uk
Feedback
الموت من

الموت من

Відкрити в Telegram

جهت ارسال عکس و ارتباط با مدیریت سایت و کانال الموت من لطفا روی لینک زیر کلیک کنید @shirzad_th

Показати більше
1 830
Підписники
+124 години
+37 днів
+1830 днів

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+21
в 0 каналах
серпень '26
+42
в 0 каналах
Get PRO
липень '26
+30
в 0 каналах
Get PRO
червень '26
+22
в 0 каналах
Get PRO
травень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+34
в 1 каналах
Get PRO
січень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+56
в 0 каналах
Get PRO
листопад '25
+46
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+83
в 0 каналах
Get PRO
вересень '25
+76
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+63
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+39
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+23
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+54
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+81
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+103
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+226
в 1 каналах
Get PRO
січень '25
+221
в 1 каналах
Get PRO
грудень '24
+1 122
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
19 вересня+3
18 вересня0
17 вересня0
16 вересня0
15 вересня0
14 вересня+1
13 вересня+3
12 вересня+3
11 вересня+1
10 вересня+2
09 вересня+1
08 вересня+1
07 вересня0
06 вересня+1
05 вересня+3
04 вересня+1
03 вересня0
02 вересня0
01 вересня+1
Дописи каналу
غزلیات حضرت سعدی غزل شماره ۴۵.... (امروز  ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۵) "پاسدار گویش مادری باشیم" به گویش الموتی برای اولین بار با ‏صدای مسعود باقری کلایه جهت حمایت از ما  الموت من را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید. 🍃🌺🍂 https://t.me/alamoteman

2
صرفا جهت اطلاع دوستان و آشنایان الموت من: 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
صرفا جهت اطلاع دوستان و آشنایان الموت من: 🍃🌺🍂 @alamoteman        👈  :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
114
3
اثری زیبا از استاد نصیری الموتی مسئول انجمن خوشنویسان تنکابن سپاس از استاد نصیری جهت ارسال و انتشار آثار زیبایشان در الموت من
اثری زیبا از استاد نصیری الموتی مسئول انجمن خوشنویسان تنکابن سپاس از استاد نصیری جهت ارسال و انتشار آثار زیبایشان در الموت من الموت من: 🍃🌺🍂 @alamoteman        👈  :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
139
4
آیا میدانید؟! دستورالمنجمین نخستین کتابی است که در الموت یعنی ۱۱ سال پیش از فوت حسن صباح نوشته شده و این اثر به خط مؤلف آن است و خوشبختانه در دانشگاه پاریس محفوظ مانده و اگر پیگیری دکتر بدخشانی نبود، حصول به این نسخه ممکن نمی‌شد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
319
5
❤️ غنیمت می‌شمارم فرصت پروانه بودن را که تا مویم ببافد تار‌وپود شانه بودن را پر ِآبادی‌ام از بارشت ای سایه‌ی سبزم شکوه چینه می‌فهمد غم ویرانه بودن را تو ای دیرآشنای دور نزدیک نفس‌هایم بنوشانم دمادم خلسه‌ی مستانه بودن را جنون لیلی‌ام ؛آواره‌تر از دشت چشمانت به چشمت می‌چشانم لذت دیوانه بودن را سپیدار من ای هم دانه‌‌ی آبی‌تر از نغمه بیا آواز کن ساز خوش هم لانه بودن را به من بازآ به من، تا غربتت را خانه‌ای باشم که قلبم خوب می‌داند چراغ خانه بودن را 26/6/1405 #زیبا_حسینی_جیرندهی‌ .
387
6
🔸پرواز اورژانس هوایی قزوین برای نجات ۲ بیمار در الموت 🔹رئیس اورژانس پیش‌بیمارستانی استان قزوین: نخستین مأموریت در ساعت ۱۳ ر
🔸پرواز اورژانس هوایی قزوین برای نجات ۲ بیمار در الموت 🔹رئیس اورژانس پیش‌بیمارستانی استان قزوین: نخستین مأموریت در ساعت ۱۳ روز جمعه ۲۷ شهریورماه،برای انتقال یک مصدوم ۵۰ ساله انجام شد. این مصدوم بر اثر شعله ناشی از بنزین دچار سوختگی راه هوایی شده بود و با توجه به حضور پایگاه اورژانس رجایی‌دشت در مأموریت، تیم اورژانس معلم‌کلایه برای ارائه خدمات درمانی و انتقال بیمار اعزام شد. 🔹در دومین مأموریت که در ساعت ۱۴ همان روز انجام شد، یک خانم ۸۰ ساله از روستای سائین‌کلایه، به دنبال بروز علائم سکته مغزی، نیازمند انتقال سریع به مرکز درمانی تخصصی بود که تیم اورژانس پایگاه زوارک به محل اعزام شد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
385
7
🎼 سیالان... 🎙خواننــــده: استاد صابر قورچی بیگی 🪈نوازنده نی: استاد صفری ورسی 🖊شــــــــــاعر : استاد علی کریمی کلایه ارسا
🎼 سیالان... 🎙خواننــــده: استاد صابر قورچی بیگی 🪈نوازنده نی: استاد صفری ورسی 🖊شــــــــــاعر : استاد علی کریمی کلایه ارسال: علی کریمی کلایه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
549
8
کوه سیالان نشینم  بر   سر کوه سیالان تماشایی کنم بر کوی  یاران ببینم من جمال و روی یارم ببینم  خال  روی  آن  نگارم بدون  او  ز  دنیا  سیرِ  سیرم دلم بر او دهم   واپس نگیرم اَلَموت هست سرا و کوی یاران دیار    دلنشین   و  کوهساران شمالش  رو کنم  دریا ببینم جنوبش رو کنم درياچه بینم شمالش جنگل سبزست و دریا جنوبش  پُر  ز  رمز  و راز و رؤیا شمالش  آب  دریای خزر هست جنوبش کوه البرز پر گهر هست اَلَموت    سرزمين    عاشقانست در آن قلعه و درياچه ی اُوانست ز آن دریاچه ی پر رمز و رازش که  جوشد آب از زیر و فرازش و      شالیزار های     خُرَّم     و     سبز که عطرش می بَرَد هوش از سر و مغز نمایم من در آن سیر و سیاحت کنم  روح  و  روان  آرام و راحت زنم آهنگ شود روحم به پرواز بخوانم  من  ترانه  نغمه   آواز به شاه البرز نمایم من اشاره دلم از  وضع برفش  پاره‌ پاره ز خشکسالی شده بی برف و بهمن بَرَد   شادی   و   امید  از   دل من و یخچالش دگر در انقراض است چرا که  وضع  بارش   ناتراز است و آب چشمه هایش گشته نیمه نباشد کافی  و  تضمین و  بیمه دگر از جوش شاهرودش خبر نیست ز  شور  و  شادی  رودش خبر نیست خروش و جوش پیشین  را  ندارد سرود  نوش  و  شیرین  را  ندارد علی کریمی کلایه ۱۴۰۴ / ۰۷ / ۲۸ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
418
9
روستای آکوجان در الموت،یکی از روستاهای زیبای الموت 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
روستای آکوجان در الموت،یکی از روستاهای زیبای الموت 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
404
10
روستای روح آباد الموت غربی عکس: محمد حسین احمدی سایت الموت من https://t.me/alamoteman
روستای روح آباد الموت غربی عکس: محمد حسین احمدی سایت الموت من https://t.me/alamoteman
441
11
کاروانسرای زیبا و تاریخی پیجه بن در الموت شرقی عکس: علی بابایی جهت حمایت از ما الموت من را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید
کاروانسرای زیبا و تاریخی پیجه بن در الموت شرقی عکس: علی بابایی جهت حمایت از ما الموت من را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
449
12
. #همهمه_پاییز همهمه پاییز می آید! زمزمه عصیان بید، در تکانه‌های هرزگی باد. ضجه برگی بی‌خانمان در حسرت آغوش یک ساقه آه آتشین شمعدانی/ از تنهایی بغض پنجره‌ای که ترک برداشته از زوال آفتاب گل‌های حسرتی که خزان تو / در باغچه سینه کاشته. با قویی غمگین در برکه چشم که به اندازه‌ی پرواز ِآسمان زخمی کوچ است / کوچ همهمه ی پاییز ..... #زیبا_حسینی_جیرندهی https://t.me/alamoteman
439
13
🍀 دال مرز و دوباره ییلاق… در بلندای خورکا ( نام تپه) )  می‌ایستم و خنکای هوا مثل جرعه‌ای یخ‌زده از دل کوه وارد ریه‌هایم می‌شود و جهان را برای لحظه‌ای نگه می‌دارد. اینجا ییلاق زیر پاهایم پهن شده و سبزی نرم دامنه‌ها همچون مخملی‌ است که باد آرام روی آن می‌لغزد و پیچ‌وخم دره مانند رگی زنده  نبض زندگی را می‌زند  و چادر ییلاقی مادرم... چادر  مادرم ، همچون نقطه‌ای سفید و آرام ، باشکوه و زنده ، میان این همه رنگ نشسته است. دلم می‌خواهد بی‌هیچ فاصله‌ای به سویش پرواز کنم، انگار تمام این راه فقط برای رسیدن به اوست… اما مادر… بوی خاکِ نم‌ زده ، آفتابی که هنوز داغ نشده و آهسته از روی کوه‌ها پایین می‌آید، بوی علف‌های تازه… همه و همه در جانم می‌ریزند و مرا سرشار از زندگی می‌کنند. قدم که برمی‌دارم،  سنگ‌ها زیر پایم صدا می‌دهند ، صدایی خشک و قدیمی... انگار این مسیر سال‌هاست قدم های کمی را به یاد دارد و  همین سختی‌هاست که ییلاق را واقعی نگه داشته است ، مانند خاطره‌ای خام و دست‌نخورده. به شلاب دره ( نام دره) می‌رسم ،  صدای هیاهوی زن‌ها از پایین می‌آید، صدای شستن رخت‌ها و همهمه‌ ی بچه ها  که همیشه جاری بود. اما ناگهان سکوت همه جا را فرا می‌گیرد و تنها صدای آب است که از بالای دره فرو می‌ریزد و زمان را می‌شوید. جلوتر می‌روم ، مادرم را می‌بینم که لباس‌ها را روی گون‌ها پهن کرده و از ترکیب رنگ‌هایشان چهل‌تیکه ای زنده ساخته است. چشم هایم را که می‌بندم، مادرم هست… چشم هایم را که باز می‌کنم ، دیگر مادرم را نمی بینم ... تنها گون‌های خشک مانده‌اند که باد از لابه‌لایشان عبور می‌کند و  یکی‌یکی خاطره‌ها را کنار می زند. به دلِ ییلاق می‌رسم ، بره‌ها سرمست و رقص‌کنان در حصار براسر بازی می‌کنند، چوپان‌ها شیر می‌دوشند، و مادر… مادر چادر کمری‌اش را محکم بسته ودر گوشه ای، روی سنگی نشسته تا شیر گوسفندانش را جمع کند. اما این تصویرش هم آرام محو می‌شود و من همچنان مانند کودکی به دنبال گمشده ای ،  به سمت چادر می‌ روم . با آب دبه، دست و رویم  را می‌شویم. آب سرد و زلال است. مادر با لبخند چادر را کنار می زند ، آغوشش را باز می‌کند، پیشانی‌ام را می‌بوسد،‌ با گوشه ی  چادر کمری اش صورتم را خشک می کند و خنکی هوا صورتم را نوازش می‌دهد و من این حس ناب را با هیچ لذتی عوض نمی‌کنم. وارد چادر می‌شوم، منتظرم مادر برایم چای بیاورد . اما مادر…. از چادر بیرون می‌آیم ، بوی علف‌های تازه آدم را مست می‌کند، علف‌هایی که فقط در ییلاق می‌رویند و انگار روح زمین‌اند. ذوق، رنج، دلتنگی و زیبایی در هم تنیده شده اند و من میان این همه حس ، ایستاده‌ام. در جایی که گذشته و حال مانند دو نخ باریک در هم گره خورده اند . اینجا، در دلِ همین هوا،می‌فهمم که بعضی جاها فقط مکان نیستند،بلکه تکه‌ای از جان آدم‌اند. وییلاق شاید خالی شده باشد، اما نفسِ خاک هنوز گرم است، هوا هنوز زنده است، و مادرم… مادرم هنوز در هر گوشه‌ی این دشت نفس می‌کشد. ✍سمیه بابایی سایت الموت من https://t.me/alamoteman
436
14
خانه های قدیمی را دوست دارم زیرا زندگی در آنها جریان دارد خانه های قدیمی روستای اوانک عکس:عمران عبدالهی 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈
خانه های قدیمی را دوست دارم زیرا زندگی در آنها جریان دارد خانه های قدیمی روستای اوانک عکس:عمران عبدالهی 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
454
15
🔹 عملیات راهداری محوری | ادامه عملیات عمرانی ایجاد هره خاکی در محور قزوین - رازمیان به طول ۷۳۰ متر طول توسط همکاران راهدارخا+2
🔹 عملیات راهداری محوری | ادامه عملیات عمرانی ایجاد هره خاکی در محور قزوین - رازمیان به طول ۷۳۰ متر طول توسط همکاران راهدارخانه بهرام‌آباد انجام شد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
484
16
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با گویش روستای خود تلفظ کنید. https://telegram.me/alamoteman
458
17
۱۴۰۴/۰۶/۱۰ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
461
18
مادر مادر ای تو سمبل عشق و وفا مادر ای تو اسوه ی صدق و صفا مادر ای تو مایه ی آرامشم مادر ای تو باعث آسایشم مادرا عشق تو باشد بی مثال بی وفایی از تو باشد بس محال مادرا جان و تنت رنجور شد دیدگانت بهر من کم نور شد نُه ماه حامل بُدی ام در شکم رنج و سختی برده ای تو بیش و کم هم دو سالی شیر دادی تو مرا شیره ی جان سیر دادی تو مرا هم تو شیرم دادی و بر من شراب مستم از شیر و شرابت ای گلاب در شرابی که تو دادی سَکر نیست آن شراب وصل و در آن مکر نیست شیر دادی شیره ی جان خودت شیره ی جان را  ز پستان خودت نیست مانند تو تِمثال و صَنَم ساجدِ تندیس های تو  منم چون تو مسجودی و من در سَجد تو  هم تو معبودی و من هم عبد تو  تو پناه خانواری در نهیب مانع افتادن هستی در نشیب آن نهیبی که شود جانکاه من وان نشیبی که بُوَد پرتگاه من زندگانی را دهی درس و متون هم بیاموزی به آن سبک و فنون تو در آن فرمانده ای بی چند و چون جملگی سرباز باشند و قشون از نوا و نغمه ی لالایی ات هم دعا های تو از بالایی ات کودکت از نغمه ات کیفور شد نغمه ی تو چون نُتِ سنتور شد نه فقط سنتور چون گیتار شد روحنوازیش به سان تار شد نی بزن در گوش من مستم نما بر خودت پابند و پا بستم نما نی نوای هر که حالش خوشتر است گر چه سوز نی ز سازها بیشتر است می نوازی گوش من چنگ و رَباب تا که من راحت روم شب ها به خواب تو شبانه روز برگهواره ام گفته ای بر من که ای مهپاره ام تو مَهِ خوشروی من ای دخترم دختر زیبای از مَه برترم هم که ای دختم شوی تو جانشین نسل پاکی را کنی تو جاگزین یادگارانی ز خود  بر جای نه تا شوند مرد و زنانی پاک و به مادری شغلی شریف است و نجیب کار بی مزد و مواجب  بی نصیب هم تو باشی کودکان را دستگیر کودکان از خرد و نوزاد و صغیر تا بسازی زانها نسلی دلیر نسلی با غیرت و نیرو چو شیر هم نمودی با پسر  این دردِ دل زودتر برخیزی  از ، این آب و گل من امیدم به تو تا مردی شوی هم که مردی و جوانمردی شوی در گهِ پیری شوی بر من عصا هم بگردی بهرِ من تو تکیه‌گاه مادرا بودی پناه و چاره ام شب به صبح بودی سر گهواره ام از جنینی تا  گهِ شیرخوارگی ناجی ام بودی گهِ  بیچارگی این فقط پایان کار تو نبود بچه ات تا گاهِ ِ پیریش بچه بود عاشقی یک طرفه  باشی به من درد این عشقت بُوَد ناشی ز من هیچ توقع هم  نداری تو ز من مهر و عشقی بیش از این داری به من نه حسابی نه کتابی نه رقم این چنین مهری نمودی در حقم بی قراری در گهِ  بیماریم هم نمودی مهر و هم تیماریم هم نمایی تو پرستاری مرا در زمان رنج و بیماری مرا خواب و خور تو کرده ای برخود حرام بی مثالی بی نظیری در مرام تا  شنیدی گریه و زاری  من هم بدیدی ضعف و بیداری من برجهیدی از صفای رختخواب تا دهی تو بر ندای من جواب غرق  آرامش کنی ام غرق خواب هم بسازی یک بهشت نیک و ناب جسم تو رنجور گردید و ضعیف قامتت فرسوده گردید و نحیف شیره ی جانت مکیدم  روز و شب من گهی در گریه گاهی هم به تب تو به من میدادی  شربت یا که حَب تا که آرامم کنی یابم  طَرَب گر مرا خاری رود اندر دوپا چشم تو گریان شده قامت دوتا شادیت از شادی کودک بُوَد کودک تو مایه ی کوکت بُوَد دلخوشم از لحظه ی خوشحالیت دل پُرم از لحظه ی بدحالیت درد عظمایم نمایم حالیت پُر  نگردیده  جای خالیت چونکه قلبم نیست جای غیر تو فرش او  پهنست  برای  سِیر تو شعر من بی نام تو پوشالیست هم ردیف و قافیَش توخالیست در ثنای تو نمایم من غُلُو تا مقامت را برم عرش و عُلُو درگذشتی از خود و هم از وجود گر نبودی هستی من هم نبود استخوان خود نمودی پوکِ پوک تا که اطفالت بگردند کوکِ کوک هم شباب خود رساندی تا زوال تا تنومندش نمایی این نهال پاسخ مهرت شود من را محال از خدا خواهم دهد بر من مجال گیسوان خود نمودی تو سفید تا بسازی از من یک شخصِ مفید مبتلا در رنج و سختیِ شَدید تا نمایی رنج من را ناپدید سالها کوشش نمودی تو مَدید تا نمایی بخت من را هم سپید مظهر حجب و حیا و آبرو گشته ای فرتوت و لاغر زردرو روی ماه تو پُر از چین و شکست هم زمانه کرده آن را  پیر و خست هم به رو و صورتت خط ها کشید چین های بیشتر ازحدها کشید هیکل خود را نمودی تو خراب قلب خود را و جگرکردی کباب هم بریزد موی سر دندان‌ تو گَرد غم بر چهره ی خندان تو مادرا رخ از من مسکین متاب بی گل روی تو دنيا هست سراب من بدیدم مادر امروز را فرق او با مادر دیروز را او نخواهد کودک نوباوه را پَروَرَد نسلی مثال کاوه را می کند از شیر دادن او  اِبا هم نخواهد خود نماید او فدا چون که گوید شیردادن مشکلیست مشکلی اندر زوال خوشکلیست میکند شیردادن اندامم خراب می کند جسم مرا در پیچ و تاب جای شیرم شیرخشک باشد به آب این چنین نه سیخ بسوزد نه کباب من نگویم جملگی اینگونه اند در پی رنگ و لعابِ  گونه اند این که گویم کُلِّ  مادر ها مباد بعضشان را مهر مادر رفته یاد علی کریمی کلایه
458
19
❤️ #پنج‌شنبه‌های‌خیس پنج شنبه‌ای خیس از تبم با گریه‌ی گلایول‌های آبی که دست از دامان روز شسته و مثل ماه در امتداد نجابت تاریکی با سپیدهایی رها در خاطرات جست و جو می کند نیمه‌ی پنهانش را و کوچه‌ای که هر غروب خسته‌تر از دلشوره‌های پنجره قدم می‌زند تا انتهای رفتنت . و دست از پا کوتاه‌تر می‌غلتد در آغوش نیمه‌ی تاریک روشنی‌ها چقدر دلشوره دارد صاعقه‌ای که طوفان نوح را باردار است #زیبا_حسینی_جیرندهی https://telegram.me/alamoteman
457
20
رئیس جمهور از موسوی گرمارودی عیادت کرد. پزشکیان در آستانه روز شعر و ادب فارسی، با حضور در بیمارستان محل بستری استاد سیدعلی مو
رئیس جمهور از موسوی گرمارودی عیادت کرد. پزشکیان در آستانه روز شعر و ادب فارسی، با حضور در بیمارستان محل بستری استاد سیدعلی موسوی گرمارودی از یک عمر تلاش و خدمات او به شعر، زبان فارسی و فرهنگ دینی ایران تجلیل کرد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
443