uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

ادب‌سرا | Adabsara

ادب‌سرا | Adabsara

Відкрити в Telegram

به‌ادب‌سرای‌مان خوش آمديد! اين‌جا ما ميزبان شما هستیم؛ با جرعهء از كتاب نوشيدن غزليات ناب سماع با مولانای جان و جشن زيبائ از دست نويس‌های شما با ما بر جهان متفاوت ادب قدم بگذاريد! ارسالی:👈🏻@HamasaShirzad

Показати більше
725
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-1330 днів
Архів дописів
واژه‌چین | کارگاه آموزش نویسندگی از اندیشه تا نوشتن در کارگاه «واژه‌چین»، نویسندگی را از اصول نخستین آغاز می‌کنیم و با آموزش
واژه‌چین | کارگاه آموزش نویسندگی از اندیشه تا نوشتن در کارگاه «واژه‌چین»، نویسندگی را از اصول نخستین آغاز می‌کنیم و با آموزش و تمرین، مهارت نوشتن را پرورش می‌دهیم. 📚 موضوعات آموزشی: - اصول نخستین نویسندگی و واژه‌گزینی - جمله‌سازی و پاراگراف‌نویسی - املا، درست‌نویسی و نشانه‌گذاری - نثر ادبی، تخیل و تصویرسازی - اصول داستان‌نویسی و شخصیت‌پردازی - گفت‌وگونویسی، بازنویسی و ویرایش - تمرین‌های عملی و نوشتن مستقل مشخصات دوره: 📅 مدت دوره: یک ماه 🖋 تعداد جلسات: ۱۲ جلسه 👥 ظرفیت: ۱۰ هنرجو 💰 شهریه: ۵۰۰ افغانی 👩🏻‍🏫 مدرس: بـانـو امـیـری 📝 پایان ثبت‌نام: ۹ عقرب 📚 شروع دوره: ۱۵ عقرب ۱۴۰۵ 📜 ارائهٔ گواهینامهٔ پایان دوره به هنرجویان جهت ثبت‌نام: @Tab_Admin30

Repost from N/a
پست جدیدی داخل انستاگرام گذاشتم، خوشحال می‌شوم از این نوع محتوا‌ها دیدن و حمایت کنید ✌🏻🤍

آه، گله دارم… از خودم شروع می‌کنم؛ حتی از سنگ و چوب میهنم گله دارم… خبرهای داغ این روزها، از محرومیت دختران مسلمان آذربایجانی از تعلیم و تحصیل حکایت دارد. جرم‌شان چیست؟ حجاب! سال‌هاست دختران محجبه، دین‌دوست و عفیف افغان نیز از تعلیم و تحصیل محروم مانده‌اند. جرم‌شان چیست؟ سن‌وسال! اما، اما… این‌ها همه بهانه‌اند. اگر به خطا نرفته باشم، احساس می‌کنم پشت این بهانه‌ها، برنامه‌هایی نهفته است؛ برنامه‌هایی برای استعمار، بردگی، اسلام‌ستیزی و زن‌ستیزی. گمان می‌کنم اشتباه نمی‌کنم؛ زمامداران ......و.......هرکدام به‌گونه‌ای، آبشخورشان یکی است؛ گویی همه از یک چشمه آب می‌نوشند! مشکل، دین و ایمان است؛ نه این و نه آن. گویی آنچه آماج حمله قرار گرفته، نه یک ملت و نه یک سرزمین، بلکه ایمان و پایبندی به دین است. اما سال‌هاست عقدهٔ گله و شکوه در گلویم گره خورده و در ژرفای حلقومم پیچیده است. از مردمی گله دارم که مجاهدپرور بوده‌اند؛ مردمی که ابرقدرت‌های جهان، از شوروی سابق و انگلیس گرفته تا امریکا و دیگر قدرت‌های بیگانه، بارها در برابر اراده‌شان سر فرود آورده‌اند و در طول تاریخ، به جهان درس عبرت داده‌اند؛ مردمی که از دل تاریخ، نامی از ایستادگی و مقاومت بر جای گذاشته‌اند. با این همه، در میان این ملت، از جوان و نوجوان گرفته تا مردان میان‌سال و کهن‌سال، حتی یک مرد پیدا نشد که به‌اندازهٔ آن کودک آذربایجانی، غیرت و مسئولیت‌پذیری از خود نشان دهد؛ کودکی که خود بدون حجاب درس می‌خواند و با وجود آن‌که قانون محرومیت را پذیرفته است، حاضر نیست خواهر محجبه‌اش از درس و تعلیم محروم بماند. جوانان آذربایجانی به میدان آمده‌اند تا در برابر ستمگران و مستکبران بایستند و دیوارهای ظلم را درهم بشکنند؛ تا خواهران مسلمان‌شان از حق تعلیم و تحصیل محروم نمانند. هرچند عمر این ستم هنوز به یک هفته هم نرسیده است، صدای اعتراض برخاسته و کسانی برای دفاع از حق آموزش دختران به میدان آمده‌اند. اما سال‌هاست دختران کوشا و استوار افغان از حق تعلیم و تحصیل محروم‌اند؛ سال‌هاست آرزوهای‌شان پشت دروازه‌های بستهٔ مکاتب و پوهنتون‌ها مانده‌اند. با این همه، در میان مردان این سرزمین، آیا حتی یک مرد پیدا نشد که برای اعتراض به این ستم، صدایش را بلند کند؟! آه، گله دارم… گله دارم از سکوتی که طولانی شد؛ از غیرتی که باید در برابر ظلم بیدار می‌شد؛ از مردانی که باید صدای دختران محروم این سرزمین می‌بودند، اما سکوت کردند. گله دارم از روزگاری که دختر مسلمان، برای آموختن، باید تاوان ایمان و حجابش را بپردازد؛ از جهانی که دم از حقوق بشر می‌زند، اما در برابر محرومیت دختران از حق آموزش، گاهی چنان سکوت می‌کند که گویی این دختران، انسان‌های این جهان نیستند. آه، گله دارم؛ نه فقط از محرومیت دختران، بلکه از سکوت مردانی که می‌توانستند صدای اعتراض باشند و نبودند… آه، سخت می‌ترسم از ترسم... مبادا یک سکه و دو روی... #مرحبا_مفلح

Repost from L🪷tus
سراغ این پادکست می‌روم؛ با دلی آماده برای لرزیدن و چشم‌هایی که از خوش‌حالی خیس می‌شوند! #هم‌گوش‌شویم

Repost from L🪷tus
گاهی خیال می‌کنم تمام دلتنگی‌های جهان، خاطره‌ی همان لحظه‌ای‌ست که خدا پرسید: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟» و روح‌های ما، پیش از آن‌
گاهی خیال می‌کنم تمام دلتنگی‌های جهان، خاطره‌ی همان لحظه‌ای‌ست که خدا پرسید: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟» و روح‌های ما، پیش از آن‌که نامی داشته باشند و در هیاهوی دنیا گم شوند، به او پاسخ دادند: «بَلَىٰ شَهِدْنَا». شاید برای همین است که گاهی بی‌هیچ دلیلی، دل‌مان هوای جایی را می‌کند که هرگز به یاد نمی‌آوریم؛ صدایی را می‌شنویم که نمی‌دانیم از کجاست و در برابر زیباییِ یک برگ، سکوتِ یک شب یا مهربانیِ ناگهانیِ کسی، قلب‌مان به لرزه می‌افتد. گویا روح، هنوز چیزی را به یاد دارد که حافظه‌ی ما از به‌خاطر سپردنش ناتوان است؛ عهدی پیش از تولد، آشنایی‌ای پیش از دیدار و عشقی که پیش از شناختن جهان، شناخته بودیم.

Repost from L🪷tus
4_5906928295248665288.mp35.70 MB

Repost from L🪷tus
هیهات؛ من فروغِ عصیانگر نیستم، ایرجِ بی‌پرده نیستم، صادق هدایتِ تلخ‌اندیش نیستم، نیما‌یوشیجِ نوآور نیستم، اخوانِ زمستان‌زده نیستم، خیامِ شکاک نیستم، حافظِ رند نیستم، مولانای شوریده نیستم، کافکای ازخودبیگانه نیستم، کاموی پوچ‌گرا نیستم، داستایفسکیِ روان‌کاو نیستم، بورخسِ هزارتوپرداز نیستم، چخوفِ ظریف‌نگر نیستم، همینگویِ کم‌گو نیستم، من مثل نزار، مثل پابلو نرودا، مثل شاملو، مثل جمال ثریا، مثل غاده السمان؛ عاشقم، عاشق و بازهم عاشق! #دیبا

‎Follow the Zar🤍yab channel on WhatsApp: https://whatsapp.com/channel/0029VbDoCKi72WTyO8kpkA1q جعبه‌ای افکار و احساسات یک آدم!

حرف‌های من با تو تمامی ندارد… 📔: مثل خون در رگ‌های من #احمد_شاملو
حرف‌های من با تو تمامی ندارد… 📔: مثل خون در رگ‌های من #احمد_شاملو

می‌دانی چیست؟ من زنان زیادی را می‌شناسم که بر خرابه‌های زندگیِ زنی دیگری خانه ساخته‌اند بدون این‌که لحظه‌ی به آوار شدن زندگی آنها فکر کنند. من زنان زیادی را می‌شناسم که حتی یک حمایت کوچک و یا همدلی ساده را از هم‌نوعان خودشان دریغ کرده‌اند. من زنان زیادی را می‌شناسم که با شیطنت، جادو و جمبل باعث فروپاشیِ دنیای هم‌جنس خود‌شان شده‌اند. من زنان زیادی را می‌شناسم که پشت سر زنان قدرتمند سخن گفته‌اند موفقیت‌های‌شان را به سُخره گرفته‌اند و به‌جای آن‌که از ایستادگی‌شان الهام بگیرند، کوشیده‌اند ارزش‌شان را در چشم دیگران کوچک کنند. من زنان زیادی را می‌شناسم که حق دفاع‌ کردن و سخن گفتن را از هم‌نوع خودشان گرفته‌اند. من زنان زیادی را دیده‌ام که با هم‌جنس خودشان چنان زشت رفتار کرده‌اند که گویا او برده‌ای است که باید از آنان فرمان ببرد؛ نه یک انسان آزاد و با کرامت. من زنان زیادی را دیده‌ام که از موفقیتِ هم‌نوع خودشان ناراحت شده‌اند؛ انگار درخششِ زنی دیگر، نوری از زندگیِ آنان کم می‌کند. من زنان زیادی را دیده‌ام که با حسادت، کینه و بدخواهی برای ویران‌کردن زندگیِ زنی دیگر تلاش کرده‌اند. این دنیا پُر است از زنانی‌که محکوم به درد کشیدن شده‌اند؛ زنانی که به واسطه هم‌جنسان خودشان از روابط فامیلی، عاشقانه و دوستانه حذف شدن. چه تلخ است وقتی زنی به‌جای آن‌که پناهِ زنی دیگر باشد، به دلیل سقوط او جشن بگیرد؛ وقتی دستی که می‌توانست مرهم باشد، به زخم بدل شود و قلبی که دردِ زن بودن را می‌شناسد، قلبِ زن دیگری را به درد بیاورد. #حماسه_شیرزاد

Repost from L🪷tus
زندگی همین سیگاری‌ست که سال‌ها در دست دیگران دیده‌ای؛ فکر می‌کنی می‌شناسی‌اش، چون هزار بار تماشایش کرده‌ای. اما وقتی نوبت به
زندگی همین سیگاری‌ست که سال‌ها در دست دیگران دیده‌ای؛ فکر می‌کنی می‌شناسی‌اش، چون هزار بار تماشایش کرده‌ای. اما وقتی نوبت به اولین پکِ خودت می‌رسد، تازه می‌فهمی میان «دیدنِ دود» و «سوختنِ ریه»، فاصله‌ی بزرگی‌ست به نام تجربه. #دیبا

photo content

Repost from L🪷tus
چهارخانه پوشیده بودی، و من نفهمیدم چطور می‌شود این‌همه نظم این‌قدر بی‌قرارم کند. #دیبا
چهارخانه پوشیده بودی، و من نفهمیدم چطور می‌شود این‌همه نظم این‌قدر بی‌قرارم کند. #دیبا

هر بار که به پایان یک کتاب می‌رسم، وسعت نادانی‌ام بزرگ‌تر می‌شود.
#زریاب

Repost from N/a
کودکان سرزمین ما همیشه دغدغه‌ی بزرگ من بوده‌اند. نسل ما میان جنگ، جامعه‌ای ناآگاه و پدر و مادرهایی سنتی بزرگ شد؛ نسلی که خیلی‌وقت‌ها زخم‌خورده و سرگردان ماند. علم روان‌شناسی هم ثابت کرده که بخش بزرگی از چالش‌های جوانی و بزرگ‌سالی ما، ریشه در همین روزهای تاریک کودکی دارد. من نمی‌خواهم نسل بعد از ما هم به همان سرنوشت دچار شود. درست است که متخصص تربیت کودک نیستم، اما برای پُر کردن این خلأ، کنارم یک تیم حرفه‌ای از متخصصان این حوزه همراه شده‌اند تا دوره‌ای اصولی برای پرورش نسلی قوی و سالم طراحی کنیم. ادعا نمی‌کنیم همه‌ی سرزمین را تغییر می‌دهیم، اما ذره‌‌ای و قدری هم‌که‌شده کمک بزرگی خواهد بود. برای این‌که این دوره دقیقا به درد نیاز واقعی خانواده‌ها بخورد، به همکاری شما هم نیاز است. اگر کودکی زیر 15 سال در خانه دارید، ممنون می‌شوم خودتان و اعضای خانواده‌تان این فرم را پُر کنید و آن را به دست کسانی که دغدغه‌ی فرزندپروری دارند برسانید. پُر کردن این فرم، بزرگ‌ترین کمک به ساختن یک مسیر درست است. https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSepB2_SLWcrQBL-vYzS-SCOElkQiRqoL72-fWVd3-Oj6CHAyQ/viewform

ویبنار علمی نهاد رهاورد | Rahawerd Institute هنر تسلط بر زمان چگونه زمان را به نفع خود به کار بگیریم؟ 🎙 ارائه‌دهنده: مرسل زریاب 📅 امشب، چهارشنبه 🕘 ساعت ۸:۰۰ شب (به وقت کابل) 🔗 لینک ورود به جلسه (Google Meet): کلیک کنید https://meet.google.com/odz-omjk-mpo منتظر حضور گرم شما هستیم! همراه ما باشید تا زمان را به نفع خود مدیریت کنیم.

«زن؟ هنر تبدیل درد به یک نورِ بی صدا… همان نقطه هستی که در آن، شکستگی‌ ها نه برای از بین رفتن، که برای درخشیدن به کار می‌ روند...»

زیبایی، جهان را نجات خواهد داد. اما نه آن زیبایی که در ویترین‌هاست؛ بلکه زیباییِ رنجی که با شفقت آمیخته شده است...
#داستایفسکی

ویبنار علمی نهاد رهاورد | Rahawerd Institute هنر تسلط بر زمان چگونه زمان را به نفع خودمان به کار بگیریم؟ زمان ارزشمندترین سرم
ویبنار علمی نهاد رهاورد | Rahawerd Institute هنر تسلط بر زمان چگونه زمان را به نفع خودمان به کار بگیریم؟ زمان ارزشمندترین سرمایه زندگی ماست. در این سمینار با راهکارهای عملی مدیریت زمان، افزایش بهره‌وری، اولویت‌بندی کارها و استفاده مؤثر از فرصت‌ها آشنا خواهید شد. 🎙 ارائه‌دهنده: مرسل زریاب- مدرس و کار آفرین 📅 تاریخ برگزاری: ۱۱ سنبله 🕘 زمان: ساعت ۹:۰۰ شب (به وقت کابل) 💻 پلتفرم: Google Meet 📱 واتساپ: +447836538424 📧 ایمیل: mursal.ri.cad@hotmail.com لینک کانال: https://whatsapp.com/channel/0029VbAjtBqEAKW85TiaLr1Y نوت: لینک جلسه ۲ ساعت قبل از برنامه در کانال رهاورد نشر خواهد شد. رهاورد؛ دانشی برای امروز، فرصت‌هایی برای فردا.