"خونه
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
262
订阅者
无数据24 小时
-137 天
-930 天
帖子存档
262
نمیدونم چندمینباره که به مو میرسه، پاره هم میشه، هربارم گرهش میزنم. این نخِ پوسیدهای که مملو از گرههایِ ریز و درشته بهطرز اسفناکی منو به زندگی وصل نگه داشته.
262
Repost from Fallen Signal - 08
کم استرس و بدبختی داشتیم، استرس تموم شدن حجم کانفیگ هم به استرسام اضافه شد.
262
گفت: من طاقت دیدن حالت بد رو ندارم. اون غمِ زیر پوستت، اون فشارِ توی صدات. همشو حس میکنم و هر بار انگار یه چیزی تو دلم تیر میکشه. باور کن عصبانیتت اصلاً چیزی نیست که بخوام، اما از یه چیز بیشتر میترسم؛ اون لحظههایی که ساکت میشی. نه وقتی خستهای و فقط حالِ حرفزدن نداری، نه. وقتی حرفهات تو گلوت گیر میکنن و تصمیم میگیری نگفتنشون رو انتخاب کنی؛ همون موقعه که دنیا روی سرم خراب میشه.
دوست دارم بگی، هرچی هست. حتی اگه میدونم فرداش، یا حتی یک ساعت بعد، شاید کامل قبولش نداشته باشی. ترجیح میدم حرفهات مثل سیلی بخوره تو صورتم، بسوزه، اشکم رو دربیاره اما لااقل بدونم هنوز باهامی. فقط در رو روم نبند. نگو میخوای تنها باشی، وقتی میدونم اون تنهایی، از اون خوبا نیست.
262
عنوان این روزامو اگر بخوام بگم، فقط یک مشت الفاظ رکیکیعه که در شأن شما که هیچ، در شأن خودمم نمیبینم بیانشون کنم.
262
Repost from کارامل ماکیاتو
قبلا تو بودی زنگ میزدم بهت و گریه میکردم میگفتم هیچی درست نمیشه دیگه. بعد تو میگفتی نه نه قول میدم درست میشه و درست میشد. الان دیگه نیستی بهت زنگ بزنم، جز مامانم و تو کلا بلد نیستم به کسی زنگ بزنم.
262
تو چشمها جا میمونن، تو لبخندها جا میمونن، تو مسیرها جا میمونن، تو عکسها جا میمونن، تو عطرها جا میمونن، تو آغوشها جا میمونن، تو دستها جا میمونن. آدمها تو خاطرات جا میمونن و ذرهذره غرق میشن.
