آتشی زیرِ خاکستر
Відкрити в Telegram
|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024
Показати більшеІран134 945Категорія не вказана
950
Підписники
-424 години
+87 днів
+31430 днів
Архів дописів
امیدی از جنس ناامیدی
در من نهفته است
و من
در پناه همان امید زخمی
زندانی شدهام
و سالهاست
خود را
در تارهای نازکش
حبس کردهام
تارهایی چون تار عنکبوت درهمپیچیده
اما روزی نسیمی بینام
ازمیان تارها گذشت
و لرزشی خاموش
در تار و پودِ زندانم دوید
و ناگهان یکی از تارها
نه با زور
نه با فریاد
بلکه تنها با عبور آن نسیم
گسست
و راهی باریک میان تارها
به روشنایی رسید...
ارسالی شما
دوستان خوشحال میشم، بنویسید برام و بفرستید. تا در ادامه نوشته شما هر چند ساده تکمیل ش کنم و یک هم نوازی کلمات داشته باشیم.
فکر میکنم این روز ها حرف زیاده و دل ها سنگین...
راه ارتباط دایرکت چنل 🙂
سکوت،
این روزها از من آدمِ دیگری ساخته است.
در چشمهایم خانه کرده،
در کلماتم رخنه کرده،
و در رفتارم
سایه انداخته است.
انگار دیگر
از آدمی کاری برنمیآید،
جز انتظار...
انتظارِ یک اتفاق،
یک حضور،
یک جمله،
که دوباره قفلِ زبانش را باز کند.
شاید من چیزی برای گفتن ندارم،
شاید این جهان است
که باید چیزی به من بگوید.
تو فقط بنویس...
شاید من هم
از پنجرهی نگاهِ خودم
دوباره به زندگی پاسخ بدهم.
آتشی زیرِ خاکستر
چشمات ببند
بزار کوچه های شیراز با این آهنگ ازش بگذریم.
از اون بالا بالاها با لباس تور سفید عروس
عبور کنیم برسیم به حافظیه ...
میخوام تمام دیوان حافظ ورق بزنیم و خوب هاش جدا کنیم برای ادامه راه مون بزنیم به قرعه فال زندگی مون.
کاش این تصورات واقعی بود و حال خوب برای تک تک مون ساخت، توی این روزای سخت.
براتون در این نیمه های شب این آرزو دارم
همین قدر حس خوب برای ادامه دادن...
آتشی زیرِ خاکستر
تاریکی و سکوت شب
یک ریتم خلسه میخواهد
یک آهنگ
تا در کنار بی خوابی های مدام
شعله ای از هوشیاری در ذهن روشن شود.
که شاید این بی خوابی ها به مقصدی مشخص برسند.
گاهی ما جواب را می دانیم ولی گم شدن و دوباره پیدا شدن زیباست...
جست و جویی برای پیدا کردن من جدیدی در این کالبد قدیمی
که تنها فرصت ش در شب اتفاقات می افتد در اوج تنهایی ها...
آتشی زیرِ خاکستر
فصلی بودم میان فصل هایش
اگر بهار و پاییز بود
تابستان و زمستان ش بودم
من در قدمِ او ، قدم برمیداشتم.
اگر بهار بود
تابستان گرم ش بودم
و اگر پاییز بود
زمستان سردش بودم .
آتشی زیرِ خاکستر
تلگرام شده مثل کوچه های بی عابر بدون عبور رهگذری
انگار غرق خاکستری از ماتم شده
به آخرین بازدید ها نگاه میکنی ، آنقدر گذشته که صاحبانشان
مردگانی شدن در این فضای مجازی
و ردی از حضور و حیات ازشان پیدا نمیکنی
ما می خواستیم کنار هم خوش باشیم، کنار هم بخندیم و کنار هم زندگی کنیم نه به این شکل از هم دیگر دور افتاده ...
آتشی زیرِ خاکسترنوای امیدی است برای گذر از این روز هااا.
گاهی میل به صحبت نیست.
و اهنگ تنها مکالمه مفید بین دو نفر میتونه باشه...
بگذار آتش این ارتباط خاموش نشود ...
آتشی زیرِ خاکستر
