uk
Feedback
دخترِ شهرزاد

دخترِ شهرزاد

Відкрити в Telegram

برای دورهم بودن و لقمه‌ای چیزی یاد گرفتن🤍 • برای ارتباط: @ilshano_bot ✨️

Показати більше
6 687
Підписники
-1324 години
-1327 днів
-42730 день
Архів дописів
بفرمایید و دست پرورده‌ی نونویس‌های مرداد ماه در اتاق داستان رو بخونید و لذت ببرید؛💚

شما هم این زیر اسم آخرین کتابی که خوندید رو برام بنویسید.🍸

کتاب جدید می‌خوام شروع کنم.🍸 اما این سینمایی که دارم می‌بینم خیلی خوبه و احتمالا اول اینو تموم کنم بعد اونو شروع.

خیلی بابت داشتن اینجا و حضور شما خرسند و شاکرم.💘🥲🤌🏻🫂✨️

یه چیزی بگم و برم سراغ کارام؟

شما کدوم یکی از این سه عزیز رو خوندید؟ بیاید در کامنت‌های این پست بگید💚/

بله بله بیاید فالو کنیم همو؛⭐️⭐️ Haniyers_

خوشگلم لطفاً پیج اینستات رو می‌ذاری چنل🌻🌞

سلام عزیزم به به بسیار عالی؛✨️✨️✨️ چراغ‌هارا من خاموش می‌کنم- زویا پیرزاد خانه‌ی لهستانی‌ها- مرجان شیرمحمدی مجموعه داستان کوتاه به کی سلام کنم - سیمین دانشور

سلام زیبا✨ من کتاب ایرانی نخوندم. اگر بخوام برای شروع ترجیحا با نویسنده خانوم شروع کنم پیشنهادتون چی‌میتونه باشه😭💘؟

شما کدوم رو خوندید؟ بیاید تو کامنت‌های پست مربوطه درباره‌ش حرف بزنیم!🌱🫂🌾🤍

نونویس‌های تابستون امسال محبوب منن و دلیل شادی من.🤎
نونویس‌های تابستون امسال محبوب منن و دلیل شادی من.🤎

تمرینات نونویس‌های تازه‌م، متن‌های موردعلاقه‌ام هستن. واقعا تسهیل‌گر نوشتن بودن بهترین کاری بود که انتخاب کردم.🍎😭🌟🙂‍↕️💘

سه شنبه و چهارشنبه هفته‌ای که گذشت من این سه کتاب رو خوندم، سه کتابی که یکی از دیگری شیرین‌تر بودن و نه تنها اون دو روز رو برام بهتر کردن بلکه در لیست کتاب‌های ۴ از ۵ به بالای من رفتن؛✨️ حالا معرفی‌شون به ترتیب خوانش من اینجاست.🪶
کتاب اول، بی‌تفاوتی دلنشین دنیا: من از این نویسنده در سفر اخیرم خیلی اتفاقی کتاب اگنس رو خریدم و خوندم و یکی از جالب‌ترین تجربه‌های خوانش من بود و حالا قصه‌ش هم همین‌قدر برام شگفت‌انگیز بود. داستان باز دست بر ایده‌ی نوشتن داستان و نویسندگی گذاشته بود و ایده‌ی بکرِ تقابل یک انسان با گذشته‌ش یا یک نویسنده با شخصیت‌های قصه‌ش رو داشت. فوق العاده روند داستان دوست‌داشتنی و جادویی بود و کلمه‌ به کلمه‌ش حامل احساس بود؛ واقعا ۱۰ از ۱۰، ممنونم آقای پتر اشتام.🌟
کتاب دوم، خانه‌ی پرنور: این مجموعه داستان کوتاه تقریبا با هر مجموعه داستان کوتاهی که خوندم تفاوت داشت، قصه‌ها همه در فضای رم اتفاق می‌افتن و خبری از دیالوگ و مکالمه‌‌ی آنچنانی نیست اما اون احساس و جزئیاتی که روایت می‌شه‌ همه‌ی آنچه یک قصه رو زیبا می‌کنه به ما می‌ده.🌟
کتاب سوم، بندها: وای وای از این قصه، از این داستان بی‌نظیر و پر کشش و محشر. ناراحتم که چرا زودتر نخوندمش و عمیقا شادم که خوندمش. قصه‌ی بندها در سه بخش روایت می‌شه و هرچی ازش بگم اسپویله اما در همین حد بدونید که روایتی کوتاه و خواندنی‌ئه از خانواده‌ای که هرکدوم حق دارن اما در نهایت حق انگار به هیچکدومشون نمی‌رسه. * می‌گن یا این نویسنده خود النا فرانته‌س یا شوهر النا فرانته‌س که احتمالا یکیش واقعیت داره چون فضاش خیلی شبیه به روزی که رهایم کردی، یکی از رمان‌های فرانته بود؛🌟
پیشنهاد می‌دم کتاب اول و سوم رو بخونید و اگر نتونستید هر دو رو بخونید حتما کتاب سوم رو بخونید و بعد بیاید راجع بهش حرف بزنیم!😭🍎🤍🌠
* همگی در طاقچه بی‌نهایت هستن.

سه دوستِ من،اخیرا؛🤌🏻🍋
سه دوستِ من،اخیرا؛🤌🏻🍋

ساعت ۱۹:۰۰ پست داریم!🪴🤌🏻🍸

Repost from 小さな部屋
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ 🌞🪿
+3
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ 🌞🪿

‌ ❝ 𝖢𝖺𝗇 𝖺 𝖿𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝗁𝗈𝗉𝖾 ‌ 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒𝗍𝗁𝗂𝗇𝗀? ❞
فـیلم براسـاس پرونده‌ای که تو تاریخ کره‌جنوبی رخ داده سـاخته شده. پرونده و فیـلم درباره‌ی یك دختـر ۸ ساله‌ست که زمانیـکه فاصله‌ی کمی تا رسیدن به حیاط مدرسه داشته، توسـط مرد ۵۷ ساله‌ای که سابقهٔ محکومیت‌های کیفری هم داشته ربوده می‌شه و مورد تجاوز قرار می‌گیره و در نتیجه‌ی اون تجاوز وحشیانه، با مشکلات همیشگی‌ای که منجـر به استفاده از کیسهٔ کولوستومی می‌شه.
جالبـه اگه بدونید که بعد از دستگیری مجرم چه اتفاقی افتاد. جامعه انتظار داشت با چنین جنایتی، مجازاتی خیلی سنگین در انتظار متهم باشه و دادستان‌ها توی جریان پرونده خواستار حبس ابد شده بودن دادگاه بدوی در نهایت «چو دو سون» همون مرد ۵۷ ساله رو به ۱۲ سال زندان محکوم کرد. جـالبه بگم که این حکم اول ۱۵ ساله بود و بعد با گفتن جمله‌ی «من مست بودم» اون حـکم از ۱۵ به ۱۲ سال کاهش پیدا کرد. :))) این موضوع خشم عمومی رو بیشتر کرد؛ چون خیلی از مردم معتقد بودن مست بودن نباید تبدیل به عاملی برای کاهش مسئولیت فردی توی چنین جرمی بشه. برخلاف بیشـتر پرونده‌هایی که معرفی کردم و تبدیل به فیلم شدن، این پرونده با نام قربانی معروف نشده. بلکه با اسم متجاوز شناخته شده. از این دختر ۸ ساله بخاطر اینکه مادر پدرش نمی‌خواستن اذیت بشه و خجالت بکشه هیچ تصویر و هیچ اسمی وجود نداره.
( 𝖧𝗈𝗉𝖾 )

پست من شاید به امروز نرسه اما شما اینجارو بخونید!🧚‍♀