896
Підписники
-124 години
-17 днів
-1730 день
Архів дописів
896
قبلا فکر میکردم بعضی آدمها برای دوست داشتن ساخته نشدن و من یکی از همونام, سالها با همین فکر زندگی کردم؛ هر دستی که به سمتم دراز شد، به بهانهای پس زدم،
هر دلی که نزدیک شد، یک قدم به عقب برگشتم، نه از غرور یا حس خودبرتر بینی، از ترس! ترس از اینکه دوباره جایی از خودمو جا بگذارم و دست خالی برگردم.
که تورو باز دیدم، شدم پر از خوشحالی، دیگه فکر نکردم به جایی متعلق ندارم،
حالا که به قبل از تو فکر میکنم، انگار سالها توی خونه ای زندگی میکردم که چراغش خاموش بود و خیال میکردم تاریکی، شکل طبیعی زندگیمه،
فهمیدم نور زندگی میتونه چشمهای یک دختر باشه،
دوست داشتنت شبیه فهمیدن اینکه تمام این سالها، خودم گم شده بودم و تو راه برگشتو نشونم دادی.
اگر کسی از من بپرسه عشق چه شکلیه، از معجزهها حرف نمیزنم، مثل قصه های دیزنی تعریفش نمیکنم، میگم عشق یعنی بعد از سالها فرار کردن، بالاخره به کسی برسی که دیگه دلت نخواد فرار کنی،
جنگهای درونتو ساکت کنه بشی همون آدم که هیچ جایی نبودی...
896
فکر میکردم بعد از چشیدن غم های زیاد و با کفشهای زیادی قدم زدن صبورتر ، با ظرفیت تر و پر تحمل تر میشم ،اما اشتباه کردم ، الان دقیقا اونجای آهنگ شایع ام که میگه همه میتونن سگم کنن...
896
(چون ازتون ناشناس و چت گرفتم) همیشه از ماهِ دی متنفر بودم، خیلیا مطمعنم که یادشونه و همیشه به من لطف داشتند با کادو و تبریک از سال های قبل،
اما لطفاً امسال تولدمو تبریک نگید چون اینروز برای من اهمیتی نداره،
به امید اینکه یک روز این همه تاریکیِ من یکم کمرنگ شه...
896
برعکس تصورات همه قبل از تو فکر میکردم به هیچ چیزی تعلق ندارم، در بهترین مکان ها و شلوغ ترین دورهمی ها زندگی برام سیاه سفید بود،
اما توی منو از این همه حسِ بد بیرون کشیدی،
از این فکرا که من برای عشق ساخته نشدم و یدونه ستاره توی آسمون به این بزرگی ندارم ،
حالا که بهت فکر میکنم، به این همه روزهایی که باهیم، انگار تمام مدتی که نبودی توی خونهی خودمون نخوابیده بودم، هیچجا تنِ گرم تو نمیشه...
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
