آلکاتراز
Відкрити в Telegram
تو تماشا نکنی این نبرد من بیفایدهست Unknowns: @NathansMail_bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=7533714807
Показати більше1 180
Підписники
-424 години
-127 днів
+10830 днів
Архів дописів
1 180
چیزی که بعد از این یک سال برای من حتی عجیبتر از خود این مسئله شده، واکنش بخش زیادی از آدمهاست. سؤال من اینه که دقیقا مرز شما کجاست؟ در چه نقطهای یک رفتار براتون مسئلهدار میشه؟ وقتی برای اولین بار تذکر داده میشه؟ دومین بار؟ دهمین بار؟ وقتی یک سال از مطرح شدن موضوع گذشته باشه؟ وقتی بارها دربارهاش صحبت شده باشه؟ وقتی طرف مقابل بارها فرصت توضیح، اصلاح یا حتی دفاع از خودش رو داشته باشه؟ وقتی به جای پاسخگویی، حذف کردن، ناپدید شدن و بازگشتن به همون روند تکرار بشه؟ واقعا در کدوم مرحله با خودتون میگید که شاید این دیگه واقعا اشتباهه، غیراخلاقیه؟ چیزی که برای من عجیبه این نیست که همه با من همنظر نیستن. عجیب اینه که بعضی افراد انگار برای هر رفتاری، هر میزان تکرار و هر حجم از سابقه، همیشه یک بهانهی آماده دارن. یک بار میگن الهام گرفتنه. بار دیگه میگن همه از هم یاد میگیرن. بعد میگن سنش کمه. بعد میگن موضوع رو بزرگ کردید. بعد میگن مگه کسی از روی آثار هنرمندان بزرگ نقاشی نمیکنه؟ و هر بار، به جای نگاه کردن به کل ماجرا، فقط یک توضیح تازه پیدا میشه تا مجبور نباشن با اصل مسئله روبهرو بشن. برای همین سؤال من دیگه فقط دربارهی یک فرد نیست. سؤال من دربارهی کسانیه که بعد از شنیدن توضیحات، دیدن نمونهها، دونستن سابقه و آگاهی از تکرار این روند، هنوز هیچ نقطهای رو پیدا نمیکنن که در اون بگن نه، این دیگه لایق یک تو دهنی بزرگه.
اگر هیچ مرزی وجود نداشته باشه چطور خودمون رو یک انسان بدونیم؟
1 180
بعضیها وقتی اسم سرقت هنری رو میشنون، فقط یک تصویر کاملا کپیشده رو تصور میکنن. انگار تا وقتی یک نفر پیکسل به پیکسل یا خط به خط از روی یک اثر نکشیده باشه، هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. متاسفانه یکی از مخربترین شکلهای سرقت هنری دقیقا همون چیزیه که کمتر دیده میشه و منظورم از کمتر دیده شدن این نیست که کمتر قابل تشخیصه بلکه منظورم زمانیه که به جای یک اثر، حاصل سالها تلاش یک هنرمند به تدریج مصرف میشه. نه فقط یک نقاشی بلکه انتخابهای بصری، فضای آثار، هویت هنری و چیزهایی که باعث میشن مخاطب با دیدن یک کار بگه این من رو یاد فلان هنرمند میاندازه.
رسیدن به چنین هویتی آسون نیست. هیچکس یکشبه به اون نمیرسه. پشت اون سالها آزمون و خطا، شکست، تجربه، مطالعه، تمرین و زندگی زندگی زندگی وجود داره. هویت هنری چیزی نیست که از آسمون بیافته؛ چیزیه که با صرف بخشی از عمر یک انسان ساخته میشه.
به همین دلیل من نمیتونم بپذیرم که استفاده مداوم از این دستاوردها رو صرفا الهام گرفتن/استادی کردن یا هر چیز دیگهای بنامیم. الهام گرفتن قراره به کشف صدای شخصی منجر بشه نه به زندگی کردن در سایهی صدای فرد دیگه. اگر سالها بگذره و هنوز ستون اصلی یک مسیر هنری بر پایهی انتخابها و هویتی بنا شده باشه که شخص دیگهای ساخته، دیگه با یک تأثیرپذیری عادی روبهرو نیستیم. چیزی که این مسئله رو برای من جدیتر میکنه اینه که آسیب اون فقط متوجه یک هنرمند نیست. چنین رفتاری این پیام رو منتقل میکنه که میشه زحمت چندین سالهی یک نفر رو برداشت، از اون استفاده کرد، از اعتبار و شناختهشدگیای که اون هویت ساخته بهره برد و در عین حال مسئولیتی هم در قبال این کار نپذیرفت. شاید به همین دلیله که من این موضوع رو انقدر بزرگ میبینم. چون از نظر من بحث بر سر چند نقاشی یا چند ایده نیست. بحث بر سر اینه که آیا برای سالهای عمر، تلاش، جستوجو و هویت خلاق دیگران ارزشی قائل هستیم یا نه.
اگر پاسخ این سؤال بله باشه، اون وقت نمیشه هر شباهت، هر تکرار طولانیمدت و هر بهرهبرداریای از هویت هنری دیگران رو با بهانههای مختلف کنار گذاشت.
1 180
لان جان تا وقتی ناوول رو نخونده باشید آدم پاک و معصومی هست وقتی ناوول رو بخونی برق از سرت میپره مردی رسما واسه وییینگ منحرف دو عالم میشد
انقدر به کون وییینگ چشم داشت هیچ وقت از خوش دریغش نمی کرد😂
1 180
یه درخواست دیگه هم دارم
تروخدا اون قسمت که لان جان مسته بهش مرغ و خروس میده رو هم نقاشی کن😂
(تو چین باستان دادن مرغ و خروس به یه نفر به معنای درخواست ازدواج بوده همون خواستگاری خودمون😔)
