شُرشُر احساس من
Відкрити в Telegram
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو... #مولانا @e3087 🌴🌴 ارتباط با ادمین esfandiar87@
Показати більше693
Підписники
+224 години
+17 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
معماری خلأ
من
پیش از آنکه نشانی باشم در دهان باد
طرحی بودم از تلاقی آبشار و آینه
که به سماع رِدای پروانهها
مقیم شده بودم
تو
کدام آوایی بودی
که از هجای تنهاییام گریختی
من تمام رویاها را
در پیراهن ابدیتم
نقش زده بودم
عشق
یک اشتباه مقدس است
در حریم بیقاعده ما
محدوده ممنوعهای
که مهمانان گداخته
سند مالکیتش را
با بالهایشان امضا کردهاند
به من نگاه کن
من معماری خلأ هستم
که صدای ریزش آبشار را
در دهلیز شب
به تکرار یک بوسه ناتمام
میخوانم
ما
زخمیترین اتفاق این جنگل صبوریم
که حتی
وقتی برگها هم
به زبان فراموشی سخن میگویند
ما هنوز
در پی معنایی میگردیم
که هیچ حقیقتی
جرأت باور آن را ندارد
#بهار_تنکابنی
@e3087
🌴🌴
سیگارت را
در زخم های قلبم خاموش می کنی
ولی از تنهایی ام
دودی بلند نمی شود
نبودنت
بارانی ست که بند نمی آید
در ایوان کوچکم
بهار
به خواب زمستانی رفته است
وکسی
در رودِ خانه ام
ماهی های مرده می ریزد
اما دست اشک هایم
بی نمک تر از آنست
که به دریای دلت برسند...
کاش تلخی ویسکی ات بودم
که هرشب درد را از گلویت
میبوسد تا قلبت
یا آینه جیبی ات
که هر صبح زل می زند به چشم هایت
به چشم هایت
که مثلِ روزِ آمدن است
مثلِ فردای آزادی....
#آذین_جهاندیده
@e3087
🌴🌴
با اینکه شعری قرص و محکم بود چشمانت
دائم دچار یورش غم بود چشمانت
پر درد و بی اندازه غمگین بود و پر تکرار
انگار کوله بار ماتم بود چشمانت
من بارها با شعر چشمت سخت نالیدم
تعبیر شعر احمد جم بود چشمانت
وقتی كليد مرگ من در دست چشمت بود
سهراب در آغوش رستم بود چشمانت
من طعمه ای در شعله جانسوز تو بودم
فواره هایی از جهنم بود چشمانت
دنیای من آشوب شد وقتی که خندیدی
زیباترین شعر مجسم بود چشمانت
می خواستم ماهرترین نقاش تو باشم
صد حیف در نقاشی ام کم بود چشمانت
#مژگان_تولایی
@e3087
🌴🌴
بدهکارم به خودم ؛
کمی دیوانه وار دویدن زیر باران ،
و کلبه ی چوبیِ دنجی میان کوهستان...
بدهکارم ؛
به جاده حضورم را با دو جرعه موسیقی و
کسی که سفر به سفر ، جنگل به جنگل ،
کوهستان به کوهستان و دریا به دریا ؛
با من پیر می شود ،
"عاشقانه" با من پیر می شود...
من بدهکارم ! و بدهکارها ،
قرار ندارند...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@e3087
🌴🌴
به من نگو که چرا رنگ بختمان تیرهست
سیاهی از همهجا بر حیات ما چیرهست
چه سایههای غریبی به دور خود داریم
و مرگ ، گوشهی کوری به چشممان خیرهست
به من بگو که به پرواز بستهای امید
اگرچه بال و پرَت در تزاحم گیرهست
رهایی از غُلِ غمها علوّ آزادیست
قدم به جاده نهادن شروعِ زنجیرهست
بیار " مژده که ایام غم نخواهد ماند"
که قسمت من و تو گاه گاه این جیرهست
#مهناز_محمودی
@e3087
🌴🌴
نگاه تو بارید
هزار ستاره پروانه شد
هزار درد از دلم گریخت
تو ترانه شدی
تازیانه نور زدی به شبم
به آسمان رنگ تازه زدی
می دانی
تو با چشمت
راهزن هر شب خیال منی
بی پرده بگویم
تو تمام منی
#نسیم_سرلک
@e3087
🌴🌴
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم
سخن درست بگويم نمیتوانم ديد
که می خورند حريفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه
پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد
گر از ميانه بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای ميکدهام ليک وقت مستی بين
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نيست ره و رسم لقمه پرهيزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و ياره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
🕊
کفش های پاییز
از حوصله افتاده
به بهانه ی مهر
سر می کشند ،
شرجی جنوب را
ساعت
خواب تو را می بیند
آرام ، آرام
زمزمه می کند
کوچ را در گوش پرستوها
چند شبانه ست
به درمان زخم جا گذاشته ات
نیامده ای
که واژه ها هم
دیگر نفس نمی کشند...
#اسفندیار_زیلائی
@e3087
🌴🌴
وعده دادی به دلم زمزمه ی باران را
گفتی از دل ببری این غم بی پایان را
گفتی از تک تک ذرات وجودت در من
بدمی ، حلقه ای از نور شوم کیهان را
#فرشته_دبیری
@e3087
🌴🌴
«آنسویِ یقین»
در حاشیهی معادلهی هستی
جایِ یک متغیر
خالی مانده بود.
تو آمدی
و چیزی
از قاعده
کاست.
نه از جهان ؛
از یقینِ جهان
لحظهای
مرزِ میانِ خطا
و حقیقت
محو شد
شاید
بعضی خطاها
حقیقتهاییاند ،
که جهان
هنوز
برایشان
واژهای ندارد
تو این قانون را شکستی؛
و من چه آرام
در آغوشِ این قانونِ تازه
سقوط میکنم...
#فرح_ذاکری
@e3087
🌴🌴
بیا
با کفشهای بِرهنهای
که خواب جهان را
دویدهاند...
تو را
در اتفّاق خودم
باب میکنم
بیتوجّه به ذائقهی شعر
که چند روباه
بر زبانم
همیشه میرقصد...
#سهیل_پرند
@e3087
🌴🌴
مبرهن است
نقاش خوبی نیستم
اما کاش می شد
میان همه ی سلول های جهان
با تو ابد می کشیدم
حتا اگر دندان هایم
از جاذبه ی سیب بیفتند
و موهایم
روزگار آسیابی را
سفید کنند
بی شک کوتاه نمی آیم
از کمری که کوه را خم می کند
همینکه با توام
سیگاری می شوم
که برای بالا رفتن
از اندام بارانی ات
از همه ی انگشت های خجالتی
کشیده ترم
#جمال_بيگ
#فرا_گفتا_ریک
@e3087
🌴🌴
هر بار که نگاهت میکنم
جملهای آشنا به ذهنم خطور میکند:
در این سرزمین چیزی هست
که ارزش زندگی کردن دارد...
#محمود_درویش
@e3087
🌴🌴
دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون کنم
گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم
قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم
دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم
نکته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار
عشوهای فرمای تا من طبع را موزون کنم
زردرويی میکشم زان طبع نازک بیگناه
ساقيا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
ای نسيم منزل ليلی خدا را تا به کی
ربع را برهم زنم اطلال را جيحون کنم
من که ره بردم به گنج حسن بیپايان دوست
صد گدای همچو خود را بعد از اين قارون کنم
ای مه صاحب قران از بنده حافظ ياد کن
تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
