.

حتی نمیدونم دلتنگ چی‌اَم.