شُرشُر احساس من
Ir al canal en Telegram
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو... #مولانا @e3087 🌴🌴 ارتباط با ادمین esfandiar87@
Mostrar más700
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+930 días
Archivo de publicaciones
🕊
شعرخوانی اسفندیار زیلائی در سومین همایش شاعران معاصر کشور ، استان اصفهان ، زرین شهر
#اصفهان
#اهواز
#مسجدسلینان
#انجمن_شعر_جوان_اهواز
#شعر_سپید
#شعر
#نبراس_میرابیان
#اسفندیار_زیلائی
@e3087
🌴🌴
هر آن چه در قلب می گذرد را نمی توان گفت ،
برای همین خدا آه ، اشک ، خواب طولانی ،
لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد...
#نزار_قبانی
@e3087
🌴🌴
گر نروی بسوی او راست بگو کجا روی؟
هر طرفی که بنگری ، ملک وی است و کوی او
#مولانا
@e3087
🌴🌴
خیام اگر زِ باده مستی خوش باش
با ماهرُخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبتِ کار جهان نیستی است
انگار که نیستی ، چو هستی خوش باش
#خیام
@e3087
🌴🌴
چشمان تو
معنای تمام جمله های ناتمامی ست
که عاشقان جهان
دستپاچه در لحظه دیدار فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند...
#عباس_معروفى
@e3087
🌴🌴
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف
درمتن ادراک یک کوچه
تنهاترم
بیا تابرایت بگویم
چه اندازه تنهایی من بزرگ است
#سهراب_سپهری
@e3087
🌴🌴
همه عمر برندارم سر از این خمارِ مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشَستی
#سعدی
@e3087
😂🌴
ما بی غمان مست دل از دست دادهايم
همراز عشق و همنفس جام بادهايم
بر ما بسی کمان ملامت کشيدهاند
تا کار خود ز ابروی جانان گشادهايم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشيدهای
ما آن شقايقيم که با داغ زادهايم
پير مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ايستادهايم
کار از تو میرود مددی ای دليل راه
کانصاف میدهيم و ز راه اوفتادهايم
چون لاله می مبين و قدح در ميان کار
اين داغ بين که بر دل خونين نهادهايم
گفتی که حافظ اين همه رنگ و خيال چيست
نقش غلط مبين که همان لوح سادهايم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد
به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمیارزد
به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمیگیرند
زهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رُخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمیارزد؟
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است
کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غمِ دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر
که یک جو مِنَّتِ دونان دوصد من زر نمیارزد
#حافظ
@e3087
🌴🌴
نازنینا به چنین حسن و لطافت که تو راست
ناز کن ناز که شایستۀ ناز آمدهای...
#شیفته_همدانی
#روز_دختر_مبارک
@e3087
🌴🌴
گفته بودی
که چرا محو تماشای منی؟
و آن چنان مات
که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم
تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
#فریدون_مشیری
@e3087
🌴🌴
نوبرگهای خورشید
بر پیچک کنار درِ باغ کهنه رُست
فانوسهای شوخِ ستاره
آویخت بر رواقِ گذرگاهِ آفتاب
من بازگشتم از راه
جانام همه امید
قلبام همه تپش...
#احمد_شاملو
@e3087
🌴🌴
هر آن چه در قلب می گذرد را
نمی توان گفت ،
برای همین خدا
آه ، اشک ، خواب طولانی ،
لبخند سرد
و لرزش دستان را خلق کرد...
#نزار_قبانی
@e3087
🌴🌴
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فدای او شد و جان نيز هم
اين که میگويند آن خوشتر ز حسن
يار ما اين دارد و آن نيز هم
ياد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پيمان نيز هم
دوستان در پرده میگويم سخن
گفته خواهد شد به دستان نيز هم
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ايام هجران نيز هم
هر دو عالم يک فروغ روی اوست
گفتمت پيدا و پنهان نيز هم
اعتمادی نيست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نيز هم
عاشق از قاضی نترسد می بيار
بلکه از يرغوی ديوان نيز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سليمان نيز هم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
