fa
Feedback
A crazy 🦊

A crazy 🦊

رفتن به کانال در Telegram

هرطور ناراحتي @abolfazltorefi

نمایش بیشتر
895
مشترکین
-324 ساعت
-137 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن ، زیرا هیچکس به غیر از تو ، بهای سکونت‌شان را نخواهد پرداخت.

اگه این همه تلاش مداومی که خدا برای غمگین کردن من داره رو رو ابرا پیاده میکرد هر روز بارون داشتیم!

Repost from A crazy 🦊
بارون که می‌زنه، دلم میخواد برم کف زمین دراز بکشم، چشمامو ببندم و برای لحظاتی بمیرم شایدم برای همیشه نمی‌دونم.

اشتباهتون دقیقا همونجاست که منتظرید یه آدم اشتباه براتون درست شه ، چرا منتظر نمیمونید که یه آدم درست براتون پیدا شه؟ باور کنید اگه تنهایی پیر هم بشید بهتر از اینه که آدم‌های اشتباه بارها روحتون رو زخمی کنن.

Repost from A crazy 🦊
عقل ، عقلِ من است و فکر تویی قلب ، قلبِ من است و نبض تویی.

بعضی‌ هامون خیلی بی‌رحمانه داریم یه دردهایی رو تحمل میکنیم ، دردهایی که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست ، هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم ، زورشون خیلی بیشتر از لبخندهامونه ، دردهایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟ و هر بار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی و غمگین‌ترت میکنه.

شما هم نمی‌تونید باور کنید ممکنه یکی واقعا دوستتون داشته باشه؟

گوشتی که سهم شغال میشه حتی بو کشیدنش واسه شیر حرامه..

بعضیا میان تو زندگیت که با رفتنشون بهت درس بدن.

اگه ندارمت یعنی نخواستمت آهویی که خوشم بیاد رو از دهن شیر میگیرمش😉🖤

ممکنه صد تا حرف بد دربارت بشنوم و بازم دوستت داشته باشم ، تنها کسی که میتونه نظرم رو درباره‌ت عوض کنه ، خودتی.

بعضی چیزا درست شدنی نیست بیخیال شدنیه..

Repost from A crazy 🦊
‏شهریور از لحظه اولش بوی تموم شدن میده. تموم شدن همه چی. انگار که دوباره قراره عزیزانت از پیشت برن. یا مثلا بوی خونه‌ای که دیگه کسی توش زندگی نمیکنه.

Repost from A crazy 🦊
در آغوشت بگیر و نجاتم بده قاتلی به دنبال من است گاهی در آینه میبینمش.

دیگه نمیترسم خیلی وقته که دیگه ترس از خیلی چیزها ریخته ، نه ترس این رو دارم که ترکم کنن ، نه ترس این رو دارم که خودم کنار بزارم ، نه میترسم از اینکه دوستم نداشته باشن ، نه از این میترسم که تا تهش تنها جلو برم ، هر چیزی یه زمانی من رو اذیت میکرد و میترسوند الان حتی واسم اهمیت نداره ، به دست آوردن این شجاعت تاوان داشت و من تاوانش رو با از دست دادن هر چیزی که دوستش داشتم دادم ، هر چند من این نبودم ، این شدم.

سمت میای پناه باش من تمام عمرم را پناه دیگران بودم..

هرگاه چیزی را رها کردم به سمتم بازگشت و دیر بود مثل دریا که جسدی را پس میدهد.

یاد گرفتم وقتی کسی از من فاصله میگیره ، دنبالش نرم و مزاحمش نشم ، من آدمی نیستم که بخوام نبودن و سکوت دیگران رو مدام تفسیر کنم ، اگر نباشی ، از زندگی من حذف میشی.

هیچکس نیست فقط تویی و آهنی که بهت اعتماد داره

توی حمل و نگهداری کینه ، با شتر و کلاغ رقابت میکنم.