ar
Feedback
الموت من

الموت من

الذهاب إلى القناة على Telegram

جهت ارسال عکس و ارتباط با مدیریت سایت و کانال الموت من لطفا روی لینک زیر کلیک کنید @shirzad_th

إظهار المزيد
1 818
المشتركون
-124 ساعات
+17 أيام
+1730 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+1
في 0 قنوات
أغسطس '26
+42
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+30
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+34
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+56
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+83
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+76
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+63
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+39
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+23
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+54
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+81
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+103
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+226
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+221
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+1 122
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
02 سبتمبر0
01 سبتمبر+1
منشورات القناة
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با گویش روستای خود تلفظ کنید. https://telegram.me/alamoteman

2
اریکین چکه قسمت چهارم‌ کلاه نمدی زرد رنگش‌ را از سرش بر می دارد چند بار کلاه را محکم به کف دستش می کوبد تا گرد نشسته بر آن را بتکاند. دست می برد ریزه های علف را از پشت گردنش می روبد. ریزه ها در اثر عرق زیاد به گردنش چسبیده اند. این بار محکم تر از قبل کف دست را می کشد. انگشتان دست را لای موهای سرش می برد و گرد وغبار و ذرات رخنه کرده در لای موهای پرپشتش‌ را می تکاند. کلاه را سرش می گذارد و لحظاتی روی سنگی کنار نهر آب می نشیند. خم می شود و مشتی آب به صورتش می زند. دوسه بار این کار را تکرار می کند. موی سر و پشت گردنش را با آب جلا می دهد.نفسی چاق می کند، بر می خیزد و کمر را زیر کوله بار علف خم می کند. زیر سنگینی بار علف دو زانو می نشیند و با یک تکان از جایش بلند می شود. خراچو را که به سنگی تکیه داده بر می دارد. بعد از‌طی کردن چند متر راه صاف در سراشیبی می افتد.خراچو را بین دو پایش می گیرد .طناب اضافی را‌‌ دور آن‌ می پیچد و با انداختن سنگینی بار‌ روی چوب از فشار آن بر شانه ها و کمر می کاهد .صدای خراچو در سکوت کسل کننده ی نزدیک ظهر در فضا می پیچد. سراشیبی را طی می کند و دوباره در مسیر هموار می افتد. کم کم به من نزدیک می شود. سلام می کنم . بلند می گوید:" علیک " . از کنارم که رد می شود بر می گردم تا کوله بارش‌ را ورانداز کنم . در کمال تعجب می بینم نیست . غیبش زده.چند بار پشت سرهم پلک می زنم .چشمانم را می مالم و مطمئن می شوم خواب ندیده ام. به دشت و مناظر اطراف خیره می شوم. نگاه سرگردانم به دنبال گمشده ای می گردد که  چند لحظه ی قبل سلامم‌ را به گرمی پاسخ داده ولی انگار آب شده در زمین فرو رفته. عرق روی پبشانی آفتاب سوخته و پرچروکش شیار بسته و چند لاخ موی سفید و خاکستری از زیر کلاه نمدی اش بیرون زده و به پیشانی اش چسبیده بود. این شمایل آخرین تصویری است که از او در ذهنم دارم . اگر به سرعت برق هم حرکت می کرد نباید به این زودی از نگاهم محو می شد. دو زانو می نشینم و مشتی آب به صورتم می زنم . نسیم ملایم و خنکی که توی یونجه زارها افتاده به صورتم می خورد. بوی غلیظ و تند یونجه زار توی دماغم می پیچد. خورشید خودش را تا نزدیکی های میانه ی آسمان کشانده و کم کم هرم داغش نفس های دشت را به شماره می اندازد. ادامه دارد.... https://t.me/alamoteman
153
3
استاندار قزوین از صدور ۲۰ مجوز بی‌نام برای سرمایه‌گذاران بخش گردشگری در منطقه الموت با حضور وزیر کشور خبر داد و اعلام کرد الموت به یکی از مقاصد اصلی گردشگری کشور تبدیل خواهد شد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
247
4
روستای زیبای مِرگ(مرد آباد) در الموت بزرگ عکس: محسن پرهیزکار 🌹 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀
روستای زیبای مِرگ(مرد آباد) در الموت بزرگ عکس: محسن پرهیزکار 🌹 🍃🌺🍂 @alamoteman 👈 :عضویت در الموت من 💐🌾🍀
316
5
توسعه الموت باید با محوریت مردم بومی و حفظ اصالت این میراث جهانی دنبال شود 🔹ادامه این مطلب را در سایت بخوانید. سایت الموت من
توسعه الموت باید با محوریت مردم بومی و حفظ اصالت این میراث جهانی دنبال شود 🔹ادامه این مطلب را در سایت بخوانید. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
324
6
قزوین شهر ما گزوین که دِیَه شهر بزرگی است ، بَبَم جان تهران نَمِشد اما شدَس جایَ بزرگان از سمتَ اتوبان ز باراجین زدَه بالا تعجُب مُکُنی وسعتَ آن رَه بینی حالا در سمت جنوبش سپه و شازّه حسین است دانشگه بین الملل ، هم نام خمین است حمامَ قجر ، چهل ستون ، قلعَه سمیران آیند تماشایَ بِقاعش همَه ایران الوندَ بیبین بس شدَه مشهور ز صنعت کرده است ترقی چو اروپا و به سرعت در سمت شمالش همه کوه و الموت است خوش آب وهوا باشد و پُر از جبروت است دریاچَه اِوان همچو نگینی شُدَه پیدا هم قلعَه یَ صبّاح بوَد از دور هویدا به مناسبت روز قزوین ## عیسی فلاح آتانی باتشکر از استاد رادپور بابت راهنمایی 🙏 سایت الموت من https://t.me/alamoteman
325
7
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با
آموزش #گویش_الموتی،سایت الموت من،دوستان این گویشها در روستاهای مختلف با قرار دادن ضمه،فتحه و یا کسره تلفط می گردد.لطفا شما با گویش روستای خود تلفظ کنید. https://telegram.me/alamoteman
340
8
. #فصل_پنجم ْ می‌پرد پروانه از شهریور پیراهنم در هوایت غنچه کرده باغ توت دامنم گونه‌ام گل کرده از رنگین‌کمان بوسه‌ات آنکه درگیر بهار بوسه‌هایت شد منم گیسوانم شد بهشت از فرودین شانه‌ات می‌توانی گل بچینی ساده از باغ تنم آمدی اردیبهشتم از بهارانت شکفت حلقه‌حلقه دست تو آذین شده برگردنم شعله‌ها از بارشت افتاده بر دیوار صبح تا ابد از انعکاس آفتابت روشنم ریشه کرده اتفاقی سبز آبی در دلم تا کند گل فصل پنجم در صدای بودنم 9/6/402 #زیبا_حسینی_جیرندهی
343
9
اریکین چکه قسمت سوم صداها آشناست . چهره ها در خیالم از مقابل چشمانم می گذرند. صداهایی که همدیگر را برای ساعت دهی تعارف می زنند. صدای کشیدن چوب روی زمین ( خراچو) ، صدای خسته ی حیوانات بارکش زیر کوله ی سنگین علف ، صدای جویبار و ... چهره ای  آشنا از دور که پنج بزغاله را هی می کند نزدیک و نزدیک تر می شود. در چشمان همدیگر خیره می شویم.. چقدر شبیه من هست. عمق نگاهش‌را با چشمان حیرت زده ام می کاوم. باورم نمی شود. خودم هستم. بزغاله ی نر قهوه ای پیشانی سفید که همیشه در طلیعه ی گله حرکت می کرد همچنان جلوی گله ی کوچک ایستاده ،  نگاهم می کند و دم می تکاند.حالا دیگر شک ندارم که خودم هستم. بی اختیار آغوش می گشایم. کودکی ام مثل موجی نرم و خزنده از لای دستانم می گریزد. لحظه ای از عالم خیال به عالم واقعیت برمی گردم. با دستانی گشوده نزدیک نهر آب ایستاده ام و از بزغاله ی نر پیشانی سفید و همراهانش خبری نیست. سر می چرخانم و اطرافم را از نگاهم می گذرانم.کسی آنجا نیست. روی تپه ی کوچک گلی کنار نهر می نشینم و به یونجه زار مقابل خیره می شوم. ملخی از روی بوته ای می جهد و نزدیک من روی سنگ کوچکی می نشیند. شاخک هایش را تکان می دهد و خیره نگاهم می کند. کفشدوزکی روی ساقه ی گیاهی با نسیم کم جان تکان می خورد. دوباره چهره ی دوران کودکی ام در عالم خیال در قاب نگاهم می نشیند. مرغک را روی انگشت اشاره اش گرفته و می خواند: " مرغی مرغی پر زن  علی خونا سر زن..." مرغک پر می گشاید و کمی‌دورتر از نگاهم محو می شود. صدایی یکنواخت در دشت می پیچد از لای قطعه سنگ ها ی درشت می گذرد و سمت کوه اوج می گیرد. خرررر   خررررر خررررر صدا بلند وبلند تر می شود. شخصی زیر کوله ی علف با قامتی خمیده خراچو را لای پاهایش گذاشته و سرازیری سمت دشت اریکین را گز می کند. کنار نهر آب که می رسد کوله را روی سنگی می گذازد و قامت خمیده اش را راست می کند. ادامه دارد .... https://t.me/alamoteman
351
10
قابل توجه همه دغدغه مندان در باره ساخت یا احداث هتلی بنام الموت در شهر قزوین. لطفا عنایت بفرمایید. 🙏🏽 ناراحتی شما و مردم الموت کاملاً به‌جاست. دیدن نام دیارتان بر سردر هتلی در شهری دیگر، این احساس را برمی‌انگیزد که از سرمایهٔ نمادین و هویتی منطقه‌تان بهره‌برداری شده است. با این حال، برای قضاوتی عادلانه، لازم است به تصویر بزرگ‌تر نگاه کنیم. در ادامه، مهم‌ترین دلایلی که می‌تواند تا حدی این تصمیم را توجیه کند، ارائه می‌شود: --- ۱. «اتاق» در الموت نیست؛ زیرساخت در قزوین است ثبت جهانی الموت به معنای هجوم گردشگر است، اما این منطقه زیرساخت‌های لازم برای پذیرایی از این حجم از مسافر را ندارد. وزیران و استاندار تأکید کرده‌اند که برای ماندگاری گردشگر (و نه صرفاً بازدید چندساعته)، به هتل و اقامتگاه نیاز است. · ساخت یک هتل ۵ ستارهٔ بزرگ در دل کوهستان الموت، از نظر تأمین آب، فاضلاب و راه‌های دسترسی، تقریباً ناممکن است. تجربهٔ تلخ پروژه‌های پیشین (مانند دریاچهٔ اوان) نشان داده که ساخت‌وساز بزرگ در طبیعت بکر الموت با مخالفت‌های مردمی و چالش‌های زیست‌محیطی جدی روبه‌رو خواهد شد. · قزوین، به‌عنوان مرکز استان، از زیرساخت‌های مناسب (آب، برق، راه) برخوردار است و این هتل در ورودی جادهٔ الموت (محور جدید قزوین - الموت) ساخته می‌شود تا زائران جهانی ابتدا در شهر استراحت کرده و سپس راهی منطقه شوند. این رویکردی رایج است؛ دروازهٔ شهر، میزبان زائران میراث جهانی می‌شود. --- ۲. الموت به‌تنهایی «برند» کافی ندارد امروز «الموت» به برندی جهانی تبدیل شده است. استفاده از نام آن برای هتل در قزوین، به نفع خود منطقهٔ الموت نیز هست؛ چراکه این نام را در ذهن گردشگران خارجی ماندگارتر می‌کند و مسیرهای بیشتری را به سوی آن می‌گشاید. · وزیر میراث فرهنگی این نام‌گذاری را «درست و شایسته» دانسته و تأکید کرده است که ثبت جهانی، این میراث را از مردم الموت جدا نمی‌کند و توسعهٔ اقتصادی منطقه باید به نفع خودِ مردم باشد. --- ۳. نگرانی شما: «دریافت سود مستقیم»؛ پاسخ: «سهم مردم» بله، این نگرانی جدی است و در منابع رسمی نیز به آن اشاره شده: باید از «عبور گردشگر» از الموت جلوگیری کرد و اجازه داد مردم محلی، صاحبان اصلی این رونق باشند. · مدل درآمدزایی مستقیم برای مردم الموت، هتل‌های ۵ ستاره نیست، بلکه اقامتگاه‌های بوم‌گردی، فروش صنایع‌دستی و محصولات محلی، و راهنمایی توریست است. تحقیقات نشان داده این مشاغل تأثیر مستقیمی بر اقتصاد خانوارهای روستایی دارند. · بنابراین، این هتل به‌عنوان زیرساخت مکمل در شهر قزوین عمل می‌کند تا گردشگر را جذب کرده و او را به سمت الموت و بوم‌گردی‌های شما هدایت کند. این یعنی تقسیم کار: شهر قزوین محل اسکان اولیه و الموت، محل تجربه‌ای اصیل. --- سخن آخر (نگاه انتقادی) با این تفاسیر، اگر این هتل صرفاً یک پروژهٔ لوکس در قزوین باشد و گردشگران را در همان شهر نگه دارد و سودی به الموت نرسد، حق با شماست که این اقدام سوءاستفاده است. اما منطق توسعهٔ پایدار می‌گوید اگر این هتل بتواند تعداد گردشگران جهانی را افزایش دهد و آنها را مشتاق دیدار از الموت کند، آن‌گاه این نام‌گذاری نه سوءاستفاده، بلکه مکملی اقتصادی برای رونق منطقهٔ شما خواهد بود. کلید موفقیت، برنامه‌ریزی دقیق برای هدایت منافع این سرمایه‌گذاری به سوی مردم محلی الموت است. ترانه سباحی. 🙏🏽☘️ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
397
11
سلام دیروز وزیر گردشگری به الموت و قزوین سفر کرد. موضوعی که مربوط به مراسم دیروزه و از دیروز چند نفر از دوستان تلفنی یا پیامکی به من اخطار داده‌اند که الموتیا باید بهش واکنش سریع ، قاطع و انقلابی نشان بدهند ، هتل ۵ ستاره‌ایست که بنام الموت و در قزوین احداث خواهد شد! راستش من برای مراسم دیروز هم در الموت هم در قزوین دعوت داشتم و خودمم چند نفر را دعوت کردم که تشریف بیاورند. اما متاسفانه یک سرماخوردگی شدید مانع حضور شد. بنا داشتم اگر بروم ، دکتر بی‌نیاز را خواهش کنم به یکی از بزرگان الموت در مراسم گازرخان ۵ دقیقه وقت بدهد که حرف بزنیم. که اگر چنین میشد ، مهمترین حرف ما دو تا نکته میتوانست باشد: ۱- اینکه گردشگر (مخصوصا گردشگر خارجی) را به اشتباه نیندازید و نگاه حاکمیتی را صرفا به قلعه گازرخان منعطف نکنید. لمبسر و قسطین‌لار هم داخل بازی هستند. قلعه لمبسر بزرگترین قلعه اسماعیلیان در جهان‌ست! ۲- هتل ۵ ستاره  در کجا و توسط کدام شخصیت حقیقی یا حقوقی ساخته خواهد شد؟ ببینید: الان بهترین هتل‌های قزوین ۳ ستاره‌اند. من شنیدم یکی از مولفه‌های صدور مجوز هتل ، ظرفیت‌ محل احداث هتل است. پس قزوین تا بحال ظرفیت هتل ۵ ستاره را نداشته قاعدتا. یا لااقل سرمایه‌گذاران راغب نبودند در شهر کوچکی مثل قزوین ، هتل ۵ ستاره احداث کنند. امبا الان چطور یهویی این ظرفیت را پیدا کرد؟ بخاطر ثبت جهانی الموت. اوکی. تا اینجا نو پرابلم. اما در مکان احداث هتل (میدون غریبکش) پرابلم بسیارست! بنظر شما کسی که از قزوین ۱۲۰ کیلومتر جاده کوهستانی را پیمایش کند و به پای قلعه برسد و تازه ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کند تا به قلعه برسد ، و بعد یکی دو ساعت هم قلعه را بگردد و به راهنمایان گوش کند و باز ۲۰ دقیقه سرازیر شود تا فقط به ماشینش برسد ، دیگه نای برگشتن به قزوین را دارد؟ منو شما اهل الموتیم. هفته‌ای لااقل یکبار اون مسیر را طی میکنیم و نامردی همه گردنه‌هایش را بچشم دیده‌ایم. بقول ارسطو به من که دیگه نگو نقی! مگه گردشگر نروژی و فنلاندی و آمریکایی و فرانسوی (با آن سطح از رفاه) میتونه سفر یکروزه به الموت داشته باشه و شب هم بیاد غریبکش بخوابه؟! تازه من فقط گازرخان را گفتم. اگه طرف بخاد مثلا قسطین‌لار یا میمون‌دژ و شیرکوه و لمبسر را هم ببیند چه؟! نتیجه: این چه نیرویی‌ست که توانسته مجوز هتل ۵ ستاره را در کمتر از ۲ ماه بگیرد؟! (که در حالت معمول لااقل ۲ - ۳ سال طول میکشد) نکته ثانی اینکه حالا که بنام جهانی شدن الموت مجوز گرفتید ، چرا در الموت نساختید هتل را؟ نکته بعدی اینکه من هنوز نمیدانم سرمایه‌گذار این پروژه چه کسی‌ست. اما اطلاعات غبرموثقی دارم که میگه چند نفر از همشهریان الموتی سرمایه‌گذار هتل هستند. (که بشخصه خیلی خیلی بعید میدانم) ولی اگه الموتیان مالک و بهره‌بردار این هتل‌اند ، ما اغماض میکنیم. فقط باین دلیل که میگیم ما ضرر جهانی شدن الموت را دادیم ، حالا هم لااقل سود جهانی شدن الموت ، به جیب چند نفر از اهالی الموت میرود. سخن آخر: آقای وزیر را خواهش داریم اینو بحساب الموت نگذارند که قطعا به درد گردشگر الموت نمیخورد و دردی از توسعه‌نیافتگی و عدم زیرساخت در الموت ، دوا نمیکند. و آقای وزیر را خواهش داریم که وام‌های چند هزار میلیاردی ارزان قیمت وزارت گردشگری و یونسکو را حاتم‌بخشی نکنند! محل هزینه‌کرد این تسهیلات بانکی و تسهیلات یونسکو ، قطعا داخل الموت است؛ نه به نام الموت و به کام قزوین! مگه مردم الموت خودشون چلاقن که براشون قیم تعیین کنید و تسهیلاتی که حق الموت اساطیری و مردم نجیبش هست را میدهید دیگران براشون هتل بزنند؟! شما مجوز را بده ، ده درصد از منابع یونسکو و تسهیلات ۴ درصدی بانک گردشگری را هم بده ، من سرمایه‌گذار با ۹۰ درصد آورده ، از همین الموت خودمان میارم که ظرف ۲ سال لااقل ۳ هتل ۵ ستاره و چندین هتل آپارتمان در نقاط مختلف الموت دایر کند! البته همه عرایض بنده مشروط بر آنست که سرمایه‌گذار هتل مذکور ، الموتی نباشد که اگر باشد ، من حرفم را پس میگیرم. تمت و خلص فارسی سایت الموت من https://t.me/alamoteman
556
12
🔺 الموت، روایت ۱۲۰۰ ساله نبوغ ایرانی در جهان استاندار قزوین با اشاره به جایگاه ویژه منطقه الموت، اظهار کرد: الموت امروز تنها
🔺 الموت، روایت ۱۲۰۰ ساله نبوغ ایرانی در جهان استاندار قزوین با اشاره به جایگاه ویژه منطقه الموت، اظهار کرد: الموت امروز تنها یک منطقه جغرافیایی در نقشه ایران نیست؛ بلکه بخشی از میراث و تاریخ بشریت است. آنچه امروز در الموت به عنوان یک اثر تاریخی شاهد هستیم، نتیجه هزاران سال پاسداری ساکنان این دیار از هویت ملی است. بنابراین، هرگونه برنامه توسعه‌ای در این منطقه، از گردشگری کوهستانی گرفته تا بوم‌گردی و تاریخی، باید با محوریت و رویکرد مشارکت جامعه محلی و بومیان آن منطقه صورت پذیرد. سایت الموت من https://t.me/alamoteman
340
13
‍ بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر نوذری استاندار محترم استان قزوین؛ موضوع: اعتراض و اعلام موضع مجمع در خصوص احداث پروژه هتل داری با عنوان «الموت» در شهر قزوین با سلام و احترام؛ هیئت مدیره «مجمع ملی همیاری و توسعه الموت بزرگ»، به عنوان نهادی مسئول در پیشبردِ اهدافِ توسعه‌ای و صیانت از منافعِ اقتصادی-اجتماعیِ منطقه الموت، ضمن پیگیریِ اخبار مربوط به طرح احداث هتلی با نام «الموت» در محدوده فلکه مینودر (غریب‌کُش) شهر قزوین، مراتبِ اعتراض و نگرانیِ عمیقِ خود را اعلام می‌نماید. مجمع با بررسی‌های فنی و کارشناسی خود، این اقدام را برخلافِ اصولِ «توسعه‌ی منطقه‌ای» و «اقتصادِ گردشگریِ اصولی»، از چندین منظر غیرقابل‌قبول می‌داند: ۱. تضییعِ هویتِ برند و اصالتِ جغرافیایی: هر برندِ گردشگری، با «موقعیتِ مکانی» و «ویژگی‌های اکولوژیک» خود پیوند خورده است. استفاده از نام و شهرتِ منطقه الموت در بافتِ شهری قزوین، نوعی «سرقتِ هویتِ برند» و دور زدنِ منطقِ جذبِ گردشگر است که در نهایت، منجر به کاهشِ اعتبارِ منطقه الموت به عنوان یک مقصدِ اصلی می‌شود. ۲. سوءاستفاده از تسهیلات و امتیازات دولتی: استفاده از وام‌های کلان و تسهیلاتِ ویژه از طریقِ این پروژه در مرکز شهر، برخلافِ سیاست‌های کلانِ دولت در جهت «تمرکززدایی» و «توسعه‌ی مناطقِ دارایِ پتانسیل» است. این اقدام، منابعِ ملی را به جای آنکه در «منطقه هدف» (الموت) برای ایجادِ زیرساخت و اشتغال‌زایی مصرف کند، در نقاطِ اشباع‌شده‌ی شهری به کار می‌گیرد. ۳. عدم تحققِ عدالت در توسعه و اشتغال‌زایی: هدف از حمایت‌های دولتی، شکاف‌زدایی از مناطقِ محروم و توسعه‌ی ظرفیت‌های طبیعی است. انتقالِ سرمایه و نام به شهر، پتانسیل‌های اقتصادیِ منطقه الموت را سرکوب کرده و فرصت‌های اشتغال‌زایی برای ساکنانِ بومی منطقه را به شدت کاهش می‌دهد. لذا مجمع ملی همیاری و توسعه الموت بزرگ، صراحتاً اعلام می‌دارد: ما خواهانِ بازنگریِ فوری در این تصمیم و انتقالِ تمامیِ فعالیت‌های مربوط به این پروژه به «منطقه‌ی اصلیِ الموت» هستیم. در صورت عدم موافقتِ سرمایه‌گذار با احداث در منطقه اصلی، مجمع آمادگیِ خود را برای حمایت از طرح‌های «مشارکتی و بومی» جهت احداثِ زیرساخت‌ها در خودِ منطقه اعلام می‌دارد. امید است با نگاهِ مصلحت‌اندیشانه و همسو با عدالتِ توسعه‌ای، از اتلافِ منابع و آسیب به هویتِ گردشگریِ منطقه جلوگیری گردد. با احترام هیئت مدیره مجمع ملی همیاری و توسعه الموت بزرگ دهم شهریورماه ۱۴۰۵ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
384
14
یک دم نظر بنما به من آرام کن این جان من ای همدمِ تنهائی و ای جان  و  ای جانان من زرفام شد رخسار من خشکیده شد اشجار من آبی رسان  بر  این کویر خُرَّم  نما   بُستان من اشکم  شده رودی روان هجر تو  شد بر من گران هم اشک و هم خون می چکد ازدیده ی گریان من یعقوب   نابینا   شود   از  حسرت  دیدار تو بگذار  پیراهن به  این  تاریکیِ  چشمان من از  عشق   تو   عِفَّت  دَرَد   بانوی   درباری مصر از حُسن تو ببریده دست ای یوسف کنعان من هر روز  بدتر  می شود حال دلم  از این فراق خوبم نما با وصل خود پایان بده هجران من درضعف شد این جسم و جان دستی رسان در این زمان ای   پهلوانِ  پیل تن     ای   رستم  دستان  من تنگ آمده بر من حیات بنما حیاتم چون نبات تلخی دگر کافی  بُوَد  شیرین  نما  قندان من چون دوزخست برمن بهشت گرتو نباشی نزد من تلخست بی تو سرنوشت ای روضه ی رضوان من جانم  شده  در بندِ  تن   همچون  اسیری بینوا جان را رها کن زین قفس وز جسم چون زندان من در را گشا بر روی من ای صاحب صحن و حرم دیگر   نباشد    طاقتی  بر   قامت   لرزان  من گر چهره  بنمایی به  من  بینم  رخ زیبای تو بنشیند اندر سایه ات این روح سرگردان من ترسم ز بی مهریِ هر  انسان پیرامون خود آرامشی  اهدا  نما بر  سینه ی  ترسان من نامهربانی ها به من هر روز و شب افزون شود ثابت قدم  بنما مرا  بر عهد و  بر  پیمان من ای مهربان  بی زوال  وی در لطافت بی مثال رحمی  نما بر قلب من ای یاور و   رحمان من از دانشت  سیراب  کن  این  تشنه‌ی  بی علم را از  عشق خود آتش بزن بر این دل و بر جان من وز  آب  اقیانوسِ  حلم  پیمانه ام   را  پُر نما حکمت بجوشان در دلم ای برتر از لقمان من بیزارم از  رنگ و ریا  وز  مشرک  مؤمن نما بنما نگهبانی  مرا  از خصم  و  از شَنآن من هرگز نگردد  هیچ کس  از  بارگاهت نا امید بار دگر جبران نما این حسرت و خسران من از خود مران این بنده ات  از درگه پر رحمتت از کفر و شرکم  وارهان  لبریز  کن  ایمان من کِی تو  براندی  سائلی  از درگهِ  پُر جود خود تا من شوم  دوم نفر  ای خسرو  خوبان من خواهم زتو سرمستی و شادی و شور و راستی گشتم دچار کاستی  زین  غصه ی  پنهان من گر پاسخی بر من  دهی  درخواست هایم بشنوی گلشن شود بر من جهان ای رَوح و ای ریحان من بنما   مرا   زیر  و  زِبَر  در  این  رهِ   پر درد سر من را رسان بر ساحلی از سیل و از طوفان من از جسم  خود  جامه دَرَم  از  آبرویم بگذرم در راه عشقت پا نَهم باشد ز تو فرمان من دردم فزون گردیده  از تنهایی  و  دوری تو آنگه که روید عشق  تو  آید ز تو درمان من آغازِ  من  از  تو   بُوَد   از  نیستی   و   از  عدم با عشق شورانگیز  خود خوشتر نما پایان من گر شعر من بویت دهد با ارزش و چون گوهرست ورنه   بسوزانم   خودم  این   دفتر  و  دیوان  من علی کریمی کلایه ۱۴۰۵ _ ۰۴ _ ۰۸ سایت الموت من https://t.me/alamoteman
377
15
+3
لا يوجد نص...
375
16
+9
لا يوجد نص...
366
17
+9
لا يوجد نص...
340
18
از قلعه الموت تا هتل پنج‌ستاره با وزیر میراث فرهنگی عکاس : علیرضا نصری گزارش تصویری سایت الموت من https://t.me/alamoteman+9
از قلعه الموت تا هتل پنج‌ستاره با وزیر میراث فرهنگی عکاس : علیرضا نصری گزارش تصویری سایت الموت من https://t.me/alamoteman
393
19
اثری زیبا از استاد نصیری الموتی مسئول انجمن خوشنویسان تنکابن سپاس از استاد نصیری جهت ارسال و انتشار آثار زیبایشان در الموت من
اثری زیبا از استاد نصیری الموتی مسئول انجمن خوشنویسان تنکابن سپاس از استاد نصیری جهت ارسال و انتشار آثار زیبایشان در الموت من الموت من: 🍃🌺🍂 @alamoteman        👈  :عضویت در الموت من 💐🌾🍀🌼
317
20
‍ 🌺🍃 🍃 الموت گر کسی پای گذارد به دیار الموت شک ندارم که شود سخت دچار الموت در دلم تا به ابد چشمه‌ی مهرش جاری است سرمه‌ی چشم کنم گرد و غبار الموت کیست آن‌کس که نشانی دهد از منطقه‌ای که رسد قدر عیارش به عیار الموت چه نویسم ز مشاهیر و هنرمندانش نیست حدّ قلمم وصف کِبار الموت ارزش گوهر یکدانه کسی می‌فهمد که نهد گوهریِ خویش کنار الموت نیست گوشی که ز افواه زمان نشنیده است قصه‌ی قلعه‌ی صبّاح و چنار الموت به اوان می‌کند هر خطّه‌ی زیبا تعظیم چشم‌ها خیره کند گشت و گذار الموت می‌برد هوش ز سر چهچهه‌ی بلبل مست گوش افسون شود از نغمه‌ی سار الموت خوش‌تر از عطر نسیمش به جهان رایحه نیست جان دَمَد بر بدن مرده،  بهار الموت به خود و جدّ خود و جدّه‌ی خود می‌بالد هر که دارد نسب از ایل و تبار الموت گنج‌های همه اکناف جهان را ندهم به یکی ظرف سفالین و تغار الموت قصه‌ی عاشقی لیلیِ عامر نشود در صف عشق، همآورد نگار الموت دلبری می‌کند از رهگذران فصل نشا نقش خوش‌رنگ و دل‌آرای بِجار الموت می‌درخشد چو قمر نام سیالان ستبر هر کجا ذکر غرور است و وقار الموت شکر یزدان که شد این مرتبه توفیق حاصل تا کنم وصف ِیک از لطف هزار الموت ملائی_آتانی سایت الموت من https://t.me/alamoteman
340