uk
Feedback
تارانتیسم

تارانتیسم

Відкрити в Telegram

تارانتیسم [اسم.] : هوس رقص؛ شکلی از رفتار هیستریک است که فرد در آن درگیر گریه میشود و سپس به رقص میپردازد. https://t.me/HarfChatBot?start=4efb82a252dd تـارا-

Показати більше
1 144
Підписники
-124 години
-97 днів
-930 день
Архів дописів
ناگهان دوباره تیر است و تو دیگر ۱۲ ساله نیستی. در واقع مدتهاست که ۱۲ ساله نیستی. مدت هاست که از قرارهای عصرگاهی کوچه دست کشیده‌ای و دیگر نگران این نیستی که از فلانی، در مسابقه‌ی دو پارک ببازی. دوباره تابستان است اما برایت مهم نیست که تمام این روزهای بی مشق و حساب را چگونه منفجر کنی و روی کدامین دیوار، چوب خط های پایانِ تابستان را بکشی. حالا این تویی که تابستان و غیر تابستان برایت فرقی ندارد و زندگی، در هر فصل، تقریبا مشابه دیگری و بی هیجانِ تعطیلات میگذرد. بزرگ شده‌ای. بزرگ شده‌ایم.. دیگر خبری از سی دی های جوانه پویا و سُک‌سُک های پر از ذوق نیست و هیچ بستنی عروسکی‌ای، حتی به زور نمی‌خندد. و ناگهان دوباره تیر است و تو دلت پر میکشد که باری دیگر، درحالی که زیر سردیِ کولر خود را در پتو مچاله کرده‌ای، صدای مادر را بشنوی که میگوید غذا آماده‌ست و تو هنوز، پرهیجان از اولین روزِ بی مدرسه‌ی تابستانی.

3AA5BR2ZVNbX.128.mp33.73 MB

photo content
+1

*/تیر
+1
*/تیر

سلام اگه ۱۳ تا ۱۸ سالتونه و به پژوهش و science علاقه دارید، این مجموعه داره یه کمپ تابستونی رو با همکاری دانشگاه تهران برگزار می‌کنه که به نظرم سرفصل های خیلی مفیدی داره. خود مجموعه هم یه نتورک علمی و بین المللیه که کلی مقاله و کتاب علمی چاپ کردن. جدی کاش من سنم میخورد شرکت میکردم👩🏻‍🦯 اگه شما سنتون میخوره از دست ندید.

در سینه ات نهنگی می تپد؛ اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد!.. آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه.. ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است. هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع. این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید. تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش.. عرفان نظرآهاری

زندگی ارزشش رو داره_122238158.mp33.16 MB

photo content
+1

زنده باد جسارتِ باختن.

Uncertain Continuation.mp34.39 MB

به قول آقای سلیمی:"فقط نمی‌خواهم دوباره بچه‌ها بمیرند. نه در خیابان و نه در جنگ. نه در آغوش مادران و پدران و نه بر بلندای دار و نه پای لانچر. می‌خواهم باد خنک کوه مستی آب سرد رودخانه را از سرم بپراند و شوقی برای بازگشت به خانه داشته‌باشم، خانه‌ای که این‌قدر تاریک نباشد، در شهری که این‌قدر غمگین نباشد."

هر وقت از شوقِ زندگی حرفی میشه، یهو یادِ رها میوفتم. «زنی کشته شد، برای آزادیِ زندگی»

فقط حیفِ رها.. حیفِ جوون‌هامون.. همین.

همینه دیگه عزیزم؛ میونِ همه‌ی زنده بودن‌ها، می‌میریم برای سرِ سوزنی چشیدنِ زندگی.

یه روزایی که حس میکنم دوباره پنج سالمه و قَدم به قَد دنیا نمی‌رسه، اینو پلی میکنم و اجازه میدم فرشِ قرمزِ وسط خونه، ریتم رقصیدنم رو حفظ کنه.

تو تمومِ قصه‌هامون، حقِ دشمن، مرده باده حتی راهِ دشمنی رو هیچکی یادمون نداده..!

«و از میان تمام چیزهایی که می‌توانستی باشی، زنی شدی در خاورمیانه..»

به قول همون دخترک افغان، مهم نیست کجایید مهم نیست چطور، «در قلبتان قیام کنید» و پشت چیزی که بهش باور دارید بایستید..

هیچ دختری، هیچ زنی، هیچ انسانی نباید به خاطر جنسیتش، هویتش و قانون های ناعادلانه‌ی کشورش، از حق تحصیل، از حق انتخاب نوع پوشش، از حق آگاهی، از حق تفکر و از حق زندگی محروم باشه. چه ایران، چه افغانستان و چه هرجای دیگه‌ی دنیا.

احساس میکنم ناکافی‌ام، پس کافی میخورم که درست شه.