Saved Messages
Відкрити в Telegram
2 452
Підписники
+224 години
-57 днів
+48430 днів
Архів дописів
2 452
در آغوشم بگیر و نجاتم بده. قاتلی به دنبال من است که گاه گاه در آینهها میبینمش.
2 452
آیا همچنان مرا دوست خواهی داشت اگر اندوه گاهگاه مرا از نزدیک به تماشا بنشینی؟ و یا خشمی که گاهی از فنجان طاقتم سرریز میشود؟
آیا همچنان مرا دوست خواهی داشت اگر بدانی گاهی شرارت عظیمی تمام مرا تسخیر میکند؟ اگر ببینی در دریای اضطراب شناورم وقتهایی که به بنبست میرسم؟ یا اگر بدانی چه ساده لج میکنم، کم میآورم، و مشت میکوبم به دیوار استیصال. آیا همچنان، مرا دوست خواهی داشت؟
2 452
شکیبایی کن بر دنیایی که با سختیهایش میگذرد، همانند شبی با خوابهای پریشانش.
امام علی علیهالسلام
2 452
هرگز وجودش به روابط نیمبند راضی نمیشد. یا باید از همه کناره میگرفت و در خود فرو میرفت و یا پنهانترین گوشههای عشق را نیز با کسی میکاوید.
2 452
دوستداشتنهای واقعی نه در اوایل رابطه که در پایان آن نمایان میشوند. باید همهی آن احساسات و عواطف روزهای اول را دور ریخت چرا که بیشتر آن تحت تاثیر هورمونها و از سر هیجان و کنجکاوی، صرفا برای شناخت فرد جدید است. چندان نمیتوان روی آن حساب کرد. اما در پایان رابطه، آنجا که همهی این هیجانات فروکش کرده و خشم و کمی نفرت جایگزین آن شده میتوان دوستداشتن واقعی را پیدا کرد.
وقتی علیرغم شکست و ناامیدی کامل، همچنان به او بیش از خود اهمیت میدهی. وقتی که دیگر فردایی را در کنار او متصور نیستی اما کوچکترین آسیبی به او قلبت را به درد میآورد. وقتی که برای فرار به هر ریسمانی چنگ نمیزنی و سعی نمیکنی او را مقصر جلوه دهی.
وقتی حرمتش را نگهمیداری و همهی آنچه در گذشته بوده را زیر سوال نمیبری.
دوستداشتن آنجا اثبات میشود که حتی در نبودنش همچنان به او وفاداری و دل کندن از آن رویاها برایت غیرممکن است.
حالا به این فکر کن که آیا واقعا دوستش داشتی؟ و اگر داشتی دلیل همهی آن بیاحترامیها و خودخواهیها چه بود؟
2 452
چه بسا اتفاق بدی که خیر و صلاح شما در آن باشد و چه بسا اتفاق خوبی که خیر شما در آن نباشد.
امام علی علیهالسلام
2 452
حالا چیز زیادی از تو در حافظهام نمانده اما هنوز به یاد دارم که گلوگاهت، بوی زنبقهای وحشی میداد.
2 452
Repost from گوشهنشین
همسفر قدیمی سلام!
این روزها انگار کسی به شدت تو به صخرهام کوبیده و فرو رفتهام به قعر دریاها. اما این بار برخلاف آنچه خواننده میخواند احساس میکنم قرار نیست قعر دریاها پر از مزار شود؛ در رویاهایم گلزاری میبینم که تو برای آن باغبانی میکنی و دانههای رنگ پریده و مایل به جوانهزدن را از دستان لرزانم میگیری و با احتیاط و محبت هر کدام را میکاری. من؟ معلوم است که دوست دارم سالها آب بریزم پای هر دانه و هوای هر کدام را پا به پای تو داشته باشم. اما میدانی! اینها همه خیالاند، تا زمانی که واقعا مشتم را باز کنم و به وضوح آن دانههای رنگ پریده را ببینم. اینها همه خیالاند، تا زمانی که چشم باز کنم و به وضوح ببینم که مقابلم ایستادهای و آمدهای که بمانی. اینها همه خیالاند، تا زمانی که خودِ یقین در مقابلم بایستد و بگوید دختر! تمام اینها واقعیست و دوام دارد.
2 452
کسی که رنجی واقعی را در تنهایی واقعی به پایان میبرد، دیگر هرگز نمیتواند از درون با دیگری بیامیزد.
2 452
+ هرکسی روندهی راه خود است و راه، همان نفس است. راه، بیرون از نفس تو نیست که آن را بیابی و بر آن راه بروی. تو در خودت راه خواهی رفت و من در خودم و هر کسی در نفس خود. سالک و مسلک متحد است. آنکه تو را به راه حق میخواند، در حقیقت تو را به درونت میکشاند که «من عرف نفسه، فقد عرف ربّه» و ذکر و ورد، راهی است برای بازگرداندن تو به حقیقت خودت.
- شریعت چه میکند؟!
+ شریعت مبدأ است، نه مقصد. نشانی است تا راه گم نشود. درگاه ورود است و حفاظی است که اهل آن از آلودگیها کمتر آزار ببینند.
📚 نخل و نارنج
