858
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
859
تو داری با نسخهای از خودت میجنگی که سالها ساختی تا بقیه دوستت داشته باشن یا حداقل ازت نترسن.
اون «آدمی که تمام عمر تلاش کردی باشی» همون ماسکه. دشمن اصلیت هم همونه، چون هنوز نمیتونی بدون اون ماسک نفس بکشی.
آدمها چیز میخرن تا حس کنن کنترل دارن. بعد همون چیزها میشن صاحبشون.
تو هم همینطوری. عادتها، نقشها، تصوراتی که از «منِ ایدهآل» ساختی، دارن مالک تو میشن.
بیشتر وقتها چیزها مالکن. تو فقط اجارهنشینی.
احتمالاً داری از نسخهی واقعی فرار میکنی و به سمت یه نسخهی خیالی میری که هنوز نساختی.
چون نسخهی واقعی معمولاً کسلکنندهتر، ترسناکتر و تنهاتر از چیزیه که تو سرت ساختی.
پس...!
859
گاهی برای پیدا کردن خودت، باید با تمام چیزهایی که ازت ساختن بجنگی
شاید دشمن اصلی من ، همون آدمیه که تمام عمر تلاش کردم باشم
آدمها چیزهایی رو میخرن که در نهایت صاحبشون بشن
و مالک چیزهایی یا چیزها مالک توئن
از خودت فرار میکنی یا به سمت خودت؟
(توی نوت نوشته بودمش)
859
یک قسمت خیلییییییی کوچیک از دوره آموزشی اختلالات و آسیب شناسی روانی که خودم تدریسش میکنم که براتون شفاف سازی بشه ، مناسب برای همه دانشجویان روان شناسی و مشاوره در هر مقطع مخصوصا کارشناسی ها که هم کنکور رو در پیش دارند و هم ۴ واحد تخصصی از این درس و...
(با کمترین هزینه و پرداخت در دو قسط) ( قیمت ۸۹۹ تومان) (اخرین مهلت ثبت نام ۴ مرداد و شروع کلاس ها به صورت آفلاین که بتونید همیشه بهش دسترسی داشته باشید به صورت جزوه ، ویس و تایپ در تلگرام )
برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر
ظرفیت محدود
09024043757
859
بچه های روان شناسی و مشاوره کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا
من یک دوره آموزشی آسیب شناسی روانی توی تلگرام به صورت آفلاین برگزار کردم که توش صفر تا صد همههه اختلالات رو بهتون یاد میدم به حدی که از کارشناسی تا وقتی که مشغول به کار بشید نیازمند حتی اینکه جزوه هم بخرید نداشته باشید
( با این تضمین که هرکس راضی نبود میتونه هزینه شو تماما پس بگیره)
شروع از ۵ مرداد با هزینه ۸۹۹ تومان که میتونید توی دو قسط ۵۰۰ زمان ثبت نام و ۳۹۹ همزمان با شروع شدن آموزش پرداخت کنه
اگر مشتاق بودید به آیدی زیر مسیج بدید تا توضیحات بیشتر واستون ارسال کنم
@Siavashkad
859
قبلا فکر میکردم بعضی آدمها برای دوست داشتن ساخته نشدن و من یکی از همونام, سالها با همین فکر زندگی کردم؛ هر دستی که به سمتم دراز شد، به بهانهای پس زدم،
هر دلی که نزدیک شد، یک قدم به عقب برگشتم، نه از غرور یا حس خودبرتر بینی، از ترس! ترس از اینکه دوباره جایی از خودمو جا بگذارم و دست خالی برگردم.
که تورو باز دیدم، شدم پر از خوشحالی، دیگه فکر نکردم به جایی متعلق ندارم،
حالا که به قبل از تو فکر میکنم، انگار سالها توی خونه ای زندگی میکردم که چراغش خاموش بود و خیال میکردم تاریکی، شکل طبیعی زندگیمه،
فهمیدم نور زندگی میتونه چشمهای یک دختر باشه،
دوست داشتنت شبیه فهمیدن اینکه تمام این سالها، خودم گم شده بودم و تو راه برگشتو نشونم دادی.
اگر کسی از من بپرسه عشق چه شکلیه، از معجزهها حرف نمیزنم، مثل قصه های دیزنی تعریفش نمیکنم، میگم عشق یعنی بعد از سالها فرار کردن، بالاخره به کسی برسی که دیگه دلت نخواد فرار کنی،
جنگهای درونتو ساکت کنه بشی همون آدم که هیچ جایی نبودی...
859
فکر میکردم بعد از چشیدن غم های زیاد و با کفشهای زیادی قدم زدن صبورتر ، با ظرفیت تر و پر تحمل تر میشم ،اما اشتباه کردم ، الان دقیقا اونجای آهنگ شایع ام که میگه همه میتونن سگم کنن...
