uk
Feedback
دکتر نورمحمد امراء

دکتر نورمحمد امراء

Відкрити в Telegram

نور محمد امراء ـ عضو اتحاد بین المللی دانشگاه ها واستاد دانشگاه بین المللی اسلام آباد

Показати більше
1 535
Підписники
-224 години
+47 днів
-1330 днів
Архів дописів
photo content

خویشتنِ خویش را گم نکنیم؛ بنده‌ی راستینِ الله باشیم. در زمانه‌ی خود، «موسای زمانِ خود» و «ابراهیمِ عصرِ خود» باشیم، نه اینکه تنها به گذشته‌های دور ببخشیم و افتخار کنیم، در حالی که زندگی کنونی و مسئولیت‌های تاریخی خود را تباه ساخته‌ایم. «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ» (و به کسانی که ستم کرده‌اند متمایل نشوید که آتش [دوزخ] به شما می‌رسد، و در برابر الله برای شما سرپرستانی نیست، و یاری نخواهید شد.)

آینه‌ی زمان و آزمون بصیرت: چراغی بر گم‌گشتگی‌های دین‌دارانِ مصلحت‌اندیش درآمدی بر تناقض‌های تاریخی و معاصر دین‌داری تاریخ بشریت همیشه صحنه‌ی نبرد میان حق و باطل بوده است، اما آنچه مایهٔ شگفتی و تأسف عمیق است، رفتار کسانی است که ادعای دین‌داری، فهم و درایتِ شریعت و محبتِ دین را در سر دارند، اما در آزمونِ زمانِ خود مردود می‌شوند. چقدر فراوانند افرادی که با آب و تاب فراوان از فرعون و ظلم و ستم او سخن می‌گویند، با عصای زبانْ بر فرق فرعون می‌کوبند، با عشق و شور در صف ابراهیم (ع) در برابر نمرود می‌ایستند، داستان هجوم مغولان را با خشم روایت می‌کنند و چون «قطز» شمشیر به دست، زبان نیزه می‌کنند و در کنار پیامبر (ص) علیه طغیان ابولهب صدا بلند می‌کنند. اما راز این قهرمان‌پردازی‌های ارزان‌قیمت چیست؟ حقیقت این است که نه فرعونی امروز بالای سر آن‌هاست، نه نمرودی بر تخت حکومت می‌کند و نه مغولی در میدان روبه‌روی آن‌ها صف کشیده است. این‌گونه اظهار فضل‌ها، بیش از آنکه برآمده از حقیقت‌طلبی باشد، ابزاری برای ابراز شخصیت و خودنمایی است؛ تا خود را در لباس پیامبران، صالحان و قهرمانان ببینند، بدون اینکه هزینه‌ای برای این ادعا بپردازند. قرآن کریم چه زیبا حالِ این‌گونه کسان را به تصویر می‌کشد: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ» (و برخی از مردم می‌گویند: «ما به الله و روز قیامت ایمان آورده‌ایم»، در حالی که مؤمن نیستند.) فرعون‌های زنده و تسلیمِ مردمانِ مصلحت‌اندیش وقتی به حالِ این مدعیان در روزگارِ خودشان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در برابر فرعون‌های زمانِ خود به زانو نشسته‌اند، دست و پای نمرودِ عصر را می‌بوسند و کاسه‌لیسِ ابوجهل‌های زمانه‌اند. بیشترین وقت و توان خود را گم کرده‌اند و در برابر واقعیت‌های تلخِ روزگارِ خویش دست‌بسته و بیچاره‌اند. اگر بخواهیم آنان را با مقیاس تاریخ بسنجیم، شباهت عجیبی به «قارون» در عصر موسی (ع)، «سامری» در گمراه‌سازی امت و «ابولهب» در خصومت با حق دارند. اینجاست که درمی‌یابیم دینداری، هارت‌وپورت کردن درباره گذشتگان نیست؛ دین، ثبات‌قدم، حق‌طلبی و شجاعت در همین امروزِ خودِ ماست. اما شگفتا از کسانی که وقتی در برابر فرعونی قرار می‌گیرند که جاده‌ای ساخته یا کار ظاهریِ پسندی انجام داده است، چشم بر همه‌چیز می‌بندند. فرعون‌های زمانه چه جنایت‌ها که نکردند؛ از آدم‌کشی و هتک حرمت گرفته تا شکنجه‌های هولناک در زندان‌ها علیه مؤمنان، قتل و غارت‌های سال‌های اخیر در ایران، خون‌هایی که به‌ناحق ریخته شد و ناموس‌هایی که به تاراج رفت. با این همه، این مدعیانِ دین‌داری، تنها به این دلیل که می‌بینند «سنت الهی» تحقق یافته و ظالمان به جان هم افتاده‌اند (مانند تقابل استبداد و جریان‌های متجاوز منطقه‌ای)، مسیر خود را گم می‌کنند. تله‌ی تفرقه‌افکنی ظالمان و سقوط در وادی بصیرت می‌بینیم انسانی که ادعای دین و درایت دارد، حقیقت را وارونه می‌بیند. در کنار ظالمی می‌ایستد که چنگ و دندانش از خون مظلومان می‌چکد، صرفاً به این خاطر که آن ظالم با ظالمِ دیگری در افتاده است. بله، سنت الهی محقق شده و ظالمان به جان هم افتاده‌اند و دعای مؤمنان مستجاب شده که: «اللَّهُمَّ شَغِلِ الظَّالِمينَ بِالظَّالِمينَ» (پروردگارا، ظالمان را به ظالمان مشغول ساز). اما این انسانِ بیچاره به‌جای شکر این سنت الهی و حفظ استقلال، از یکی از این دو قطبِ ستم دفاع می‌کند و مردارهای او را شهید می‌پندارد! تاریخ همواره تکرار می‌شود. همان‌گونه که قرآن از احبار و رهبانی می‌گوید که دنیا را بر آخرت ترجیح دادند: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ» (اینان دانشمندان و راهبان خود را به جای الله معبود خویش قرار دادند.) امروز نیز گروه‌هایی با ظاهرِ دین‌دار، حرمت‌ها را می‌شکنند، خون‌خواری و مکرِ ظالمان را می‌پوشانند تا با هوای نفس و منافعِ حقیرشان تطابق داشته باشد. رسالت امت واحده و ندای بیداری عزیزان! مواظب باشیم خود را قربانی نکنیم. آخرت خود را فدای دنیای دیگران نسازیم. عقل خود را بزرگ کنیم، دیدگاه‌هایمان را وسعت ببخشیم و به عنوان عضوی از «امت واحده‌ی اسلامی» عمل کنیم. نباید دچار تبعیض در دردِ انسانی شویم. وقتی ناموس خواهرِ ما در ایران دریده می‌شود، وقتی عزیزِ ما به خاک و خون کشیده می‌شود، وقتی مؤمنی در یمن تکه‌پاره می‌گردد، و وقتی ستم در زندان‌های عراق، سوریه، لبنان و یمن جریان دارد، نباید این مرزهای ساختگی و توجیهاتِ سیاسی ما را از یادِ مظلومان غافل کند. همان‌طور که در کنار غزه مظلوم ایستاده‌ایم، باید در کنار مؤمنی که در یمن پاره‌پاره می‌شود نیز باشیم. همان‌گونه که بر فرق طاغوت و طاغوتیان غرب و شرق می‌تازیم، باید بر فرق تمام ظالمان — از هر طیف و قبیله‌ای که باشند — بتازیم.

❖ وصیت‌پدرانه ❖ روزی خواهد آمد که پا به درون خانه می‌گذارید و دیگر مرا در آن نمی‌یابید... پس مبادا که غیبتِ من، رشته‌ی پیوند
❖ وصیت‌پدرانه ❖ روزی خواهد آمد که پا به درون خانه می‌گذارید و دیگر مرا در آن نمی‌یابید... پس مبادا که غیبتِ من، رشته‌ی پیوند و اتحادِ دیرینه‌ای را که تمام عمر برای گردآوری‌اش کوشیده‌ام، از هم بگسلد. اگر دلی از شما شکست، مرهمِ یکدیگر باشید؛ و اگر روزگار بر کسی تنگ گرفت، برایش چنان خانه‌ای باشید که گویی سایه‌ی پدر هنوز بر سرش برقرار است. مالِ دنیا، میراث یا همسر را بهانه‌ای نسازید تا دل‌هایی را که با دسترنج و رنجِ دستانِ من پیوند خورده‌اند، از هم جدا کنید. و چون من کوچ کنم... مگذارید که خاکِ آرامگاهِ من، آوای جدایی و تفرقه‌ی شما را بشنود. پس از من، یکدیگر را با تمامِ وجود دوست بدارید... چرا که هر یک از شما، پاره‌ای از وجودِ پدر است که برادرش را در آغوش می‌کشد؛ گوهری گرانبها که هرگز آن را در وجودِ دیگری نخواهد یافت. « پدرتان »

photo content

الشباب الكبار

ابراهيم
ابراهيم

عيسى
عيسى

امين
امين

شمس
شمس

فايلات الشباب الكبار

*بزرگ‌ترین پیروزی، از درون تو شروع می‌شود 🌿* گاهی فکر می‌کنیم موفقیت یعنی بیشتر داشتن، بیشتر دیده‌شدن و رسیدن به خواسته‌های دنیایی… اما الله متعال معیار دیگری برای رستگاری معرفی می‌کند: ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا﴾ «بی‌تردید، هر کس نفس خود را پاک کند، رستگار می‌شود.» 🤍 تزکیه‌ی نفس یعنی هر روز کمی بهتر از دیروز باشیم؛ یک گناه کمتر، یک عبادت بیشتر، یک کینه کمتر و یک قدم نزدیک‌تر به الله. 🌙 شاید تغییر دنیا از دست ما برنیاید، اما می‌توانیم از خودمان شروع کنیم. گاهی همین تغییرهای کوچک، آغاز یک دگرگونی بزرگ‌اند. ✨

در آیه ۲۸ سوره کهف الله به ما دستور می دهد تا با افراد باایمان اخلاص‌ورزیم، و از دلبستگی به زینت‌های دنیوی و تبعیت از افراد غ
در آیه ۲۸ سوره کهف الله به ما دستور می دهد تا با افراد باایمان اخلاص‌ورزیم، و از دلبستگی به زینت‌های دنیوی و تبعیت از افراد غافل و هواپرست پرهیز کنیم: وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا و با کسانى باش که پروردگار خود را صبحگاهان و عصرگاهان مى‌خوانند، و تنها رضایت او را مى‌طلبند! و هرگز به خاطر زینت‌هاى دنیا، چشمان خود را از آنان برمگیر! و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن؛ همان کسانى که از هواى نفس پیروى کردند، و کارهایشان افراطى (و تباه) است.

روایت تمثیل و حقیقت این تصویر واقعی، در سال ۲۰۰۵ میلادی در یکی از نواحی پیرامونی ترکیه در شهر وان به ثبت رسیده است؛ داستان از این قرار است که گوسفندی، با این پندار باطل که از مرگ فرار می کند، از فراز کوهی خود را به پایین پرتاب کرد و نزدیک به ۱۵۰۰ رأس گوسفند دیگر، بی‌هیچ درنگ و اندیشه‌ای، راه او را پی گرفتند تا همگی طعمه‌ی مرگ گشتند. این رویداد، بارزترین و گوینده‌ترین نماد برای تبیین نظریه‌ی «رفتار جمعیِ کورکورانه» (گله‌وار) به شمار می‌رود. از رفتار بسیاری از آدمیان شگفت‌زده مشوید؛ چه بسیارند در میان ما مردمی که خطای دیگران را پیشوای خویش می‌سازند و سرانجامی جز تباهی نمی‌یابند و پند شنود نمی‌کنند. براستی که گروه انبوهی از نادانان، گله‌ای بیش نیستند و از حیوان نیز فروترند. فزونی جمعیت، هرگز گواه بر حقانیت نیست؛ چنان‌که الله عزّوجل می‌فرماید: آیات شریفه و ترجمه ۱. وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره آل‌ع عمران، آیه ۱۱۰) و بیشترشان نافرمان و بدعهدند. ۲. وَأَكْثَرُهُم لَا يَعْقِلُونَ (سوره مائده، آیه ۱۰۳) و بیشترشان خردورزی نمی‌کنند. ۳. وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ (سوره نحل، آیه ۸۳) و بیشترشان حق‌ناشناس و کافرند. ۴. وَأَكْثَرُهُم لِلْحَقِّ كَارِهُونَ (سوره مؤمنون، آیه ۷۰) و بیشترشان از حقیقت بیزارند. ۵. وَأَكْثَرُهُم كَاذِبُونَ (سوره شعراء، آیه ۲۲۳) و بیشترشان دروغ‌پردازند. ۶. بَلْ أَكْثَرُهُم لَا يُؤْمِنُونَ (سوره بقره، آیه ۱۰۰) بلکه بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند. ۷. وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُم لَا يَعْلَمُونَ (سوره انعام، آیه ۳۷) ولی بیشترشان دانش و آگاهی ندارند. ۸. وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُم يَجْهَلُونَ (سوره انعام، آیه ۱۱۱) و ليكن بيشترشان در نادانی به سر می‌برند. ۹. وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُم شَاكِرِينَ (سوره اعراف، آیه ۱۷) و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت. ۱۰. وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُم إِلَّا ظَنّاً إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً (سوره یونس، آیه ۳۶) و بیشتر آنان جز از پندار [و گمان بی‌بنیاد] پیروان نمی‌کنند؛ همانا گمان، هیچ‌گاه انسان را از حقیقت بی‌نیاز نمی‌سازد. ۱۱. وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُم لَا يَشْكُرُونَ (سوره بقره، آیه ۲۴۳) و لیکن بیشترشان شکرگزار نیستند. ۱۲. وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُشْرِكُونَ (سوره یوسف، آیه ۱۰۶) و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک‌اند [و در باطن به غیر او دل بسته‌اند]. ۱۳. أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (سوره فرقان، آیه ۴۴) آیا می‌پنداری که بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌اندیشند؟ آنان جز مانند چارپایان نیستند، بلکه گمراه‌ترند!

photo content

جستجوی حقیقت در عصر گمراهی: نقدی بر تحریف دین و فرجامِ پیروی از پیشوایان ضلالت در روزگار پرآشوب کنونی، که طوفان شبهات و وساوس شیطانی از هر سو بنیاد حیات معنوی انسان را به مبارزه طلبیده است، شناخت صراط مستقیم و تمسک به سنّت نبوی، از اهم واجبات و ضروری‌ترین وظایف مؤمنان به شمار می‌رود. قرآن کریم با صراحت تمام، انسان را از دشمنی دیرینه و مکارانه شیطان برحذر داشته و می‌فرماید که این خصم مبین، در کمینگاهِ گمراه ساختن فرزندان آدم نشسته است. خطرات این مسیر منحرف‌کننده، تنها به وسوسه‌های فردی محدود نمی‌شود، بلکه در ابعاد اجتماعی و فکری نیز با پدیده‌ای خطرناک‌تر به نام «ائمه مضلون» یا پیشوایان گمراه‌کننده رخ می‌نمایند؛ پدیده‌ای که پیامبر اکرم (ص) خطر آن را حتی از فتنه دجال نیز بزرگ‌تر و مهلک‌تر توصیف کرده‌اند. مکرهای پنهان و سلطه هوا و هوس شیطان، این دشمن سوگندخورده، از رگ‌های حیات انسان عبور می‌کند و ابزارهای زندگی دنیوی نظیر اموال و اولاد را که می‌توانند وسیله‌ای برای تقرب به پروردگار باشند، به ابزارهایی برای ضلالت و انحراف مبدل می‌سازد. هنگامی که گوهری چون «عقل» از سوی انسان به دست فراموشی سپرده شود و مهار نفس به جای اطاعت از فرمان حق، به دست هوا و هوس‌های درونی سپرده شود، انسان به برده‌ای بی‌اراده تبدیل می‌گردد. شگفت‌انگیز آنکه این انحراف فکری، شباهتی تام با تمایل انسان‌های گرفتار به دخانیات دارد؛ با وجود آنکه خطرات و تصاویر هولناک بیماری‌های ناشی از آن به‌وضوح بر روی بسته‌بندی‌ها به نمایش درآمده و عقل و چشم انسان آن را درک می‌کنند، اما تسلط هوا و هوس چنان بر تاروپود جان فرد چیره می‌شود که او با اختیار خود به سوی هلاکت گام برمی‌دارد. این همان «زندگی گوسفندی» و بی‌هویت است که در آن فرد، شخصیت اصیل انسانی و الهی خویش را از دست می‌دهد. تفاوت جوهری میان اسلام محمدی (ص) و دین کلیسایی یکی از بحران‌های بنیادین فکری در جامعه اسلامی، ترویج قرائتی انحرافی از دین است که شباهت عجیبی به «دین کلیسایی» دوران قرون وسطی دارد. در آیین کلیسا، انزوا از اجتماع، ترک حیات دنیوی و تسلیم محض در برابر قدرت‌های طاغوتی به عنوان ارزش و کمال تلقی می‌شود؛ چنان‌که دستور به سکوت و پذیرش ظلم داده می‌شود. در مقابل، مکتب حیات‌بخش پیامبر اسلام (ص) برپایه‌ی پویایی، حضور فعال در جامعه، امر به معروف و نهی از منکر، و قیام در برابر ظلم استوار است. مؤمن حقیقی در سنت نبوی کسی است که روزها در ميدان کار و تلاش و مدیریت جامعه می‌تازد و شب‌ها در محضر پروردگار به مناجات و رازونیاز می‌پردازد. اسلام هرگز به مسلمانان اجازه نمی‌دهد که در برابر ظلم سکوت پیشه کنند یا به بهانه اقلیت بودن، سر تسلیم در برابر طاغوت فرود آورند؛ چه آنکه حضور در صحنه و دفاع از مظلوم، شرط بقای کرامت امت اسلامی است. خطرات پیشوایان دین‌فروش و ائمه ضلال خطرناک‌ترین ابزار شیطان در عصر حاضر، نه افراد عادی، بلکه «ملاهای دین‌فروش» و پیشوایانی هستند که دین را ابزاری برای تأمین منافع دنیوی و جاه‌طلبی‌های خود ساخته‌اند. این دسته از افراد با تحریف آیات الهی و سنن نبوی، مفاهیم اصیل اسلامی را دگرگون کرده و جامعه را به سوی انحراف و بردگی غیرالله سوق می‌دهند. تمسک به الگوهای جاهلی نظیر «نطفه‌پرستی» و کرنش در برابر قدرت‌های پوشالی، نشانه‌ای آشکار از تهی بودن قلب از نور ایمان است. کسانی که با القاب سیاستمدار یا اقتصاددان ظاهر می‌شوند اما در درون از ایمان تهی‌اند، جز ویرانی و غارت جامعه دستاوردی ندارند. راه نجات راه نجات امت اسلامی، بازگشت اصیل به قرآن و سیرت پیامبر بزرگوار اسلام (ص) است. مؤمن باید بداند که تکیه‌گاه او «الله اکبر» است و نیازی به کرنش در برابر قدرت‌های شرق و غرب یا پیروی از مدعیان دروغین ندارد. کفر به طاغوت، شرط نخستینِ تمسک به عروةالوثقی الهی است. با بصیرت، شناخت دقیق احکام شریعت و آگاهی از ترفندهای دین‌فروشان، می‌توان از ورطه گمراهی گریخت و گام در سرمنزل سعادت و رستگاری نهاد. پس از این مقدمه شما را به مشاهده این برنامه دعوت می کنم: ملاهای روان گسیخته https://youtu.be/5o8s_7FRBKE?si=1PXTdzNGHNGBNE6S

طلوع خنده بر لبِ زخم‌خوردگان درسی که ملت ایران از طوفان الاقصی گرفتند این بود که ظلم و استبداد، در مظلومان قدرتی خارق‌العاده تولید می‌کند که می‌توانند از عهده کاری برآیند که دشمن در خواب و خیالش هم نمی‌تواند تصور کند؛ و اگر صراحتاً به او خبر دهند، آن را از محالات می‌پندارد و برای نجات خود هیچ تدبیری نمی‌اندیشد. نسل جوان ایرانی چشم‌هایش را زیر تازیانه نظام ویرانگر و خون‌آشام ولایت فقیه باز کرده است؛ حجم حقارت و ستمی که بر خود، خانواده و اطرافیانش دیده، غیرقابل تصور است. مرزبانان ایران از اقوام بلوچ، کرد، ترکمن، عرب، آذری و خراسانی، یک روز در زیر پرچم ولایت فقیه احساس آدمیت نکرده‌اند و همیشه تازیانه نژادپرستی و استبداد تهران، قم و مشهد بر سر و صورتشان خورده است. آن‌هایی که از عمق واقعیت ایران بی‌اطلاع هستند، گمان می‌برند امروز جنگی میان ایران و آمریکا در جریان است و بر ملت ایران خرده می‌گیرند که چرا در چنین موقعیتی از نظام حاکم — هرچند ستمگر باشد — دفاع نمی‌کنند و با مهاجم میهن‌ستیز ابراز همدردی و همراهی دارند. واقعیت امر این است که جنگ در ایران، میان ملت و سیستم استبدادگر ولایت فقیه است که با تکیه بر جیره‎‌خواران داخلی و خارجی، ملت را به اسارت و بردگی گرفته و خیرات میهن را چپاول می‌کند. این ستیز چند دهه است که ادامه دارد. در این سکانس جاری، آمریکا و اسرائیل برای منافع خاص خود از این فرصت استفاده ابزاری کرده‌اند و آبشان با استبدادگران تهران در یک جو برهم خورده است. حال ملت ایران، چون دشمنی یافته‌اند که با دشمن خون‌خوار آن‌ها در افتاده، شادمانند. این شادی ربطی به وطن‌ستوزی ندارد و هیچ‌گونه همبستگی یا تعاطفی با آمریکا و صهیونیست‌ها نیست؛ بلکه تنها لبخند مظلومی است که از تماشای ضربه خوردنِ قاتل پدر، مادر، زن و فرزندش لذت می‌برد؛ چیزی که حتی نطفه شاه‌پرستانی که در خواب خرگوشی به‌سر می‌برند، از درک آن عاجزند. آنچه امروز در ایران جریان دارد، ادامه همان انقلاب ۵۷ است؛ ملتی که استبداد ستم‌شاهی را به خاک سیاه نشاندند و انقلابشان دزدیده شد، برای بازپس‌گرفتن انقلاب، آزادی، کرامت و انسانیت خود همچنان در میدان هستند. بسیاری از هرهری‌مزاجان از درک حقایق و طول عمر انقلاب‌ها عاجزند. تاریخ گواه است که تحولات و انقلاب‌های بزرگ ریشه‌ای، راهی پرفرازونشیب و طولانی دارند؛ برای نمونه، انقلاب انگلستان (انقلاب کبیر سده هفدهم) دهه‌ها میان پادشاهی مطلقه و نیروهای آزادی‌خواه در نوسان و کشمکش بود، انقلاب فرانسه نزدیک به یک قرن برای تثبیت آرمان‌های خود راه پرخونی را پیمود، و روند گذار و تحولات ساختاری در آلمان نیز مسیر طولانی و پرحادثه‌ای را از سر گذراند تا ملت‌ها به حقوق بنیادین خود دست یافتند. این انقلاب مردمی ایران نیز در نهایت پیروز خواهد شد و ملت ایران در کرامت و عزت می‌توانند با هویت اسلامی اصیل خود و آزادانه زیر پرچم لا اله الا الله زندگی کنند، دیگر ملت بیدار است و زمان بردگی شاه و ولایت فقیه سپری شده. و زمان هرگز به عقب باز نخواهد گشت..

photo content