"چهارده شب تا رهایی"🌕
Відкрити в Telegram
سردرگم، امیدوار _اندکی من:)) http://t.me/HidenChat_Bot?start=1181945560 مرسی که هستی🐣☀️
Показати більше1 242
Підписники
+924 години
+47 днів
+4430 днів
Архів дописів
دوستام که همدان هستن همش عکس و فیلم میفرستن و دلم میخواد پرواز کنم برم اونجا🥹🥲
با دیدنش توی این لباس کلی خوشحال شدم و همزمان بغض هم داشتم و اشکام میومدن پایین و میگفتم نه گریه نمیکنم حساسیت دارم😭🥹🥲
تنها اتفاق خوب امسال هستی🫂🎀
Repost from Azhin🌱
از لحاظ روحی دلم میخواست منم الان درحال جمع کردن وسیله و برگشتن به دانشگاه بودم که دوستام رو ببینم🥺🫰🏻
از این روزای دانشجوییتون(دوران کارشناسی ) نهایت استفاده و لذت رو ببرین چون دیگه تکرار نمیشه اون روزا🥲
عکس مربوط به شهریور پارسال که برگشتیم خوابگاه 🧳
آخه چه جوری این روزا رو فراموش کنم و بهشون فکر نکنم؟!😢
این ۴ سال منو نجات دادن مگه میشه یادم بره که میگین بهش فکر نکن و برات مهم نباشه
خدای من چقدر دلم برای همدان و دوستام تنگ شده😭
همه لحظه ها توی ذهنمه و بغض میکنم
اینقدری عصبانی هستم که دیگه برام مهم نیست حتی اینجا رو بخونن و بعدا به روم بیارن
واقعا خسته شدم از این همه چرت و پرت گفتن اونا
کاش بدونم واقعا چرا فامیلا به خودشون اجازه میدن که تو یه تصمیم مهم زندگی آدم دخالت کنن و نظر بدن؟
واقعا برام سواله چرا🙂
آدم خودش کم دردسر داره اینام هر روز صدتا حرف میگن و باعث تنش میشن
ماها خسته شدیم اما اونا نه
درنهایت زندگی خودمونه چرا اونا این همه دخالت میکنن؟
