uk
Feedback
Chaosmotics | کائوسموتیکس

Chaosmotics | کائوسموتیکس

Відкрити в Telegram

🔊درسگفتارهای فلسفه معاصر | سروش سیدی ◇Researcher at the New Centre for Research and Practice ☆"A tellurian insurgency unknown even to the black revolution of solar catastrophe"

Показати більше
3 610
Підписники
Немає даних24 години
+67 днів
+4430 днів
Архів дописів
Repost from دموس demos
شاید از ذهن بسیاری از ما گذشته باشد که جمهوری‌خواهی چیست. از امشب، سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ماه، می‌کوشم آنچه را از "ایده‌ی جمهوری" می‌فهمم با همگان به اشتراک بگذارم. جلسات در گوگل‌میت برگزار می‌شود، هر سه‌شنبه، ساعت ۹ شب. نسخه‌ی صوتی هر جلسه را هم نهایتا یک روز بعد همینجا، در "دموس"، منتشر خواهم کرد. لینک جلسه‌ی امشب: https://meet.google.com/zjn-divz-noy @demos1402

David Brubeck Koto Song @chaosmotics

انجمن علمی-دانشجویی فلسفهٔ دانشگاه علامه طباطبائی برگزار می‌کند: ▫️حلقهٔ خوانش کیرکگور با تمرکز بر کتاب «ترس و لرز» به هدایت:
انجمن علمی-دانشجویی فلسفهٔ دانشگاه علامه طباطبائی برگزار می‌کند: ▫️حلقهٔ خوانش کیرکگور با تمرکز بر کتاب «ترس و لرز» به هدایت: دکتر محمدجواد سیدی 📌روزهای چهارشنبه، ساعت ۱۲ تا ۱۳ شروع دوره از ۱۹ آذر ۱۴۰۴ 📍دانشکدهٔ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، سالن سرای سخن ❗️حضور برای همگان آزاد است. جهت هماهنگی برای افراد خارج از دانشگاه، به آیدی @mhrgns پیام دهید. @PHILOSOPHY_ATU

تزهای آنتی‌فاشیستی (۹) بازگشت به حال: چگونه می‌توان هم‌اینک رستگار شد؟ نباید هرگز به‌سادگی تصور کرد که موتور فاشیسم با نفرت یا عقل‌ستیزی پیش می‌رود؛ انفعالات و ایده‌ها در مقام سوخت این ماشین اهمیت دست‌اولی ندارد، زیرا مسئله همواره بر سر موتور است، بر سر پیش‌رانی که ماشین مزبور را قادر به تسخیر فضازمان می‌کند: زمان (و انواع‌واقسام مرض‌های زمانی، از زمان‌پریشی تا نوستالژی و خیالبافی در باب آینده). همۀ بحث‎‌‌وجدل‌های سخت و بی‌پایان دربارۀ بازگشت به عظمت گذشته، به «چی بودیم» برای چیرگی بر فاجعه‌ای به نام «چی شدیم»، یا در مقابل انواع رؤیای احیای عظمت مزبور که «یه روز خوب می‎‌آد»، صرفاً گواهی‌ست بر اهمیت و محوریت این عامل محوری در نبردهای اجتماعی ــ روانی و تاریخی این نیرو. فاشیسم در این راستا می‌کوشد زمان را از مفصل‌هایش درآورد تا آن را همچون شیئی صیقل‌خورده، ‌پیش‌بینی‌پذیر و مصرف‌شدنی پیش روی ما بگذارد: گذشته‌ای که باید حسرت‌آلود پرستید، آینده‌ای که باید خوش‌خیال انتظارش را کشید، و حالی که باید اندوهناک حذفش کرد. فاشیسم نه فقط بدن‌ها وذهن‌ها، بلکه زمان را نیز به انقیاد درمی‌آورد. @MSandUS @chaosmotics

Rammstein Diamant @chaosmotics

ادای سهم مهم مردم‌شناسی به فلسفه این بود که امر مقدس یک فرم است نه یک محتوا. امر مقدس فارغ از محتوایش همواره ساختارهای مشخصی را بازتولید می‌کند. امر مقدس نوعی ساختار تکرارشونده است که یا در مرکز جای دارد (دورکیم)، یا همواره در گردش و حرکت است و دست‌به‌دست می‌شود (ماوس). امر مقدس همچون هدیه و پاتلچ عمل می‌کند، همچون بدهی و قربانی، همچون ایثار و تخریب ثروتی که موجب کسب منزلت برتر است (هدر می‌دهم پس برترم). امر مقدس همزمان درون اقتصاد نمادین جای دارد و ندارد: شیئ مقدس هرگز به مالکیت دائم درنمی‌آید و باید همواره منتقل شود و زنجیره‌ی بدهی و بازپرداخت را تضمین کند. به روایت دیگر امر مقدس همان چیزی است که همواره از چرخه‌ی مبادله‌ی نمادین طرد و دفع می‌شود، مازادی همواره کنترل‌ناپذیر، افراطی، روزنه‌ای به سمت مرگی غیرقابل‌جذب در سیستم (باتای) یا هدیه‌ای که سیستم تاب تحمل آن را ندارد و موجب امحا آن خواهد شد (بودریار). در نظر آگامبن این افراط جوامع را همواره همچون سازوکارهای حذف ادغامی سازمان می‌دهد، همچون کنش گریزناپذیر طرد و همزمان حبس مطرودان در حواشی جامعه. به نظر می‌رسد هنوز نتوانسته‌ایم سازوکاری غیرسلبی برای تاسیس اجتماع بیابیم، همان اجتماع ناممکن بلانشو. تنش بنیادین تاسیس در آستانه‌های تاریخی (مثل دوران کنونی) تنشی است بین قدرت موسس از پایین (از جانب انبوه خلق، با تکیه بر تفاوت و ایجابیت، با حفظ قدرت موسس بدون تفویض، با تکیه بر عشق به جای ایثار و قربانی) و نوعی تاسیس حذف‌گرا، استثنایی و اشمیتی (با تکیه بر امر مقدس، حذف، دیگرستیزی، دوگانه‌ی دوست/دشمن). آنچه در حال استیلا‌یافتن است به وضوح منطق تاسیس بر پایه‌ی دوستی و پذیرش و تکثیر کثرت‌هاست، و همین هجوم نابهنجاری وحشی قدرت موسس است که گاه و بیگاه واکنش ترس‌خورده‌ی حذفی را دامن می‌زند. آنچه سخت‌واستوار است به سرعت دارد دود می‌شود و به هوا می‌رود و اجتماع آینده همچون شبحی در حال تسخیر همه‌ی ماست.× @chaosmotics

Buckethead Witches on the Heath @chaosmotics

ایندکسیکالیسم (هیلان بنسوسان) سروش سیدی @chaosmotics

ایندکسیکالیسم (هیلان بنسوسان) سروش سیدی @chaosmotics

مسیرهایی نو در افلاطون‌پژوهی 🎥 در این ویدئو جناب آقای ابراهیم رنجبر فضای کلی دورهٔ "مسیرهایی نو در افلاطون‌پژوهی" را توضیح می‌دهند. 📅 چهارشنبه‌ها، ساعت ۱۸ [۶جلسه] شروع دوره: ۵ آذرماه ۱۴۰۴ ℹ️ جهت ثبت‌ نام و کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید با ادمین خانهٔ حکمت مرتبط شوید: 🆔@khanehekmat_admin ------------------------------------------------ 🌐 https://academicskills.ir/ ☎️ 03136636672-3 📞 09922513701 ✔️@khanehekmat_official ✔️instagram.com/khanehekmat_official 📍اصفهان، چهارراه دهش، ابتدای خیابان شیخ مفید شرقی، خانهٔ حکمت

پدیدارشناسی سارتر و مفهوم میدان (بخشی از دوره‌ی پدیدارشناسی اشتدادی، موسسه بیدار) سروش سیدی @chaosmotics @bidarschool

Repost from Bidar
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین) مارش رفتن با کفش‌های هرمس؛ اسپینوزا، هرمنوتیک، و مسأله‌ معنا به‌هدایت محسن امام‌وردی چهار‌ش
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین) مارش رفتن با کفش‌های هرمس؛ اسپینوزا، هرمنوتیک، و مسأله‌ معنا به‌هدایت محسن امام‌وردی چهار‌شنبه‌ها ساعت ۱۶ تا ۱۸ ( ۴ جلسه) از ۲۸ آبان ۱۴۰۴   «معنای این چیز چیست؟» ــــ این پرسش تاریخ و پیشاتاریخی طولانی دارد. تاریخ انسان را می‌توان هم‌چون تاریخ جست‌وجو به‌دنبالِ [یا کشاکش با] مسئله‌ معنا بازخوانی کرد. این «چیز» حاضر در پرسش، چه یک متن باشد، چه یک شیئ یا یک رخداد، پرسش از معنا با سماجت برقرار خواهد ماند. پرسشی که همواره انگار نابسندگی‌ای را در حضور عینی و مسلّمِ چیزها افشا می‌کند. معنا ظاهراً آویخته‌ای جز خود هستیِ امر موردِ پژوهش است. امّا اگر جهت پرسش نه به سمت چیزها بلکه به طرف خودِ معنا باشد و از معنای معنا بپرسد چه: معنای معنا چیست؟   … فیلسوفِ همواره مطرود تاریخ فلسفه، اسپینوزا در رساله‌ الهیاتی-سیاسی، پیش از شروع تاریخ رسمی هرمنوتیک، دست به مخاطره‌ای بزرگ در مقام مفسر متن مقدس می‌زند. مخاطره‌ای که درعین‌حال بنیان‌گذاری شیوه‌ای تازه برای فهم مسئله‌ معناست: معنایی مبتنی‌بر فلسفه‌ نیرو.   اطلاعات بیشتر👇 https://t.me/bidarcourses/1006

بخشی از جلسه اول دوره پدیدارشناسی اشتدادی سروش سیدی @chaosmotics @bidarschool

در باب مفهوم فلسفی-سیاسی عشق سروش سیدی @chaosmotics

"عَلِمَت نفس ما اَحضَرَت" (تکویر، ۱۴) آخرالزمان در عهد جدید، آنجا که پولس در باب هفتمِ قرنتیانِ اول (۲۹ تا ۳۱) سخن می‌گوید، تاثیری تکان‌دهنده دارد. و سردمداران الهیات سیاسی چپ، تاوبس و بنیامین، همین آیات را چونان جواهری از دل عهدین صید می‌کنند: "و اما ای برادران، شما را می‌گویم که وقت تنگ است" تا هر کس، هر چه دارد، از زن و مال و منال، چنان رفتار کند که گویی هیچ ندارد، زیرا که "صورتِ این جهان در گذر است." تاوبس و بولتمان، این را به فوریت و عمل عاجلِ آدمی در همین جهان گره می‌زنند، به انقلاب دائم، و بولتمان صراحتاً می‌گوید که این آخرالزمانِ در کمین، همان مرگ است؛ چنان رفتار کنید که گویی هر دم، دم واپسین است؛ اسماعیل‌وار مترصد وانهادن باشید و رفتن به مُقام دیگر: "بگذار همه چیز فروبپاشد، من در خاک این جهان، بذر هیچ معنویتی نکاشته‌ام." اما این تصمیمِ مطلق به‌گمانم تمام ماجرا نیست. حتی این اعاظم نیز عملاً نمی‌توانسته‌اند هر دم تصمیمات مطلق بگیرند؛ حتی نیچه نیز نمی‌توانست سراپا جانِ آزاد باشد، جانی که همیشه بر لبه مغاک راه می‌رود؛ او نیز به عاداتِ ولو زودگذر باور داشت. آدم‌ها با عاقبتِ تصمیمات سابق‌شان می‌زیند و توشه‌ای از آن به آینده برمی‌دارند؛ اسماعیلِ ملویل هم تماماً سبک‌بال و سبک‌بار نبود. هیچ تصمیمی یکسره مطلق نیست؛ هیچ عزم رحیلی، پاکِ پاک نیست؛ هیچ ترک تعلقی، هرگز کاملِ کامل نخواهد بود. گذشته صلیبی است که ما را به آن آویخته‌اند و "زخم‌های میخ"، حتی در شیرین‌ترین بشارت‌های آینده با ما خواهند بود. چند سال پیش مترجمی پیش‌کسوت در فیسبوک چیزی نوشته بود و جوانی از سر انذار به او گفته بود "از عاقبتت نمی‌ترسی که چنین و چنان می‌گویی؟" و مترجم پاسخی درخشان داده بود: "عاقبت که ترس ندارد جوان؛ آدم‌ها عاقبت‌شان را زندگی می‌کنند." در قرآن آیه‌ای در توصیف قیامت آمده: "عَلِمَت نَفس ما اَحضَرَت"، آن‌گاه "هر نفسی دریابد، چه پیش آورده است." اگر بر این سیاق، قیامت هر لحظه در همین جهان هم باشد چه؟ آیا هر لحظه درنمی‌یابیم چه پیش آورده‌ایم؟ آیا هر لحظه عاقبت‌مان را زندگی نمی‌کنیم؟ بین تصلیب و بشارت؛ آونگ نشده‌ایم بین مسیح و محمد، یکی "ایلی"گویان در جُلجُتا و دیگری پذیرای این بشارت که "ما وَدِّعَکَ رَبُّکَ و ما قَلی"؟ آیا هر روز، دقیقاً در همین معنای دوپاره، روز مبادا نیست؟ #زانیار_ابراهیمی @zaniarebrahimii

Repost from Bidar
⁨ ⁨ درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین) پدیدارشناسی اشتدادی؛ از شهود هوسرلی تا مجازیت دلوزی به‌هدایت محمد جواد سیدی ‌‌سه‌شنبه‌‌
⁨ ⁨ درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین) پدیدارشناسی اشتدادی؛ از شهود هوسرلی تا مجازیت دلوزی به‌هدایت محمد جواد سیدی ‌‌سه‌شنبه‌‌ها ۱۶ تا ۱۸ ( ۸ جلسه) از ۱۳ آبان‌   دوره حاضر به سه مفهوم مهم «ایده»، «شدت» و«ویرچوالیته» در فلسفه‌ معاصر می‌پردازد. حرکت ما با ارزیابی روش‌شناسی هوسرلی آغاز می‌شود تا نشان دهیم ایده‌ها چگونه از طریق فروکاست و شهود پدیدارشناختی قابل‌دسترسی‌اند و ساختارهای ایدئال تجربه و معنا چگونه تقویم می‌یابند. بحث سپس به سمت فلسفه‌ دلوز کشیده می‌شود، آنجا که ایده‌ها میادین اشتدادی ویرچوال-دیفرانسیلی‌اند که از طریق تشدید و نسبت‌های دیفرانسیلی ‌دسترسی می‌یابند و نه با انتزاع یا فروکاست صرف.   تمام اینها به ما نشان می‌دهد که نزد دلوز متقدم احتمالا مهم‌ترین فیلسوف (علاوه بر کانت) کسی نیست جز هوسرل با تصورش از ایده یا امر مثالی.  پس مسیر فهم هستی‌شناسی دلوزی از خلال پدیدارشناسی و به شکل خاص با مسیر فهم جایگاه و چیستی امر مثالی در تفکر هوسرل تقاطعی می‌سازد. در این دوره به همین تقاطع می‌پردازیم. شباهت‌ها و تفاوت‌های شهود و اشتداد، سوژه و میدان، سکون و صیرورت چیست؟ 👇 https://t.me/bidarcourses/976

‍ مردی با کراوات سرخ را باید به خاطر همین یک پاراگراف بارها و بارها به خاطر آورد. گلشیری یک داستان پلیسی نوشته که در آن یک عضو ساواک در تلاش برای فهم منطق سوبژکتیو یک مظنون انقلابی و چپ‌گراست. پرسشی که ذهنش را درگیر کرده این است که چه چیزی در این سوبژکتیویته خطرناک و درخور نظارت شبانه‌روزی است؟ او باید به کدام خوی سوبژکتیو این موجود ظنین باشد؟ و پاسخ را در آینه‌ی وجود خودش می‌یابد: برخلاف راوی که بدون وقفه باید "کار" کند (نظارت شبانه‌روز نام موقعیت بوروکراتیک اوست، می‌خواهد کارمند خوبی باشد، همین.) مردی که کراوات سرخ دارد گویی از کار امتناع می‌کند. او بیکار است. و چه چیزی مشکوک‌تر از این؟ کسی که حتی اگر از سردی زمستان حرف بزند احتمالا خواهد گفت:زمستان است! همین. یا کافی است فقط کراواتی سرخ بزند تا خطرناک شود. مردی که کراوات سرخ دارد هرچند معلوم نیست کارش دقیقا چیست، اما رفیق واقعا دوست‌داشتنی‌ای از آب درمی‌آید. هیچ توصیفی از عقاید و ایدئولوژی و طبقه‌ی او وجود ندارد. نیازی هم نیست. او با قلب خود، با توان دوستی خود، مامور را شیفته‌ی خودش می‌کند‌. او یک دوست واقعی است.‌ او حالا که همپیاله‌اش سیاه‌مست شده حتی حاضر نیست به کارت شناسایی‌اش نگاه کند. داستان با دوستی شگفتی بین مامور و آقای س‌. م.‌ پایان می‌گیرد.‌ جای پارانویای بوروکراتیک ابتدای داستان را یک دوستی کاملا غیرقابل‌توجیه گرفته است: مظنون موفق می‌شود راوی را سخت نسبت به کراوات سرخ خود شیفته کند.‌ دوستی نه همچون یک ایدئولوژی یا توافق، دوستی نه همچون داده‌ای طبیعی، همچون بیولوژی یا خاک، دوستی همچون نوعی زیستن، نوعی راز نگفتنی، که حتی دشمن را نیز به خود مبتلا خواهد کرد و رمز پیروزی آن نیز همین است، رمزی سرخ چرا که در قلب و عواطف (سوبژکتیویته‌ی مشترک) جای دارد نه در ذهن (که زباله‌دان ایدئولوژی‌ها یا ابزارهای کنترل‌ است). هیچکس نباید بیکار باشد چون کار ابزار کنترل است و دوستی درست نقطه‌ی مقابل آن، راهی برای آزادی مشترک است.× @chaosmotics

🎥 مستند باد جن ۱۳۴۸ مستند «بادِ جن» به کارگردانی ناصر تقوایی و با صدای احمد شاملو، که در سال ۱۳۴۸ در بندر لنگه ساخته شده، به آیین زار در جنوب ایران می‌پردازد. @dootari

کانت و معمای آزادی- سروش سیدی.m4a39.57 MB

🕌 پرسه در بازار تهران در این سفر،علاوه بر قصه‌های تهران و بررسی معماری شهر تهران، تاریخ اجتماعی و سیاسی پایتخت را از زمان باستان تا امروز روایت می‌کنیم. تهرانِ تا ۵۰۰ سال پیش، تنها روستایی گمنام در دل ایران بود. ۲۶۳ سال پیش، تهران تکیه بر جای شهرهای بزرگی همچون هگمتانه، شوش، تخت جمشید، پاسارگاد، تیسفون و ... زد و پایتخت امپراطوری با قدمت 2500 ساله‌ شد. داستان تهران، قصه‌ی دگرگونی روستایی خاموش است که به مرکز تمدنی چند‌هزار‌ساله بدل شد. در این تور ما ا : میدان اعدام،محل اعدام مجرمان در دوره قاجار دروازه نو،تنها دروازه باقی مانده تهران قدیم آرامگاه لطفعلی خان زند حصار 500 ساله تهران گذر باغ ایلچی،محل ترور گریبایدوف سفیر روسیه در ایران میدان ارگ و سبزه میدان،قدیمی‌ترین میادین شهر تهران مسجد شاه و بازار چهارسوق دیدن می‌‍کنیم. 📅 زمان:جمعه ۱۸ مهر 🕙 ساعت: ۱۰ صبح تا ۱۳ 🚶‍♂️ تور به‌صورت پیاده‌روی برگزار می‌شود ☕️ همراه با پذیرایی ساده 🎙 تورلیدر متخصص در تاریخ و فرهنگ تهران . 📞 ثبت‌نام: از طریق تماس یا پیام 📱 ۰۹۱۲۲۹۳۶۵۷۸ @MEHRDADGHAVIZAD 💰 هزینه شرکت در تور: ۷۴۰ هزار تومان