یڪ نفس تا رویا....🩶
Відкрити в Telegram
عشق تو یک لاتاریِ بزرگ بود، و من، برنده یِ همیشه خوش شانس آن... #ساحل_برزگر #ایمانم♡ به کانال خودتون خوش آمدید🌹
Показати більше1 264
Підписники
+124 години
+87 днів
+7430 день
Архів дописів
1 264
شبها با چشم باز رؤیا میدید.
او میدانست که سکوت، گاهی بلندتر از فریاد حرف میزند،
و اشیاء کوچک — دکمه، تکهنخ، سنگریزه — حامل پیامهایی هستند که فقط دلِ آدمهای لطیف میفهمد....🩶
#ایزابل_آلنده
شبتون بخیر
1 264
عشق در برابر چشمهای سبزش
به نماز ایستاد و گفت:
«حی علی الجمال...» (بشتابید به سوی زیبایی)🩶
1 264
در بیخوابی
در کاسۀ سرم، دنبال تو میگردم
در این سینهپهلوی لعنتی
مرگ
آستینم را میکشد
از تخت پایین میافتم
و صفِ طویلی از مورچهها
دانههای یکسانِ تنهایی را
به خانه میبرند....🩶
#جواد_گنجعلی
1 264
هنوز زندگی میکنم
با مردی که پروانهها را از پیراهنم راند و
باغهای تنم را به آتش کشید....🩶
#نیر_فرزین
1 264
رنج
همانند دانه گندم است
یک دانه اش
هفتاد دانه میشود
روبروی خودم ایستاده ام
از من یکی بود
اکنون
هفتاد تن شده ام
با موهای سپید
چهره ای بی دهان
و خوشههای مرموزی که
چشمان سکوت را
بارانی میکند....🩶
#محرم_نجفپور
1 264
تو را دوست میدارم
دوست داشتنت را دوست میدارم ..
دلتنگ شدنت را دوست میدارم ..
دور از من نمان حتی ثانیه ای !
به من نزدیک بمان
مثلِ نفَس در جانم
مثلِ مهرم در دلت
مثلِ یادَت در ذِهنم
به من نزدیک باش
🩶🩶
🤞🏿🚬
1 264
سیامک تقی زاده نوشت :
چه زیباست به یاد آوردن تو میان اینهمه شلوغی و خستگی هایم.
شاملو گفت :
من در بیحوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام.
عباس کیارستمی نوشت :
چه خوب است پیدا کردن کسی که زورش به بیحوصلگی ما برسد.
و منِ دست و پا شکسته هم اگه اجازه بدی برات بگم اونجاهایی که نوشتم حوصله کسی رو ندارم، دقیقا همون جاها حوصلهٌ تو رو داشتم
چون تو کسی نبودی؛ تو همه کس،
تو مثال نقض بیحوصلگی های من....🩶
#فائزه_رضائی
#ایمانم♡
1 264
يكفيني شخص واحد يندهش بي كُل يوم
كما لو أنّي أُعجُوبة يسمع أحادِيثي بكُل شغف،
يقرأ أحرُفي كما لو أنها قصِيدة.»
«یک نفر برایم کافیست.
تا هر روز شگفتزدهام کند؛
چنانکه انگار انسانی بیبدیلم.
با شور و شوقِ تمام، حرفهایم را بشنود،
کلماتم را بخواند؛
چنان که انگار شعر هستند.»
احمد خالد توفیق🩶
1 264
در گفتن، لبهایش به بینی و لبم میخورد.
آنوقت من نفس کشیدم.
او عطرِ کشتزارِ درو کرده را میداد....🩶
#ابراهیم_گلستان
1 264
«فراوان دوستت دارم»
و می دانم که راه منتهی به ناممکن ها
طولانی ست...🩶
#نزار_قبانی
1 264
پرسیده بودی :
مگر آدمها بی بهانه بیدار می شوند؟ بیبهانه زنده میمانند؟
بی بهانهی دوست داشتنها ،
واقعا میشود مگر بیدار شد؟ زنده ماند؟
به خورشید فکر کردم که اینهمه دوست داشتن ، از کجا می آورد؟
#محبوبه_احمدی🩶
1 264
صبح که می شود
خورشید از سمت چشمان تو
به تاریکی پایان می دهد
و آغازی میشود برای تولد هروز من....🩶
#مجیدنریمانی
صبحتون زیبا
1 264
Repost from تبادلات شمس تبریزی
"عشـق را در ڪوچههاے غزلم میخوانند"
بامن همـراه شو در محفل شعـر ،،
♡
https://t.me/mahfel_sher96
https://t.me/mahfel_sher96
♡
1 264
بگذار برایت لالایی بگویم. من گردنت را مثل سینهی گرم کبوتری با دستهایم نوازش میکنم، نوازش میکنم تا خون در رگهایت گرمتر بگردد و خواب چشمت را بگیرد ببین چه شبِ دمکردهی دیر وقتیست ...🩶
از داستان ملکوت
#بهرام_صادقی
شبتون بخیر
1 264
با تو می شود
از دیوار شب بالا رفت
در ڪَیر و دار لبانت
غـزل غـزل ترانہ شد
می توان ساز شد
و با سـر انڪَشتانت آتش ڪَرفت
می توان
دست برد در لابہ لاے موهایت
رقصِ ستارڪَان را دید
با عطر نڪَاهت مست شد
شب را
به زانو درآورد...
🩶🩶
🤞🏿🚬
1 264
همهی ما زخمهایی داریم
روی بازو
یا ساق پا
زخمهایی قدیمی
که داستان دارند
که میشود
با آنها
ما را شناسایی کرد
زخمهایی بر پیشانی
یا
بر روی قلبهایمان ...🩶
#سارا_محمدی_اردهالی
1 264
تو رفته ای
و فرقی نمیکند خودم را لابه لای کدام دوستت دارم پنهان کرده باشم
بعداز تو مانند جزیره ای می مانم
که در کنار ساحل اش
از من فقط تنهایی ام باقی مانده است
تو رفته ای
و از من مثل پیرمرد متولد ۱۳۰۰
یک مشت دوستت دارم باقی مانده است
و مشتی خاطره ی دور
که پریشانی موهایت را به خاطرم
می آورد...🩶
#امید_آذر
