es
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Ir al canal en Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Mostrar más
464
Suscriptores
+2224 horas
+157 días
+1630 días
Archivo de publicaciones
مساوییییی

خیر بیایید شیروععع

یک‌ پست را دیدم ک حال مه: 🤣🤣🤣🤣

بر پدر شما را واری ممبر هااا... گه نگاه کردن را یاد دارید و بس 👩‍🦯

در حال ساخت چالش

یک اشتباه صورت گرفت فقط....

در حال ساخت چالش

بیایید یگان گیم بازی کنیم

بیدارین ماشاءالله کل تان

اییی ملتتتتت

زن‌ها، عزیزم همه‌ی داستان‌ها برای زنان بوده است؛ اندک داستانی هم نویسنده‌ی آن زن است. اغلب جانِ سخت دارند و تنِ ظریف، جنگ‌جو بودند. ظلم و ستم آنان را چنین خواند که ما باید برای آن زن بگریستیم و آن زن برایِ ما.

. گیرم از بی مهری‌ات حالا پشیمان گشته‌ای شور و شوقی کز دلم رفت، از کجا پیدا شود؟

Repost from مأوے|мανα
+5
"عبور آرام به سمت نقطهٔ بازگشت" вся эта жизнь лишь путь к смерти. иногда мы забываем, что этот мир временный. گاهی چنان در هیاهوی روزمرگی گم می‌شویم که فراموش می‌کنیم این دنیا گذراست و تنها ایستگاهی کوتاه در مسیر ابدیت است. 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂

اگر پرواز می‌توانستم، قطعاً به سمتِ تو پرواز می‌کردم.

💘🫶

خواهشات خواهرییی💘

خواستم یک چیز خاص و متفاوت باشد ان‌شاءالله که خوش تان آید. گر هم خوش تان نیامد فدای سرم از منی که عذاب هایم ( امتحانات ) قرین است همین قدر بر می‌آمد. 💅

(محال؛) اگر تو در صفحات یک رمان جاری می‌شدی، دختری می‌بودی که شب‌ها با ماه سخن می‌گفت و دردهای پنهانش را در میان سطرهای عاشقانه جا می‌گذاشت. او عشق را تنها یک احساس نمی‌دانست؛ عشق برایش دنیایی از انتظار، دلتنگی، اشتیاق و هزاران حرفِ نگفته بود. در پشت تمام عاشقانه‌هایی که می‌نوشت، قلبی مهربان و روحی لطیف پنهان بود که دنیا را با احساس می‌دید. در رمان او، زیباترین فصل‌ها همان فصل‌هایی بودند که با جوهر احساس نبشته می‌شدند. https://t.me/MAHALI_BAHAR

(محال؛) اگر تو در صفحات یک رمان جاری می‌شدی، دختری می‌بودی که شب‌ها با ماه سخن می‌گفت و دردهای پنهانش را در میان سطرهای عاشقانه جا می‌گذاشت. او عشق را تنها یک احساس نمی‌دانست؛ عشق برایش دنیایی از انتظار، دلتنگی، اشتیاق و هزاران حرفِ نگفته بود. در پشت تمام عاشقانه‌هایی که می‌نوشت، قلبی مهربان و روحی لطیف پنهان بود که دنیا را با احساس می‌دید. در رمان او، زیباترین فصل‌ها همان فصل‌هایی بودند که با جوهر احساس نبشته می‌شدند. https://t.me/MAHALI_BAHAR