من!
Kanalga Telegram’da o‘tish
و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکرهالاولیا
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
378
Obunachilar
-324 soatlar
-167 kunlar
-3930 kunlar
Postlar arxiv
378
اگه جنگ بشه دیگه نمیریم خوابگاه.
ترم آخرم هست.
اینطوری خیلی بده.
تو ذوقم میخوره، انگار اونجوری که باید با اون فضا خدافظی نمیکنم.
یه ترس دیگه هم که دارم از همین تموم شدنه.
از اینکه باید بری سرکار و دیگه تابستون نداری.
فکر کن،
همیشه باید بری سرکار اونم کاری که هنوز نمیدونی دوسش داری یا نه.
378
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیات میان دو حرف حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتزار خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصلههاست.
صدای فاصلههایی که غرق ابهامند؟
نه
صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیههاست.
__سهراب
378
این نخستینبار نیست که دریافتهام زندگیِ آدمی سایهای بیش نیست. ترسی ندارم که بگویم میرایانی که گمان میکنند به راز همهچیز پی بردهاند و در آوردن برهان اُستادند، گناه این نادانی بیشتر بر گردن آنان است. نیکبختیِ هیچ میرایی پایدار نیست. اگر بخت یار باشد، شاید که داراییِ تو از همسایهات بیشتر باشد، اما هرگز از او نیکبختتر نیستی.
__مدهآ🔥/ اوریپید
(نمایشنامه)
378
اگر من راهی یا ابزاری یافتم تا با آن شویَم را برای این ستمها که بر من روا داشته کیفر دهم، از شما خواهانِ یک چیزم:
خاموشیتان. زن در بسیار جاها آفریدهای ترسوست، که دلِ ستیزه ندارد و چشمش بر رویینه خیره میماند، اما اگر در عشق بر او ستم کنند، دلی مرگآورتر از دل او نیست.
__مدهآ🔥/ اوریپید
(نمایشنامه)
378
آه زئوس، چرا، آه، چرا به میرایان آموختی که زر را از مس جدا سازند، اما در تن مردان نشانهای نیست که بدان از دلِ پوسیدهشان خبردار شویم؟
__مدهآ🔥/ اوریپید
(نمایشنامه)
378
Repost from من!
همیشه همین فکر ها باعث عذابم شده
من از این نبرد خسته شدم
کاش خفه خونبگیرد.
انقدر حرف نزند.
وقتی سایهی شوم بیتفاوتی قد و قوارهی قامتم شده چگونه حرف بزنم؟
چگونه بلند پروازی کنم که هرزه وار بر قلبم میپیچید و خونم را میمکد؟
من همان بیچاره ای هستم که زیر سایهی آرام پوچی، خیالات برم میدارد.
رویا میبینم
رنگ در رنگ
شکوه در شکوه.
__من
378
بخدا ما هممون دیوونهایم.
قلادمونم دست خدایِ خدایان، وجدانه که فقط بلده با چشمهای درشت و بیحالت مثل سگ نگامون کنه.
