916
Підписники
+1824 години
+357 днів
+9630 день
Архів дописів
916
بهم شک داری رک بگو ، حرف داری بهم بگو ، ازم خوشت نمیاد تو روم بگو ، ازم ناراحتی بهم بگو ، اشتباه کردم تذکر بده ، ناراحتت کردم بهم بگو ، رفتارم باهات زشت بود و عصبیت کردم به روم بیار ، من توانایی خوندن ذهن تو رو ندارم ، شاید برای همش اگه بپرسی توضیحی داشته باشم و با هم حلش کنیم ، ولی بعدش اگه برگردی ، برای یهویی رفتن تو هیچ توجیهی رو نمیپذیرم.
916
لازم نيست هميشه قوى باشی ، لازم نيست وانمود كنی همه چى خوبه ، هر حسی که الان دارى ، حق دارى داشته باشی ، هيچكس نمىدونه تو با چه چيزايى جنگيدى ، پس به خودت سخت نگير ، تو دارى بهترين كارى كه از دستت بر مياد رو انجام میدى ، فقط به خودت زمان بده ، بعضی زخمها با عجله خوب نمیشن.
916
اينكه زخم ها قبل از خوب شدنشون مى خارن و التماست مىكنن تا دوباره بازشون كنی خيلى استعارهى جالبيه ، تحمل كردن خارش ، پيج آخره ، رد كنی تمومه.
916
آدمها از هم فاصله میگیرن ، حرف های مشترکشون تموم میشه ، غریبه میشن و حس میکنن هیچ درک متقابلی از هم ندارن و اینطوری یه رابطه به زوال میره ولی باقی گذاشتن یه راه باریک برای اینکه اگه جایی همدیگه رو دیدید ، بدونید چطوری به همدیگه سلام کنید بخاطر اون همه خاطرههایی که با هم ساختید ، انقدر هم سخت نیست نه؟
916
از آدمايى خوشم مياد كه ميان ميگن ازت خوشم مياد ، ازت بدم مياد ، دلم برات تنگ شده ، معذرت مىخوام ، اشتباه كردم ، الان راحت نيستم حرف بزنم ، نمىخوام باهات ارتباط داشته باشم؛ اينا روابط انسانى رو پيجيده نمیکنن.
916
یه چیزی وجود داره به اسم سالگرد تروما ، که ممکنه یه روز از خواب بیدار شی و بدون هیچ دلیلی احساس عصبانیت و پریشونی داشته باشی ، چون بدنت یادشه پارسال یا سالهای قبل اون روز دقیقا چه اتفاقی افتاده حتی اگه خودت یادت نباشه.
916
احساس میکنم امشب تموم "نا" ها هستم. ناراحت ، ناکافی ، نادرست ، ناامید ، ناامن ، نابلد ، ناچیز و احتمالا ناپدید.
916
از یه سنی به بعد ، بالکن خونهت برات میشه بهترین کافهی شهر. از شلوغی ها فاصله میگیری و دیگه تحمل آدم های سمی رو نداری و گاهی سکوت ، برات تبدیل به آرامش بخش ترین کار دنیا میشه.
916
لاشی نبودن کار خیلی سخت نیست , فقط کافیه
وقتی حالتون خوبه و میخواین لذت ببرین ، پاهاتونو رو همون شونه هایی بذارین که وقتی ناراحتین و میخواین گریه کنین ، سرتونو روش میذارین..
916
از چشم افتادن یه شبه اتفاق نمیوفته ، شما طی یک فرآیند کسی که دوستون داره رو بارها و بارها اذیت میکنید و از یه جایی به بعد اون شخص تصمیم میگیره دیگه بهتون نگه چی آزارش میده و شما و دوست داشتنتو رو واسه همیشه رها کنه.
916
همیشه وقتی یه نفر اومد توی زندگیم ، سعی کردم تا جایی که بتونم کنارش باشم ، حداقل وقتی غم داره کنارش باشم ، به کمکم نیاز داره باشم ، میخنده بخندم باهاش ، اشک میریزه گریه کنم باهاش ، اما اینو هم یاد گرفتم که آدما میان که برن ، که قلبمو پاک نگه دارم ، که وقتی کسی میره از کنارم براش آرزوی خوشبختی کنم ، نه اینکه دنبال این باشم که بخوام ازش انتقام بگیرم ، امیدوارم هممون اینو بپذیریم که آدما میان که برن و ازخودشون فقط خاطره های خوب و بدرو جا میذارن.
916
یهوقتایی هم نمیذاری کسی با آرامشت بازی کنه ، چون برای رسیدن به این آرامش ، ورژنی از خودت رو کشتی که دوست داشتی همیشه زنده بمونه.
916
فهمیدم که نباید چیزیم رو به کسی بگم ، همه این آدم هایی که بهشون اعتماد دارم سر دوراهیهای کوچیک ولم میکنن و میرن ، یاد گرفتم حرفام رو فقط به خودم بگم ، به خودم قول دادم تو بدترین شرایط جسمی و روحی کسی جز خودم رو شریک ندونم با خودم حرف بزنم و همه چیز رو تو خودم بریزم ، فهمیدم تمام آدمها فقط و فقط برای سواستفاده از درد و دلات بهت گوش میدن وگرنه هیچوقت تایم خودشون رو تلف نمیکنن ، یاد گرفتم خودم بشم بهترین رفیق خودم ، اینطوری خیلی وضعم بهتره ، خیلی.
