دیدمَه
Відкрити в Telegram
عکس، خاطره، یادداشت، موسیقی و دیدههای من افغانستان - کابل کانال فرصتها: https://t.me/learnaf ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=543499909752
Показати більше2 048
Підписники
-224 години
+17 днів
+1730 днів
Архів дописів
2 048
امروز یکی از مهمترین روزهای زندگیام است. تمام خاطرات تلخ و شیرین این چند سال گذشته را مرور میکنم و دوباره بغضی گلویم را میفشارد. امروز حقیقتی برای خودم ثابت شد و از لذت این لحظات شیرین همان را با خودم برمیدارم که دیگر هرگز ناامید نباشم چون همیشه نوری هست در دل شب تاریک. ما همچون کرمکهای شبتابی هستیم که در آن ظلمت میرقصیم و دمی از زنده بودن را لمس میکنیم.
به بلندای افق میایستیم
و جوانه خواهیم زد بار، بار
از نور، از آبادی، از عشق
برای تحصیل، کار، آزادی.
2 048
Repost from ما هیچ، ما نگاه :]
تازه شروع به خواندن «گلشهر؛ خاطرات یک آواره» از علی احمدی دولت کردهام؛ یکی از کتابهایی است که این روزها میخوانم. زبان روایت علی احمدی برایم بسیار شیرین و زیباست. در یک نشستن ۷۳ صفحه خواندم و در همین ۷۳ صفحه با خاطرات زیادی از زندگی این مرد همراه شدم. خواندن خاطره در کل حال خوبی دارد و خاطرهنویسی، بهنظرم، خودش یک عمل بسیار زیبا بخاطر حفظ خاطراتی است که نباید فراموش شوند. روایت کردن این خاطرات مهم است؛ چون باعث میشود ما از نسلی بدانیم که آوارگی، محدودیت و جنگ را تجربه کرده است. در حین خواندن خاطرات علی احمدی دولت که اولین بار است کتابی از ایشان میخوانم، یاد دیالوگی از فیلم The Holdovers افتادم که استاد به شاگردش میگفت: «اگر واقعاً میخواهی حال یا خودت را درک کنی، باید از گذشته شروع کنی. تاریخ صرفاً مطالعه گذشته نیست، بلکه توضیحی از حال است.» فکر میکنم روایتهای که این روزها میخوانم و خاطرات سالهای دور، خودشان نوعی تاریخاند؛ تاریخ مردم از زبان خودشان. من بیشتر از تاریخی که به دست قدرت وقت نوشته شده، به تاریخ و حافظه مردم باور دارم. همیشه دلم خواسته واقعیتهای گذشته را، درد، شکنجه، جنگ، تبعیض و مهاجرت را، از زبان کسی بشنوم که خودش آنها را تجربه کرده است، نه کسی که آن را گزارش کرده. من در دوران جنگهای داخلی افغانستان نبودم. پنج سال نخست حاکمیت طالبان را تجربه نکردهام. نمیدانم مردم در زمان داکتر نجیب چطور زندگی میکردهاند و وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چطور بوده، البته که میتوان در کتابهای تاریخی خواند و از جاهای دیگر اطلاعات به دست آورد؛ اما من ترجیح میدهم پدرم بگوید که آن زمان چه خبر بوده است. وقتی بعد از غذای شب دور هم مینشینیم، دلم میخواهد خودش تعریف کند که چرا زندان رفت و چه کسانی را در سالهای قدرت حفیظالله امین و ترکی از دست دادند. میخواهم خودش از استاد ربانی و احمدشاه مسعود قصه کند، نه کتاب تاریخ. میخواهم بگوید در زمان ظاهرشاه وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم چگونه بود، در زمان جنگهای داخلی چه میکردند، چه کسانی جنگیدند و جنگ برای چه آغاز شد. دلم میخواهد مادر خودش بگوید چرا مکتب نرفت، دلیل نرفتنش چه بود و چه کسانی مانعش شدند. میخواهم از زبان مادرم بشنوم که با چه مشقتی در زمان بارداری از بلاکهای مکرویان به سمت خیرخانه میرفتند؛ با یک طفل خردسال و یک گهواره، با ترس اینکه هدف راکت دو طرف مخالف قرار نگیرند. من میخواهم تاریخ را از زبان کسانی بشنوم که تجربهاش کردهاند. حالا گلشهر را هم با همین نگاه میخوانم. میخواهم از گذشته علی احمدی دولت بدانم؛ از اینکه چگونه در مهاجرت دوام آورده، چگونه زندگی کرده و چه چیزهایی را پشت سر گذاشته است. میخواهم تاریخ او را از زبان خودش بدانم.
2 048
بهنظرم این کتاب مناسبیست جهت شناخت تجربه زیسته مهاجرین افغان در ایران. نثر سادهی دارد و احتمالا در یک نشست تمامش خواهید کرد.
2 048
عکاس حرفوی زن در افغانستان بسیار کم است. خصوصا برای مراسمات و غیره. هرگز و هیچوقت از دیدن عکسهای عروسی و شیرینیخوری فامیلها راضی نبودم و نخواهم بود. کسی هم که بخواهد من را به عنوان عکاس انتخاب کند، باید منتظر البوم عکسی از «دید» من باشد نه آنچه احتمالا انتظار میرود. و خوشا به حال بیگم که عکسهایش قرار است بیشتر خاطرهانگیز باشند تا تصنعی و فوتوشاپی.
2 048
+6
اگر تمام زندگیات را برای تبدیل شدن به بهترین ورزشکار ممکن تمرین کرده باشی، اما یک روز از خواب بیدار شوی و بفهمی دیگر هرگز اجازه نداری ورزش کنی، چه؟
این واقعیت زندگی بسیاری از زنان و دختران افغانستان است.
از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، بیش از ۱۰۰ فرمان و محدودیت علیه حقوق و آزادیهای زنان و دختران وضع شده است؛ از جمله ممنوعیت حضور زنان در ورزش. مراکز آموزشی ورزشی تعطیل شده، برنامههای ورزشی زنان از بین رفته و بسیاری از ورزشکاران زن به دلیل تهدید و ارعاب مجبور به پنهان شدن یا ترک افغانستان شدهاند.
عکاس ایرانی، ابراهیم نوروزی، در مجموعهی «دختران ورزشکار افغانستان» از زنانی عکاسی کرده که در کنار وسایل ورزشی مورد علاقهشان ایستادهاند؛ ورزشهایی که دیگر اجازهی انجامشان را ندارند. این زنان برای حفظ امنیت خود ناشناس ماندهاند و با برقع جلوی دوربین حاضر شدهاند.
این تصاویر، در کنار نشان دادن حذف تدریجی زنان از زندگی عمومی، مقاومت دخترانی را نیز روایت میکنند که با وجود خطرها هنوز میخواهند هویت و علاقههای خود را حفظ کنند.
2 048
+6
تُفَّاحةٌ للبحر، نرجسةٌ الرخام
فراشةٌ حجريّةٌ بیروتُ، شکلُ الروح في المرآة
وَصْفُ المرأة الأولى، ورائحة الغمام
بیروتُ من تعبٍ ومِنْ ذَهَبٍ، ومِنْ أندلسٍ وشام. نُفَتِّشُ في خَرائِبِها عَنِ الأَجملْ
ونَسْأَلُها: مَتى نَرْحَلْ؟ ومِنْ مَطَرٍ بَنَيْنا كوخَنا
بیروتُ خیمتُنا الوحیدة، بیروتُ نجمتُنا الوحیدة.
محمود درویش ۱۹۸۴
2 048
خوب است برایشان خاطر نشان کنی که این انیمیشن و کتاب در وصف طالبان دور قبل است، کسی گفته بود طالبان فرق کردهاند چون زنان افغانستان فرق کردهاند.
