Lyrics Notes
Відкрити в Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Показати більше1 802
Підписники
-124 години
+147 днів
+2830 днів
Архів дописів
1 802
رقابت میان خزعبلسرایان بسیار نزدیک شده! پست ریپلای شده را اگر نخواندهاید بخوانید، اصلاً اگر خواندهاید هم دوباره بخوانید!
@LyricsNotes
1 802
آفتاب آمد دلیل آفتاب!
در دوران کرونا کمکم زمزمههایی مبنی بر استثمار موزیسینها توسط اپلیکیشنهایی مثل Spotify و Applemusic سر گرفت. زمزمههایی که عمدتاً از جانب خوانندههاست.
«دنیل اک» مدیرعامل اسپاتیفای در مصاحبهی اخیرش به خوبی این وضعیت را تحلیل کرده است. او با اشاره به این که خوانندهها همیشه به طور خصوصی از پرداختهای اسپاتیفای رضایت دارند به نکتهی مهمی اشاره میکند. این که خوانندهها همچنان میخواهند مثل قدیم و با همان روشهای انحصارجویانهی سنتی پول در بیاورند و بر رقیبانشان پیروز شوند! این که در شرایط فعلی حاضر نیستند تغییر شرایط رقابت در فضای بدون کنسرت و پولپاشیهای هدفمند پولشویان تهیهکنندهنما را بپذیرند.
این که نمیپذیرند که دیگر نمیشود با دو تراک و پروپاگاندای پیرامون آنها چند سال پول در بیاورند و مجبورند مدام و با خلاقیتها و آثار جدید با مخاطبشان مرتبط باشند.
اما عصر جدیدی آغاز شده است. برای استقبال مخاطب، دیگر تهیهکنندهی گردنکلفت کافی نیست! باید موسیقی و ترانهی خوب هم داشته باشید.
پلتفرمهای غیردولتی، کمترین خدمتشان همین خواهد بود. بنشینید و تماشا کنید!
@LyricsNotes
1 802
با روال فعلی اقتصادی، دیر نیست دورانی که دیگر از پس هزینهی اینترنت و دانلود قانونی و غیرقانونی موسیقی هم بر نیاییم.
اوضاع اقتصادی فعلی باید خیلیها را متوجه کرده باشد که از امروز تا مدتها دیگر نمیشود از عمدهی راههایی که در گذشته درآمد کسب میشد پول درآورد.
آن بخش از اهالی موسیقی که بر کنسرتها تکیه میکردند باید برای خرجی خود و خانواده، هر چه زودتر فکری به حال شغلی متناسب با شرایط کنند و از این خیال خام که دست نوازش دولت (به نمایندگی مردم و کائنات) بر سرشان کشیده خواهد شد بیرون بیایند.
در این شرایط، نادیدهگرفتن نقش ترانهسرا و آهنگساز که حاصل نشئگی از تصاحب همهی عواید یک اثر بود هم کمکم با همان نشئگی باید از سر خوانندگان بپرد.
با ادامهی وضع فعلی، دیگر دلالان و پولشویان و رانتخوارانی که به نام تهیهکننده در موسیقی جولان میدادند هم امید اول و آخر خوانندههایی که به زور تبلیغات و پروپاگاندای رسانهای و تکرارهای مفرط، صدای ناکوکشان به ذائقه و خاطرهی جمعی تبدیل میشد نخواهند بود.
البته ماجرای ترانهسازها و موسیقیپردازهای فیک هم رو به پایان خواهد بود.
ترانهسرا و آهنگسازی که سرش به تنش میارزد مثل قبل کارش را میکند و اثرش را به خوانندهای که مناسب است پیشنهاد میدهد. انتشار کرونا و سقوط اقتصاد و تزلزل ماهیت سیستم کنترل مارکت موسیقی، اوضاع اینها را تغییر نداده اما اوضاع آنها را خراب کرده است.
اگر از این ماجراها درس نگیریم و در مقطع حذف موقتی انگلها فکری به حال اصلاح قواعد رسمی و عرفی که مهمترینشان «حقوق مؤلفین و مصنفین» است نکنیم، پس از این دوران هم آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود.
@LyricsNotes
1 802
نوازندههای دورهگردی که عموما بدون این که دورهای دیده باشند با یک ساز ناکوک در کوچه و خیابان برای امرار معاش نوازندگی میکنند گاهی بد مینوازند. به قول بزرگی «ساز را نمیزنند، ضرب و شتم میکنند!». اما همین بدنوازی هم از نظر عدهای و از سر ناآگاهی، هنر است و شایستهی تکریم. حتی دیده شده که از پنجرهی طبقهی دهم یک ساختمان هم یک برگ تراول پنجاهی به سمتشان گسیل میشود!
عیبی هم ندارد که عدهای تکریم و حتی تبلیغشان کنند.
اما بخش مهمی از اهالی محل هم از این آلودگی صوتی و تأثیر منفیاش بر آرامش محله همیشه شاکی خواهند بود.
این میان ممکن است افرادی که با موسیقی آشنایی دارند و یا خودشان هم با شکلی استاندارد در جایی استاندارد نوازندگی میکنند هم در آن محل باشند. ممکن است یکی دوبار هم شخصاً تذکر بدهند و البته واکنش هم مشخص است: «من خوب میزنم، تونمیفهمی!»
اما بعد از آن، گلایهها گاهی به جمع اهالی میرود. ممکن است هممحلهای موسیقیشناس ما گاهی به بقیه توضیح دهد که دلیل علمی ناهنجاری این نوازندگی چیست و حتی دستهجمعی برای ارشادش و یا حذفش از محل تصمیم بگیرند.
اما همیشه هممحلهایهای مهربانی هم هستند که معتقدند باید تحمل کرد و نباید نان اینها آجر شود! اصلا همین گلایهها مصداق غیبت است! بگوییم آنها هم بیایند از خودشان دفاع کنند! تکریمکنندگان هم با قیافهی حق به جانب به مهربانان خواهند پیوست!
حتی ممکن است بدنوازان قصهی ما از این که این قدر در موردشان حرف میزنیم به خیالاتی برسند.
این بدنوازان که آرامش فضای محله را از بین بردهاند و گوش میخراشند و تمام ماجراهای اطرافشان را بردارید و به جایشان برخی از کارورزان پرهایوهوی فضای موسیقی و ترانه که در قالب کتابساز و ترانهسرا و آهنگساز و خواننده و ... فرورفتهاند را بنشانید و ببینید خودتان در کدام دسته از اهالی محل قرار میگیرید.
@LyricsNotes
1 802
ترانهسرایانی که مانند آن پادشاه لخت در میان مردم رژه میروند و هوراکشانشان از زیبایی بافتهی جدید هلهله سر میدهند را لاجرم باید کودکی رسوا کند!
بیاییم گاهی به اندازهی کودکان هم که شده با خودمان و مردم، روراست باشیم!
دست برداریم از این محافظهکاریهای مخرب فضای فرهنگی! وهن ترانهی فارسی با این خزعبلات، باید جوابی صریح و روشن داشته باشد.
صرف حضور همراه با گرد و غبار فراوان در مارکت موسیقی نشان از جایگاه کیفی این مدعیان نیست. تا امثال اینها در فضای ترانهی مملکت جولان میدهند باید به شاعران فرصتطلبی که با تکبر، شعار ِ «تو شاعر نیستی! تصنیفسازی!» سر میدهند هم حق بدهیم.
@LyricsNotes
1 802
ما در ترانهی روایی فارسی عمدتاً نوع کلاسیکی از روایت را به کار میگیریم. روایاتی آمیخته با استعاره و سرشار از آرایههای ادبی و هنری. دلیلش هم ریشهی ترانهی ما در ادبیات فارسی است.
اما روایت در ترانههای غیرفارسی و مشخصا در زبان انگلیسی، در بافتار و ساختمان ِ به شدت متفاوتی پرداخته میشود. تنوع ملودیها و ریتمها و خلاقیت در خلق فضاهای موسیقایی هم به کمک هر چه متفاوتتر شدن در عین حفظ مبانی هنری میآید و اینگونه است که ترانهی بینالمللی شکل میگیرد.
«تیلور سویفت» نمونهی بسیار شاخص ترانهسرایان برجستهی نسل جدید است که روایتهای نو، شاخصهی هنر ترانهسرایی اوست.
او در ایام همهگیری کرونا به شکلی ناگهانی و غافلگیرکننده آلبوم جدیدش با عنوان «فولکلور» را منتشر کرد که مثل همیشه مملو از ایدههای نو در ترانهی روایی و داستانی است.
تیلور سویفت آن قدر مشهور هست و آن قدر در زبان انگلیسی، منتقدین برجستهی ترانه وجود دارند که همین حالا میتوانید دهها مطلب در نقد و بررسی آلبوم جدیدش بخوانید و هر چه بیشتر بیاموزید.
«ژاکت کشباف پشمی» تکآهنگ زیبایی است که به ضمیمهی آلبوم فولکلور منتشر شده است.
@LyricsNotes
1 802
«Cardigan»
(ژاکت کشباف پشمی)
خواننده: تیلور سویفت
موسیقی و ترانه:
آرون دسنر، تیلور سویفت
@LyricsNotes
1 802
خب! خدا را شکر که استاد عزیز روی جلد هم ظاهر شدند و مصاحبههای مفصل و متعدد سالیان اخیرشان به روی جلد مجلات هم رسید. البته هنوز ایشان گمانشان این است که ممنوعالاسم ابدیاند و بدخواهان، راه را بر انتشار آرا و نظریاتشان بستهاند. امیدواریم با همین فرمان به زودی ایشان را در برنامهی «چشم شب روشن» هم ببینیم و چاپ چندم کتابهایشان فضای مملکت را درنوردد تا از این شائبهی همیشگی هم عبور کنند.
فقط احتمالاً ایشان در مانیفست فکریشان باید همکاری با سیستم فرهنگی دولتی و خصوصی در داخل کشور را از مصادیق خیانت به فرهنگ حذف بفرمایند.
عمرشان دراز باد
@LyricsNotes
1 802
گوگوش در اوایل دههی پنجاه و بعد از بازگشت از اروپا ترانهی «نمیاد» را اجرا کرد. ترانهای که در آن زمان بسیار مشهور شد و دوباره نام گوگوش را به صدر اخبار خوانندگان آورد.
این ترانه اولین تنظیم رسمی زندهیاد «آندرانیک» هم محسوب میشود.
آن زمان «حسن شماعیزاده» سرپرست ارکستر گوگوش در اجراهای صحنهای بوده است و طبیعتاً تلاش داشته تا ذوق آهنگسازی خود را نیز در آثاری با صدای گوگوش نشان دهد.
«آرش سزاوار» که آن زمان ترانهای از او با نام «غم تنهایی» با صدای فریدون فروغی، گل کرده بود در یکی از گفتوگوهایش با من داستانی دارد مبنی بر این که گوگوش سراغ او میرود و از او میخواهد که ترانهای برایش بسازد تا مثل «غم تنهایی» گل کند. سزاوار هم سرخوش از این پیشنهاد به پارکی میرود و طی ماجرایی ترانهی «نمیاد» را میسراید. بعد از آن با شماعیزاده و گوگوش به هتل هیلتون میروند و شماعیزاده با پیانو ملودی ترانه را هم تا انتها مینوازد و کار برای تنظیم به آندرانیک سپرده و منتشر میشود.
این میان اما در همان گفتوگو و ظاهراً در گفتوگوهایی دیگر، آرش سزاوار مدعی است که ملودی این ترانه را نیز خودش ساخته است و شماعیزاده از او خواسته تا فقط پول ملودی را بگیرد و اجازه دهد نام او در کنار ملودی بنشیند و سزاوار میپذیرد.
موضع شماعیزاده در این ماجرا بدیهی است که تکذیب باشد. اما نکتهی مهم دیگری هم هست:
«سعید دبیری» هم در گفتوگویی دیگر با من میگوید که ابتدا ملودی مذکور توسط شماعیزاده برای ترانهسرایی به او سپرده شده است و او هم ترانهی «قلک چشات» را بر روی آن ملودی نوشته است. یک بار مرور ترانهی «قلک چشات» هم نشان میدهد که این ترانه در تلفیق با ملودی «نمیاد» بر زیر و بم و میزانبندی آن کاملاً منطبق است. اما به دلایلی ترانهی «قلک چشات» با آن ملودی منتشر نمیشود و برای آهنگسازی مجدد به «فریبرز لاچینی» سپرده میشود.
در نشریات آن زمان اخباری هست که نشان میدهد ترانهی «قلک چشات» با صدای فریدون فروغی اجرا شده و آمادهی انتشار است اما در نهایت این ترانه با صدای «سیمین غانم» منتشر میشود.
با این اوصاف آیا ادعای آهنگسازی ترانهی «نمیاد» از جانب جناب آرش سزاوار را باید جدی گرفت؟ یا این ادعا هم در کنار ادعای سرودن ترانههای «زندون دل»، «سکهی ماه»، «من همینم»، «حسود» و امثال آنها قرار میگیرد؟
@LyricsNotes
1 802
«نمیاد»
خواننده: گوگوش
ترانهسرا: آرش سزاوار
ملودی: حسن شماعیزاده
تنظیم: آندرانیک
@LyricsNotes
1 802
«خاک خسته»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک افشار
تنظیم: زاره کشیشیان
@LyricsNotes
1 802
«از خون جوانان وطن»
خواننده: محمدرضا شجریان
ترانهسرا: عارف قزوینی
ملودی: عارف قزوینی
تنظیم: فرامرز پایور
@LyricsNotes
1 802
«وطن»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: خوزه فلیسیانو
تنظیم: واروژان
@LyricsNotes
1 802
بعید است فارسیزبان ایرانی باشی و ترانهای از «اردلان سرفراز» را نشنیده باشی! نشنیده باشی؟ زندگی نکرده باشی!
تاریخ ترانهی ایران ترانهسرایی که آثارش تا این اندازه در میان همهی اقشار نفوذ کرده باشد را به یاد ندارد.
اردلان ساحری است که برای مسحور کردن مخاطبانش نیازی به خزیدن زیر سایهی قاعدهها و اسلوبهای رایج و منسوخ ندارد. ترانههای او مصداق بارز «آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند» است. سادگی ممتنع او در زندگی و گفتار و کردارش نیز هویداست.
زادروز خاطرهآفرینترین ترانهسرای سرزمینمان فرخنده باد.
@LyricsNotes
https://youtu.be/BNl9Y4vJiCk
