uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

منِ پس از تو

منِ پس از تو

Відкрити в Telegram

زاده شده میان زخم ها... کپی نکنیم، خالق ایده های نو باشیم. 2024.01.14

Показати більше
6 033
Підписники
+27824 години
+5637 днів
+1 01230 днів
Архів дописів
رفتنت پایان که نه، بلکه آغاز یک دردِ بی پایان بود!

کالکشن‌ رضا بهرام 🩵 منِ‌پس‌ازتو

کالکشن‌ رضا بهرام 🩵 منِ‌پس‌ازتو

رابطه من و تو بوی زندگی میده :) منِ‌پس‌ازتو

دخترم... مادرت، باعث جدایی من و سیگار شد میخواهی بدانی چطور ؟ همانند همه ، شعار نداد که نکش دیوانه، ضرر دارد. در عوض یک جمله عاشقانه گفت : بوی سیگار میدی منم میخوام بوی تو رو بگیرم... با درد ریه میمیری، منم میخوام همدرد تو باشم و با درد تو بمیرم. سپس سیگار را از لب من جدا کرد و میان لب های خود گذاشت... سرفه اول را که کرد، تنم لرزید، سرفه دوم را که کرد بغضم ترکید... از همان لحظه سیگار را ترک کردم که این کهنه شراب سالم بماند و سالم بمانم کنارش و عشق او مرا از دود، از تلخی سیگار جدا کرد ... عزیزم ، لطفا مادرت را بیشتر از من دوست داشته باش چون اگر من کوهَم، او زمین است و زمین یعنی علت وجود کوه ...

پاییز عاشق است... منِ‌پس‌ازتو

امروز برایِ هرکسی که از زندگیم رفته دلم تنگه…

من آرزویی بعد تو ندارم... #پوست شیر

کتمانِ دلتنگی، بند آمدنِ نفس است.

Hiphopologist Naji Shayan yo Shadmehr Masih Arash Ap
منِ‌پس‌ازتو

سال گذشته، یک جفت کفش خریدم که رنگش قشنگ بود اما اندکی پاهایم را آزرده می کرد. فروشنده گفت: کمی که بگذرد، جابازمی کند. خریدم، پوشیدم، خیلی گذشت اما جا باز نکرد، فقط استخوان های پایم را آزرده می ساخت . با خودم گفتم، به هر حال این همان رنگی است که می‌خواهم، درمسیرهای کوتاه می پوشم . در مسیرهای کوتاه هم ، پاهایم را آزرده می‌کرد. من اشتباه کرده بودم کفشی که پایم را آزرده می کرد هر چقدر هم خوش‌رنگ بود، نباید می‌خریدم و وقتی خریدم و فهمیدم اشتباه کردم نباید نگهش می داشتم. اشتباه اشتباه است، نباید نگهش داشت نباید طی روزها و سال ها حملش کرد به امید اینکه تغییر کند و به امری دلخواه تبدیل شود . اشتباه فقط به آزرده کردنش ادامه خواهد داد، نباید به آزرده شدن عادت کرد امروز کفش ها را دور انداختم.
این نوشته راجب کفش نبود :)

سال گذشته ، یک جفت کفش خریدم که رنگش قشنگ بود اما اندکی پاهایم را آزرده می کرد . فروشنده گفت : کمی که بگذرد، جابازمی کند . خریدم ، پوشیدم ، خیلی گذشت اما جا باز نکرد ، فقط استخوان های پایم را آزرده می ساخت . با خودم گفتم ، به هر حال این همان رنگی است که می‌خواهم ، درمسیرهای کوتاه می پوشم . در مسیرهای کوتاه هم ، پاهایم را آزرده می کرد. من اشتباه کرده بودم . کفشی که پایم را آزرده می کرد هر چقدر هم خوش‌رنگ بود ، نباید می خریدم و وقتی خریدم و فهمیدم اشتباه کردم نباید نگهش می داشتم . اشتباه اشتباه است ، نباید نگهش داشت . نباید طی روزها و سال ها حملش کرد به امید اینکه تغییر کند و به امری دلخواه تبدیل شود . اشتباه فقط به آزرده کردنش ادامه خواهد داد، نباید به آزرده شدن عادت کرد امروز کفش ها را دور انداختم.
این نوشته راجب کفش نبود :)

دوری تو، از خودم دورم کرد... منِ‌پس‌ازتو

دلم میخواست باهات حرف بزنم، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فکر میکنم، به یاد خودم نیستم، بهت بگم برای چند لحظه هم که شده همه رو جز من از دنیات بزار کنار، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برای آخرین بار میتونی صدام رو بشنوی، میخواستم بگم هنوزم صدای نفس‌هات منو به زندگی برمیگردونه، ولی نگفتم، من این روزا انقد بیقرارم که چشمام درونمو زار میزنه اما وقتی تو ازم خبر نداری یعنی مدت‌هاست که منو ندیدی، ندیدی چون نخواستی، وقتی نخواستی یعنی حتی اگه بهت میگفتم هم فرقی نمیکرد!

photo content

ببخش اگر که با خیالِ بودن تو زنده ام‌... منِ‌پس‌ازتو