چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше464
Підписники
+2224 години
+157 днів
+1630 днів
Архів дописів
زنها، عزیزم همهی داستانها برای زنان بوده است؛
اندک داستانی هم نویسندهی آن زن است.
اغلب جانِ سخت دارند و تنِ ظریف، جنگجو بودند.
ظلم و ستم آنان را چنین خواند که ما باید برای آن زن بگریستیم و آن زن برایِ ما.
Repost from مأوے|мανα
خواستم یک چیز خاص و متفاوت باشد انشاءالله که خوش تان آید.
گر هم خوش تان نیامد فدای سرم از منی که عذاب هایم ( امتحانات ) قرین است همین قدر بر میآمد. 💅
(محال؛)
اگر تو در صفحات یک رمان جاری میشدی، دختری میبودی که شبها با ماه سخن میگفت و دردهای پنهانش را در میان سطرهای عاشقانه جا میگذاشت.
او عشق را تنها یک احساس نمیدانست؛ عشق برایش دنیایی از انتظار، دلتنگی، اشتیاق و هزاران حرفِ نگفته بود.
در پشت تمام عاشقانههایی که مینوشت، قلبی مهربان و روحی لطیف پنهان بود که دنیا را با احساس میدید.
در رمان او، زیباترین فصلها همان فصلهایی بودند که با جوهر احساس نبشته میشدند.
https://t.me/MAHALI_BAHAR
(محال؛)
اگر تو در صفحات یک رمان جاری میشدی، دختری میبودی که شبها با ماه سخن میگفت و دردهای پنهانش را در میان سطرهای عاشقانه جا میگذاشت.
او عشق را تنها یک احساس نمیدانست؛ عشق برایش دنیایی از انتظار، دلتنگی، اشتیاق و هزاران حرفِ نگفته بود.
در پشت تمام عاشقانههایی که مینوشت، قلبی مهربان و روحی لطیف پنهان بود که دنیا را با احساس میدید.
در رمان او، زیباترین فصلها همان فصلهایی بودند که با جوهر احساس نبشته میشدند.
https://t.me/MAHALI_BAHAR
