لـیلیـوم مـاهـ ؛
Відкрити в Telegram
- او زیباتـرین مـاه در تاریـکی بود! ﹙ t.me/lunalainfo ﹚ خـورشیـد و مـاه
Показати більше1 233
Підписники
-1124 години
-327 днів
-2930 днів
Архів дописів
1 233
Repost from 🫧 ৶ BTS
با متن زیر میتونید به پیامتون رو به هایب بفرستید :
آدرس : https://protect.hybecorp.com/
Category:
- BIGHIT MUSIC - BTSType:
- Report a malicious post - Negative viral postTitle :
Contents :Report on Online Harassment
I would like to bring to your attention an incident involving individuals who mocked Taehyung's hearing issue during a TikTok live broadcast. They made insensitive and degrading comments about his condition, turning a personal health-related matter into a joke for their audience. Such behavior is deeply disrespectful and should not be tolerated, especially when directed at someone who is constantly exposed to public scrutiny.
It is particularly concerning that his hearing issue was used as a way to ridicule him over shipping preferences and fandom-related disagreements. Personal health matters should never become a target for online harassment, and no fan's preferred ship can justify humiliating or demeaning another person. This kind of behavior contributes to a hostile online environment and encourages others to treat targeted mockery as acceptable.
I respectfully ask HYBE and BIGHIT MUSIC to review this incident and take appropriate action in accordance with their policies. I hope the company will continue to protect Taehyung from targeted harassment and make it clear that mocking an artist's health-related difficulties is unacceptable. Every artist deserves basic dignity, respect, and protection from malicious behavior, regardless of online fan disputes.
Posting Channel:
- tiktokPost URL:
- http://tiktok.com/@mare.pinasPost Date:
- 2026.10.25Post Author:
- @mare.pinasIP address of the post : ❌ Attachment : شات از ویدیو بگیرید بذارید
1 233
Repost from 🫧 ৶ BTS
🚨 یه عده جیکوکر روانیم اومدن لایو گذاشتن و با بیرحمی دربارهی تهیونگ حرف میزدن و مشکل شنواییش رو مسخره میکردن!
ترجمهی حرفهاشون: "براش هدفون فرستادن، این توهینآمیز نیست؟ مگه نباید سمعک باشه؟ ولی خب، تبلیغ جدید واقعاً بهش میاد — هیچی — اون هیچی نمیشنوه."
مسخره کردن مشکل شنوایی یه آدم برای دفاع از شیپ؟ بمیرید.
حتما اکانتاشون رو به هایب گزارش بدید 👇🏼
1 233
Repost from 🫧 ৶ BTS
با متن زیر میتونید به پیامتون رو به هایب بفرستید :
آدرس : https://protect.hybecorp.com/
Category:
- BIGHIT MUSIC - BTSType:
- Report a malicious post - Negative viral postTitle :
Report on Online Harassment
Contents :
Dear HYBE Team,
I am writing to formally report a deeply disturbing incident involving individuals who identify themselves as fans of BTS. During a TikTok live broadcast, these individuals reportedly engaged in the dehumanization and targeted harassment of Jimin. Even more alarmingly, they created funeral wreaths dedicated to Jimin and his parents, demonstrating an unacceptable level of cruelty and hostility.
Such behavior should never be dismissed as harmless fan activity or a simple disagreement within a fandom. Targeted harassment, public humiliation, and the use of funeral-related imagery to intimidate or degrade Jimin and his family are serious matters that deserve attention. No individual should be subjected to this kind of treatment, regardless of the circumstances or the opinions others may hold.
I respectfully urge HYBE and BIGHIT MUSIC to investigate this incident, review the available evidence, and take appropriate action within their authority. I also hope the company will continue to address malicious behavior within online fan communities and reinforce the importance of respecting the privacy, dignity, and well-being of Jimin, the other BTS members, and their families.
Thank you for your time and consideration. I sincerely hope this report will be taken seriously and that appropriate measures will be considered to prevent similar incidents from happening again.
Posting Channel:
- tiktokPost URL:
- https://tiktok.com/@sandra.diah.susan - https://tiktok.com/@mnitaekook_tetegugu - https://tiktok.com/@kim._taekook9597 - https://tiktok.com/@vkook.vkook86 - https://tiktok.com/@taekok.kimayuPost Date:
- 2026.10.25Post Author:
- @sandra.diah.susan - @mnitaekook_tetegugu - @kim._taekook9597 - @vkook.vkook86 - @taekok.kimayuIP address of the post : ❌ Attachment : عکس بالا رو بذارید
1 233
Repost from 🫧 ৶ BTS
🚨 یه مشت تهکوکر روانی لایو گذاشتن و برای جیمین و پدر و مادرش تاج گل ترحیم درست کردن... واقعاً حالبههمزنن. این حجم از نفرت دیگه فرای بیمار بودنشونه. هیچی نباید این اجازه رو بده که یه مشت عوضی بیان و به یه انسان و خانوادهش اینطوری توهین کنن!
حتما اکانتاشون رو به هایب گزارش بدید 👇🏼
1 233
⋆౨ৎ˚𝗟𝗨𝗡𝗔 𝗦𝗨𝗣𝗣𝗢𝗥𝗧 𝗙𝗢𝗟𝗗𝗘𝗥 📁 ⟡˖ ࣪
-فولدر حمایتی برای رشد چنلهاتون
-فور شدن پست و چلنچاتون داخل چنل رسمی فولدر
-افزایش ویو و حمایت از پستها
-برای تمامی چنلهای بیتیاس و کیپاپ، چنلهای پک، موودبرد، ادبت و نویسندگی …
آیدی جهت شرکت اونرها داخل فولدر حمایتی :
@thvnom
— 𝗧𝗵𝗲 𝗯𝗲𝘀𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 𝗮𝗿𝗲 𝗶𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲 𝘁𝗵𝗶𝘀
𝗳𝗼𝗹𝗱𝗲𝗿 ՙՙᥫ᭡˖
1 233
⋆౨ৎ˚𝗟𝗨𝗡𝗔 𝗦𝗨𝗣𝗣𝗢𝗥𝗧 𝗙𝗢𝗟𝗗𝗘𝗥 📁 ⟡˖ ࣪
-فولدر حمایتی برای رشد چنلهاتون
-فور شدن پست و چلنچاتون داخل چنل رسمی فولدر
-افزایش ویو و حمایت از پستها
-برای تمامی چنلهای بیتیاس و کیپاپ، چنلهای پک، موودبرد، ادبت و نویسندگی …
آیدی جهت شرکت اونرها داخل فولدر حمایتی :
@thvnom
— 𝗧𝗵𝗲 𝗯𝗲𝘀𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹 𝗮𝗿𝗲 𝗶𝗻𝘀𝗶𝗱𝗲 𝘁𝗵𝗶𝘀
𝗳𝗼𝗹𝗱𝗲𝗿 ՙՙᥫ᭡˖
1 233
Repost from N/a
بیگانهاو همانند دیگر انسانها نبود ؛ ذهنیتی متفاوت و رفتاری به دور از انتظار داشت. از نظرش ، او متفاوتترین فردی بود که تاکنون ملاقاتش کرده بود.
او نیامده بود که پسر را تغییر دهد ؛ آمده بود تا به او نشان دهد حتی در تاریکترین شبها هم میتوان جایی برای آرامش داشت.او باور داشت آن دختر دستان شفابخشی دارد ؛ چراکه هر زمان دست بر صورتش میکشید ، ذهنش از هر آنچه اتفاق افتاده و نیفتاده بود ، خاموش میشد.
شاید او تنها کسی بود که میتوانست از میان تمام ویرانههای وجودش ، چیزی برای دوستداشتن پیدا کند.آن پسر از هر آنچه لبخند بر لبانش میآورد ، محروم بود ؛ اما جنگل چشمان آن دخترک ، لبخندی وصفنشدنی بر لبان پسر مینشاند. او باور داشت آن دختر قدرتی دارد که میتواند از پسِ پسر برآید ؛ کتابی از کینههای آن پسر که به سنگینی شب بود ، با لبخند در آغوش میگرفت و بارها زمزمه میکرد:
«تنِ زخمیِ خود را به من بسپار»شاید معجزه همین بود ؛ کسی پیدا شود که زخمهایت را ببیند و بهجای پرسیدن دلیلشان ، آرام رویشان دست بکشد.
1 233
Repost from N/a
ㅤㅤ verona ' yeni pack
⌁ 𝗒𝖾𝗋𝖺𝗅𝗍ı ﹙𝗁𝖺𝗒𝖽𝖺𝗋𝖺𝗅ı﹚
𝗌𝖾ñ𝗈𝗋 𝗈𝖿 𝗌𝗁𝖺𝖽𝗈𝗐𝗌
1 233
Repost from N/a
ㅤㅤ verona ' yeni pack
⌁ 𝗒eralti ﹙sultan﹚
𝗌𝖾ñ𝗈𝗋𝗂𝗍𝖺 𝗈𝖿 𝗀𝗈𝖽𝖽𝖾𝗌𝗌
1 233
Repost from N/a
یادگارِ منخاطرات، خاکسترِ گرمی زیرِ پوستِ تنهاییاند؛ شعلهور نیستند، اما لمسِ آرامشان، تمامِ بندهای روح را به آتش میکشد. ردِ پایی از گذشته بر حریرِ جان باقی مانده که با هیچ بارانی، با هیچ مرهمی، و با هیچ مرورِ مجددی شسته نمیشود. گاهی آدم دلتنگِ کوچهای میشود که هرگز در نقشهی جغرافیای جهان وجود نداشته، و دلسوختهی دستی است که سالهاست در میانهی باد و خاکستر گم شده است. یادها، پرندگانِ مهاجری هستند که در قفسِ تپندهی سینه لانهکردهاند؛ نه پرواز میکنند که رها شویم، نه میمیرند که آرام گیریم. آنها با منقارِ تیزِ حسرت، ذرهذره از دیوارهی قلب میچینند و با هر ضربان، داغی تازه به جا میگذارند. نشستهام در سکوتِ مبهوتِ این خانهای که در و دیوارش با عطرِ غیبتِ تو نفس میکشد؛ خانهای که ساعتهایش روی یک لحظهی بهخصوص، در میانهی یک خداحافظیِ ناتمام، برای همیشه از حرکت ایستادهاند. زمان، این بافندهی مکار و صبور، تنها تاروپودِ دل را میتند تا از اندوه، قبایی از ابریشمِ سیاه و سنگین بسازد. آدم خیال میکند با گذشتِ ماهها و فصلها، طوفان فروکش میکند؛ اما خبر ندارد که درد، شکلِ عوض میکند، لباسی تازه میپوشد و در سکوتِ شب، کنارِ بالشِ آدم زانو میزند. در عمقِ این آینههای غبارگرفته، سایهای نشسته است که هنوز از تو سراغ میگیرد؛ چشمی که خیره به دریچههای بستهی امید مانده و قلبی که در میانهی این سکوتِمکرر، آهسته، بسیار آهسته، در حالِ فراموش کردنِ نامِ خودش است. و من ماندهام و این کولهبارِ گرانسنگِ خاطرات؛ گنجینهای از لبخندهای مرده، نگاههای به باد رفته، و حرفهایی که در گلو ماسیدند. چه کسی میداند در انبارِ تاریکِ ذهن، چه گوهرهایی از دست رفتهاند که هیچ صرافی قیمتشان را نمیداند؟ روح، مأمنی برای این همهی زخم نیست؛ اما چه چاره؟ با همین تنِ خراشخورده، با همین جانِ پارهپاره، باید تا به انتهای این شبِ بیمهر دوید…
شروین
1 233
Repost from N/a
وقتی من مردم؛
وقتی من مردم، به صورتم که حالا رنگ پریده و در یک بستر سفید قرار گرفته است نگاه کن. چون من تا لحظهی مرگ تو را دوست داشتم. بهش نگاه کن، چون حتی وقتی من مردم و به زمین افتادم، صورتم هنوز به سمت تو متمایل بود. به دستهایم نگاه کن، دستهایی که دیگر گرم نیستند، دستهایی که سفید شدهاند، به همان رنگ کف این دستهایی که زمانی دست تو را محکم در آغوش میگرفتند و تو را از سرمای زمستان محافظت میکردند نگاه کن. به زانوهایم نگاه کن، زانوهایی که روی زمین افتادهاند؛ زمانی تو سرت را روی آنها میگذاشتی و من موهایت را دور دستهایم میپیچیدم، موهایی که روی دامنم پراکنده میشدند. حتی اگر من مردم، به بدنم نگاه کن، بدنی که هنوز نمیخواهد تو را از یاد ببرد. واضح است که من خیلی دیر کردم تا قلبم را بیرون بیاورم و آن را به تو بسپارم. در حالی که روح من، به آرامی از بدنم جدا میشود و خداحافظی میکند -در حالی که در واقع باید اولین کسی باشد که از بدنم جدا شده و خداحافظی کند- به سمتت میدود. روح من به تو میچسبد، اشکهایت را پاک میکند و سپس با لبخندی گرم به سمت من باز میگردد و سپس به سمت آسمان فرار میکند، گویی که من آن را مدت زیادی در اینجا نگه داشتهام و با شوق به سوی آسمانها صعود میکند. بدنی که روی زمین باقی میماند، یا سوزانده میشود یا دفن میشود؛ آن را بدون همراه رها نکن، اجازه نده که سوزانده شود. اجازه بده که یک سنگ قبر داشته باشد تا تو بتوانی به آنجا بیایی و بر سر قبرم گریه کنی، حتی اگر من مقبرهای نداشته باشم...#ایزایا
