uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

راوی

راوی

Відкрити в Telegram

زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. به قامت سایه‌ام می‌نگرم؛ که در نهانی، چه سخت می‌گِریَد. @informravi t.me/RedChtBot?start=6946891920

Показати більше
8 214
Підписники
-924 години
-787 днів
-5930 днів
Архів дописів
نمی‌دانم چه کسی مرا در این جهان جای داد، و نمی‌دانم جهان چیست و نمی‌دانم خودم چه هستم بی‌خبری من از همه چیز وحشتناک است... در همه‌سو جز بی‌نهایت چیزی نمی‌بینم... تمام آنچه می‌دانم این است که باید به‌زودی بمیرم اما آنچه کمتر از همه می‌دانم و می‌شناسم همین مرگ است که از چنگش نمی‌توانم بگریزم کامو

آسمان هنگام ملاحظه زندگی بنده:

photo content

اگر روزی نبودم بگویید “به راستی جز او چه‌ کسی قطرات باران را خواهد شمرد صبور تا آن‌جا که تو بازگردی؟” راوی

photo content

اگر می‌دانستی نامه‌ات را بارها و بارها می‌خوانم دلت برای فرسودگی کاغذ نمی‌سوخت؟

او نگفت دوستت دارم اما نامه‌اش را این گونه تمام کرد افسون‌گری نگاه تو در خیالم نگنجد.

‎ چشمانش، چشمانت نمی‌رود دیگر از یاد..

شعر بگید در وصف او. ناشناس

مقالات غیررایگان سایت‌هایی مثل pubmed و sciencedirect رو چطور دانلود کنیم؟ رباتی دارید؟ کمک. ناشناس

photo content

چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كس هيچ‌گاه در هيچ لحظه‌اى از آفرينش، آنچه را كه من در گرگ و ميش نگاه تو ديدم نخواهد ديد. - فریدون مشیری

اون‌ شب یکی از ستاره‌ها مال من بود.

photo content

06 - Ramesh - Nam Name Baroon Miad.mp39.92 MB

دیشب از او‌ خواستم مرا ببیند. تنها او او مرا ببیند. بادی وزید و شعله فروخوابید. او زِ تاریکی مرا بوسید. به راستی تنها اوست که مرا می‌بیند؟ راوی

درباره دو خط ابتدایی اطمینان ندارم. اما درباره پایان‌ِ آن، بی‌شک دیگر صدق نمی‌کند.

دیگر صدق نمی‌کند.
دیگر صدق نمی‌کند.

اما زمان مرا هیچ شفا نداد. تنها خاشاک غمم را روبید و به آسانی پیشانی‌ام را بوسید و جرئتی اندک در من دمید و آنگاه که عمق زخم مرا فهمید؛ بسی لرزید و سریع جنبید. او هیچ مرا شفا نداد تنها نور چشمانم را دزدید. راوی

زمان، هرگز همه چیز را شفا نمی‌دهد؛ اما به ما یاد می‌دهد چگونه با زخم‌ها زندگی کنیم. - سلست اَنگ، هر آنچه هرگز نگفتم