یادداشتهایِ سآرا کاف
Відкрити в Telegram
https://www.instagram.com/saraakaaf?igsh=dXlzOGM5b2kzNGw%3D&utm_source=qr Instagram🔗
Показати більше466
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+4130 днів
Архів дописів
اگه رو کسی کراش دارید، شوخی شوخی واردِ بازی معاشرت بی هدف نشید … بعد یهو به خودتون میاید میبینید خیلی فراتر از یه کراشه… از من گفتن بود.
توییتر اینطوریه که هی رفرش میکنی، آدمِ حروم زاده، رفرش میکنی، آدمِ بیشرف، رفرش میکنی آدمِ حروم لقمه…
احساس میکنم ینفر با لگد میکوبه به دیوارههای قلبم… و من مثل یه درخت که رو شاخههاش پر از برفه، دونه های برف میریزه پایین.
بهترین روزای زندگی برای یه خانوم بعد از سی سالگی رخ میده مریم… بعدا متوجه میشی چی میگم…
تولدت مبارک جذاب♥️
جدیدا میبینم بعضی آقایون یه طرفه انفالو کردن! بعد میرم داخل دایرکت میبینم که عهههه!!! چقدر ریجکت و ناامید شده بنده خدا… و این میتونه تنها دستاوردش باشه که فکر کنه من میتونم فنش باشم، حتی برای یکی دوروز.
عزیز دلم
اگر این روزا زندگی داره یه روی دیگهاش رو بهت نشون میده. اگر نمیتونی درست هدفات رو ببری جلو
اگر شبا خوب نمیخوابی،اگر روزا استرس داری
اگر دچار کاهش یا افزایش وزن شدی،اگر از درست عقب موندی،اگر از رفیقات فاصله گرفتی،
اگر حس میکنی درست نمیتونی مثل قبل با آدمها ارتباط بگیری، اگر انتخابت شده سکوت و تنهایی،
اگر نگران پارتنرتی ،اگر رابطه عاطفیت دچار بحران شده!
اگر پایان نامت عقب افتاده!
اگر ساعت ها به یه جا خیره میشی و کارات جلو نمیره
حتی اگر دیگه اون آدم قبل نیستی ، خواستم فقط بگم ، تو تنها نیستی!
خیلیامون انگار خوردیم به بنبست!
واقعیت اینه زندگی این روزامون به قشنگی عکسها و پستهای بعضیا نیست!
#رومینا_معین_زاده
اون دوستم که تو حیاط تیمارستان میبندنش به درخت مردمو گاز نگیره داره به من تراپیستشو که ازش راضی بوده معرفی میکنه.
من سه سال توی یه فروپاشی روانی بودم، شاید کسی جز چندتا از کسایی که با من توی اون شرایط بودن اینو درک نکنن…اما این سه سال که من تو فلان روزنامه کار میکردم انقدر انرژی منفی آدمای اونجارو جذب کردم که بعد از مدت ۵ ماه که از اونجا اومدم بیرون هنوز آدم سابق نشدم. به طور جدی دنبال یه تراپیست خوب میگردم که منو برگردونه به تنظیمات کارخونه… شاید فکر کنید دارم خیلی بزرگش میکنم ولی واقعا اینطوری نیست… نمیتونم انکارش کنم. منی که پر از اشتیاق بودم برای کار خبر، الان انقدر درموردش بی انگیزه شدم که حتی برای نوشتن یه گزارش ساده که کار یه ساعته برام و پولشم خوبه حاضر نیستم قدم بردارم. نمیخوام خودمو تحت فشار قرار بدم. فکر کنم واقعا تا درست و حسابی تراپی نشم نتونم روحیهی از دست رفتمو برگردونم.
میخوام بگم که وقتی حالتون خوب نیست ادا آدمای قوی رو درنیارید. اجازه بدید برون ریزی انجام بشه که بعدها با شکستن یه لیوان، نشینید ساعتها گریه کنید.
اولش فکر کردم حواسش به رنگ موهام نبوده، بعد از چند دقیقه متوجه شدم دنبال قشنگ ترین جملهها بوده که بهم بگه :)))
