الموت من
Відкрити в Telegram
جهت ارسال عکس و ارتباط با مدیریت سایت و کانال الموت من لطفا روی لینک زیر کلیک کنید @shirzad_th
Показати більше1 822
Підписники
Немає даних24 години
+87 днів
+1830 днів
Архів дописів
1 822
اریکین چکه
قسمت ششم
لب های خشکیده ام را با زبانم مرطوب می کنم. تشنگی بی اختیار پاهایم را به سمت چشمه می کشاند. مسیر نهر آب را دنبال می کنم.چندمتر جلوتر مارمولکی به محض دیدن من از روی تخته سنگی می گریزد و لای سنگ چین های مزرعه ناپدید می شود.لحظه ای سرش را از فضای بین سنگ های سنگ چین بیرون می آورد و خیره نگاهم می کند. خم می شوم سنگی بر می دارم سمتش پرت میکنم. سرشرا سریع می دزدد .دوباره سرش را از لای سنگ ها بیرون می آورد .حیوان انگار بازی اش گرفته. وانمود می کنم کاری باهاش ندارم. درچشم بهم زدنی سنگی دیگر برمیدارم و نشانه می روم .قبل از اینکه سنگ به هدف بخورد با چابکی تمام لای سنگ ها قایم می شود. قیدش را می زنم. گام هایم را سریع برمی دارم و خودم را به چشمه می رسانم . چشمه ای صاف و زلال که ازبین دو سنگ می جوشد.آبی به صورتم می زنم. ظرفی برای نوشیدن آب پیدا نمی شود.
گر نبوَد مشربه از زر ناب
با دو کف دست توان خورد آب
چند مشت از آب گوارای چشمه می نوشم .دلم خنک می شود. جان تازه ای می گیرم. روی سنگ صافی آنطرف چشمه می نشینم. سکوت رخوت آلود این وقت روز آدمرا در تنهایی خودش فرو می برد. غرقدر عالم تنهایی ام ، به چمن آنطرف چشمه زل زده ام. چند کودک از قسمت فوقانی سبزه غلت زنان درهم می لولند و باصدای بلند می خندند. پشت سنگی در بخش تحتانی چمن بند می آیند. دوباره شادی کنان این کار را تکرار می کنند. نگاهم روی کودکی ام چسب می خورد. همان پسربچه ای که پیراهن کشی با آستین های نخ نما و شلوار وصله دار و جوراب های پاره پوره و لنگه به لنگه داشت. دلم لک می زند به جمعشان ملحق شوم . آرام از روی سنگ صاف برمی خیزم ، چندگام به جلو بر می دارم .نزدیک می شوم ؛ اما بدون کمترین توجه ای به من در شادی کودکانه غرق هستند. برای لحظه ای من و کودکی ام چشم تو چشم می شویم. خیز برمی دارم بغلش کنم. از زیر دست هایم مثل نسیمی آرام رد می شود.به خودم که می آیم می بینم تک وتنها ، متعجب و سرگردان وسط چمنزار ایستاده و دنبال دنیای گمشده ام یعنی کودکی ام می گردم.
ادامه دارد ....
https://t.me/alamoteman
1 822
.
#الموت_زیبا
شبهای تو مهتابترین جلوهی رویاست
فردای تو فرخندهترین فصل شکوفاست
امواج "پریشان"م و دلشورهی البرز
چون قلب #اُوانت تپش تابش یوگاست
تاریخ تو آیین من و خاک تو قبله
سوی تو عبادات دلم لازمالاجراست
شور شریانت نفس سبز بهشت است
مضراب نفسهای تو از ساقهی طوباست
آنجا که منم از من و من هیچ خبر نیست
آنجا تویی و "تو" همه جا هست و هم اینجاست
خاک تو گهربارترین گنج جهان است
گلخندهی چشمان تو مهتاب تماشاست
#زیبا_حسینی_جیرندهی
https://t.me/alamoteman
1 822
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با گویش روستای خود تلفظ کنید.
https://telegram.me/alamoteman
1 822
🌤گوش کن به موسیقی دلنواز نسیمی که از کوهها ودشتهای الموت برایت مینوازد و دلواپسی ها را تا میتوانی به آب چشمه ها بسپار
مطلب:فریبا خانی
🌹 🍃🌺🍂
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
آیا به همان اندازه که مادر بزرگ عاشقمان بود و با دستهای چین و چورکش قربون قد و قامتمان میرفت به همان اندازه دوستش داریم؟؟؟ عایا
روستای لات
عکس: مهدی رشوند
✍فریبا خانی
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
اریکین چکه
قسمت پنجم
تصویر دوران کودکی و نوجوانی ام که هر روز از این مسیر با گله ی کوچک بزغاله میرفتم تا آنها را به " منگلو" برای چرا ببرم مقابل چشمانم رژه می رود. خودم را با یک پیراهن کش نخی تابستانی که نوک آستین هایش نخ نما شده می بینم. چوب دستی کوچکی دستم دارم و شلوار وصله داری که ساییدگی و پارگی زانوها با وصله رفو شده پا کرده ام. موی سر سیاه کوتاه که تا قسمت فوقانی پیشانی را پوشانده و صورتی پهن که روی گونه ها بدلیل آفتاب سوختگی پوسته پوسته شده نشانگر رنج و سختی ای هست که زود در وجود من و همسالانم لانه کرده .یکی از جوراب های لنگه به لنگه ام در قسمت پاشنه سوراخی دایره ای شکل دارد و از لنگه ی دیگر نوک انگشت شست پا بیرون زده..
بزغاله ی قهوه ای نر جلو و بقیه پشت سرش به خط شده و می روند. مسیر برایشان کاملا آشناست. هر از گاهی بزغاله ی ماده ی سیاه و چابکی قانون گروه را زیر پا می گذارد و برای ناخنک زدن به علف های دو طرف مسیر از خط سیر گله خارج می شود ولی با یک نهیب سریع بر می گردد سر جایش.
بزغاله ی ماده این بار از گله جدا می شود. چند متری از راه مالرو فاصله می گیرد. من و کودکی ام هر دو باهم سمت بزغاله می دویم . بزغاله رمیده و شروع به تاختن می کند. صدای بع بع اش در دشت می پیچد. دشت را پشت سر گذاشته و در سراشیبی آنطرف سر می خورد و در دره ی پسینچال لحظاتی فروکش می کند.سرم را که بر می گردانم نه از گله خبری هست ونه کودکی ام و نه بزغاله ی سربه هوا.
آفتاب درست به وسط آسمان رسیده و بر اثرهرم داغش بخار کم رنگی ازتن دشت متصاعد می شود. زنجره ها می نالند. از روی سنگی در سمت چشمه پرنده ی سیاهی بال می گشاید و اوج می گیرد . خرگوشی از زیر بوته ای بیرون می آید و جست و خیز کنان در مسیر نهر آب بالا می رود . چند متری که جلو می رود مسیرش را تغییر می دهد و بین سنگ های بزرگ و متراکم از نگاهم محو می شود.
ادامه دارد ....
https://t.me/alamoteman
1 822
غزلیات حضرت سعدی غزل شماره ۴۰.... (امروز ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵) "پاسدار گویش مادری باشیم"
به گویش الموتی برای اولین بار
با صدای مسعود باقری کلایه
جهت حمایت از ما الموت من را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.
🍃🌺🍂
https://t.me/alamoteman
1 822
اثری زیبا از استاد نصیری الموتی مسئول انجمن خوشنویسان تنکابن
سپاس از استاد نصیری جهت ارسال و انتشار آثار زیبایشان در الموت من
الموت من:
🍃🌺🍂
@alamoteman 👈 :عضویت در الموت من
💐🌾🍀🌼
1 822
🔴سرمایهگذار هتل الموت: برای ساخت هتل در قزوین ۱۶۰ میلیارد تومان مطالبه شد؛ با رایزنی آن را به ۳۰ میلیارد رساندیم
امیر منصف، سرمایهگذار هتل الموت، در نشست خبری با رسانههای چاپی استان قزوین با انتقاد از هزینههای بالای ساخت هتل در استان اظهار کرد:
🔹 در حالی که ساخت هتل در بسیاری از استانها با ۹۹ تا ۱۰۰ درصد معافیتها همراه است، برای احداث هتل در قزوین ابتدا ۱۶۰ میلیارد تومان مطالبه شد که با رایزنیهای انجامشده این رقم به ۳۰ میلیارد تومان کاهش یافت و پرداخت شد.
🔹وی با تأکید بر اینکه تمامی هزینههای این پروژه به صورت شخصی تأمین شده است، افزود: تمام سرمایهگذاری انجامشده برای ساخت هتل الموت از منابع شخصی بوده و هیچ تسهیلات یا حمایت مالی دولتی دریافت نکردهایم.
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
💢از هر چیزی و هر کسی که
از شادی شما
می کاهد، دوری کنید،
زندگی بسیار کوتاهتر از آن است که
با احمقها سرو کله بزنید‼️
🌹 🍃🌺🍂
@alamoteman 👈 :عضویت در الموت من
💐🌾🍀
1 822
صدور ۲۰ مجوز گردشگری بینام برای الموت با حضور وزیر کشور
استاندار قزوین گفت: توسعه این منطقه نیازمند زیرساخت و سرمایهگذاری خصوصی است. سرمایهگذاران با اطمینان وارد شوند؛ الموت به مقصد اصلی گردشگری ایران تبدیل میشود و ما پای کار هستیم
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
نغمه شوق پرستوهای شاد
زیبایی خاص الموت من
عکس: بهمن صفری زوارکی
🌹 🍃🌺🍂
@alamoteman 👈 :عضویت در الموت من
💐🌾🍀
1 822
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با گویش روستای خود تلفظ کنید.
https://telegram.me/alamoteman
1 822
اریکین چکه
قسمت چهارم
کلاه نمدی زرد رنگش را از سرش بر می دارد چند بار کلاه را محکم به کف دستش می کوبد تا گرد نشسته بر آن را بتکاند. دست می برد ریزه های علف را از پشت گردنش می روبد. ریزه ها در اثر عرق زیاد به گردنش چسبیده اند. این بار محکم تر از قبل کف دست را می کشد. انگشتان دست را لای موهای سرش می برد و گرد وغبار و ذرات رخنه کرده در لای موهای پرپشتش را می تکاند. کلاه را سرش می گذارد و لحظاتی روی سنگی کنار نهر آب می نشیند. خم می شود و مشتی آب به صورتش می زند. دوسه بار این کار را تکرار می کند. موی سر و پشت گردنش را با آب جلا می دهد.نفسی چاق می کند، بر می خیزد و کمر را زیر کوله بار علف خم می کند. زیر سنگینی بار علف دو زانو می نشیند و با یک تکان از جایش بلند می شود. خراچو را که به سنگی تکیه داده بر می دارد. بعد ازطی کردن چند متر راه صاف در سراشیبی می افتد.خراچو را بین دو پایش می گیرد .طناب اضافی را دور آن می پیچد و با انداختن سنگینی بار روی چوب از فشار آن بر شانه ها و کمر می کاهد .صدای خراچو در سکوت کسل کننده ی نزدیک ظهر در فضا می پیچد. سراشیبی را طی می کند و دوباره در مسیر هموار می افتد. کم کم به من نزدیک می شود. سلام می کنم . بلند می گوید:" علیک " . از کنارم که رد می شود بر می گردم تا کوله بارش را ورانداز کنم . در کمال تعجب می بینم نیست . غیبش زده.چند بار پشت سرهم پلک می زنم .چشمانم را می مالم و مطمئن می شوم خواب ندیده ام. به دشت و مناظر اطراف خیره می شوم. نگاه سرگردانم به دنبال گمشده ای می گردد که چند لحظه ی قبل سلامم را به گرمی پاسخ داده ولی انگار آب شده در زمین فرو رفته. عرق روی پبشانی آفتاب سوخته و پرچروکش شیار بسته و چند لاخ موی سفید و خاکستری از زیر کلاه نمدی اش بیرون زده و به پیشانی اش چسبیده بود. این شمایل آخرین تصویری است که از او در ذهنم دارم . اگر به سرعت برق هم حرکت می کرد نباید به این زودی از نگاهم محو می شد. دو زانو می نشینم و مشتی آب به صورتم می زنم . نسیم ملایم و خنکی که توی یونجه زارها افتاده به صورتم می خورد. بوی غلیظ و تند یونجه زار توی دماغم می پیچد. خورشید خودش را تا نزدیکی های میانه ی آسمان کشانده و کم کم هرم داغش نفس های دشت را به شماره می اندازد.
ادامه دارد....
https://t.me/alamoteman
1 822
استاندار قزوین از صدور ۲۰ مجوز بینام برای سرمایهگذاران بخش گردشگری در منطقه الموت با حضور وزیر کشور خبر داد و اعلام کرد الموت به یکی از مقاصد اصلی گردشگری کشور تبدیل خواهد شد.
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
روستای زیبای مِرگ(مرد آباد) در الموت بزرگ
عکس: محسن پرهیزکار
🌹 🍃🌺🍂
@alamoteman 👈 :عضویت در الموت من
💐🌾🍀
1 822
توسعه الموت باید با محوریت مردم بومی و حفظ اصالت این میراث جهانی دنبال شود
🔹ادامه این مطلب را در سایت بخوانید.
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
1 822
قزوین شهر ما
گزوین که دِیَه شهر بزرگی است ، بَبَم جان
تهران نَمِشد اما شدَس جایَ بزرگان
از سمتَ اتوبان ز باراجین زدَه بالا
تعجُب مُکُنی وسعتَ آن رَه بینی حالا
در سمت جنوبش سپه و شازّه حسین است
دانشگه بین الملل ، هم نام خمین است
حمامَ قجر ، چهل ستون ، قلعَه سمیران
آیند تماشایَ بِقاعش همَه ایران
الوندَ بیبین بس شدَه مشهور ز صنعت
کرده است ترقی چو اروپا و به سرعت
در سمت شمالش همه کوه و الموت است
خوش آب وهوا باشد و پُر از جبروت است
دریاچَه اِوان همچو نگینی شُدَه پیدا
هم قلعَه یَ صبّاح بوَد از دور هویدا
به مناسبت روز قزوین
## عیسی فلاح آتانی
باتشکر از استاد رادپور بابت راهنمایی 🙏
سایت الموت من
https://t.me/alamoteman
