uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

| سایه‌بان

| سایه‌بان

Відкрити в Telegram

[ در سایه‌‌ و ستایش کلمات ] به یاد وبلاگی که رهایش کردم. برای صحبت‌های احتمالی: https://t.me/Harfmanrobot?start=16050835466

Показати більше
1 010
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-630 днів
Архів дописів
هر داستان عاشقانه، بالقوه، داستانِ اندوه نیز هست؛ اگر نه در اوایل، اما در ادامه‌اش؛ برای یکی‌شان نه، برای دیگری؛ بعضی‌وقت‌ها هم برای هردوشان. پس چرا ما همواره سودای عشق داریم؟ چون عشق نقطه‌تلاقیِ حقیقت و جادوست؛ حقیقت چنان‌ که در عکاسی؛ و جادو چنان که در بالون‌سواری. عکاسی، بالون‌سواری، عشق و اندوه/ جولین بارنز

ما روی زمینِ صاف زندگی می‌کنیم، روی سطح، اگرچه همچنان بلندپروازیم. ما قعرنشینان گاهی به بلندای خدایان می‌رسیم. بعضی با بالِ هنر پر می‌کشند، بعضی با مذهب عروج می‌کنند؛ ولی بیشتری‌ها را عشق پرواز می‌دهد. عکاسی، بالون‌سواری، عشق و اندوه/ جولین بارنز

🎬 The Crowded Room (2023).

هزار و یک مسئله وجود داره که باید نگرانشون باشم. اما فقط به این فکر می‌کنم که همین روزها چشمم به ایوان طلای صحن انقلاب روشن بشه، بیست و سه مهر شروعی تازه در کنار استادم داشته باشم و بالاخره یه روز، ساعت نه تا دهِ شب سوم آبان رو از خاطر ببرم.

چی از من تو یادت مونده؟

🎬 Cure (1997).

شبی که سر بگذاری به شانه‌ام صبح است... ـ سید مهدی ابوالقاسمی

بی‌دفاع؛ مثل وقتی‌که یادت بهم هجوم میاره.

تاریک‌ترین کاری که در حق یک انسان انجام دادی، چی بوده؟

- After all this time? + Always.

بی‌هوا گفت: می‌دونی؟ من فکر می‌کنم علت اصلی علاقه‌ی تو به مقوله‌ی زمان، اینه که در ناخودآگاهت دنبال راه برگشتی به گذشته هستی به این امید که بتونی یه خاطره‌ی تلخ رو از گذشته‌ت خط بزنی. خیره به چشم‌ها ادامه داد: و کاش اون اتفاق تلخ برات من نبوده باشم.

کاش می‌دونستم به چی فکر می‌کنی.

دیگه بلد نیستم از نو شروع کنم.

هر اتفاقی افتاد، به صداهای گذشته برنگرد.

شاید فقط تنها و معلق بودنِ در کهکشان بتونه این میل بی‌نهایت به انزوا رو در من خاموش کنه.

تحقق «تُعِزُّ مَنْ تَشاء» رو به چشم می‌بینم و با یاد هلهله‌های ۹ اسفند که شنیدم و نمردم خون گریه می‌کنم.

خدا می‌داند بزرگ‌ترین دشمن در مورد ما و هرکس، جدا کردن از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. از حرم او، از صحن او، از حال او، از خانه‌ی او، از دسته‌ی او، از کار او، از آن‌که بفهمیم حضرتشان که بود و چه کرد. برائت می‌جویم از کسی که من را از حسینم جدا کند. | سید مهدی امامی سدهی

لا لنا الا حسین.

Repost from ع‌ج؛
این شب‌ها خیلی به یاد اون چند نفر آدمی‌ام که توی تونل‌های موشکی بدون هواکش گیر افتاده بودند و آخرین صدایی هم که ازشون شنیده شده روضه‌ی سیدالشهدا بوده. یک مکتب چقدر باید برای عده‌ای مقدس و ارزشمند باشه که تا آخرین مولکول قابل استشمام اکسیژنی که توی هوا وجود داره، ازش بگن و اسمش رو صدا بزنند. «در آن نفس که بمیرم، در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم».