uk
Feedback
آخرین بهار دنیا

آخرین بهار دنیا

Відкрити в Telegram

درحال تلاش در حوزه روان‌شناسی، فعال فرهنگی و مامان کارگاه بنار 💍 @lastspring_bot . . @banar_handmade @Banar_accessory .

Показати більше
3 425
Підписники
Немає даних24 години
+107 днів
+930 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
червень '26
червень '26
+101
в 11 каналах
травень '26
+22
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+13
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+346
в 13 каналах
Get PRO
січень '26
+127
в 13 каналах
Get PRO
грудень '25
+91
в 12 каналах
Get PRO
листопад '25
+102
в 9 каналах
Get PRO
жовтень '25
+187
в 10 каналах
Get PRO
вересень '25
+89
в 8 каналах
Get PRO
серпень '25
+94
в 10 каналах
Get PRO
липень '25
+199
в 20 каналах
Get PRO
червень '25
+148
в 36 каналах
Get PRO
травень '25
+219
в 19 каналах
Get PRO
квітень '25
+94
в 14 каналах
Get PRO
березень '25
+121
в 14 каналах
Get PRO
лютий '25
+107
в 12 каналах
Get PRO
січень '25
+111
в 8 каналах
Get PRO
грудень '24
+166
в 22 каналах
Get PRO
листопад '24
+296
в 13 каналах
Get PRO
жовтень '24
+240
в 16 каналах
Get PRO
вересень '24
+247
в 21 каналах
Get PRO
серпень '24
+143
в 28 каналах
Get PRO
липень '24
+337
в 35 каналах
Get PRO
червень '24
+465
в 26 каналах
Get PRO
травень '24
+385
в 36 каналах
Get PRO
квітень '24
+163
в 11 каналах
Get PRO
березень '24
+251
в 13 каналах
Get PRO
лютий '24
+54
в 7 каналах
Get PRO
січень '24
+188
в 12 каналах
Get PRO
грудень '23
+98
в 7 каналах
Get PRO
листопад '23
+85
в 12 каналах
Get PRO
жовтень '23
+247
в 20 каналах
Get PRO
вересень '23
+138
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+78
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+323
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+120
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+134
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+37
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+117
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+77
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+96
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+660
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
25 червня+4
24 червня+2
23 червня+3
22 червня+5
21 червня+3
20 червня+7
19 червня+3
18 червня+18
17 червня+5
16 червня+3
15 червня+4
14 червня+7
13 червня+4
12 червня+3
11 червня+3
10 червня+2
09 червня+3
08 червня0
07 червня+1
06 червня+2
05 червня+3
04 червня+3
03 червня+9
02 червня+2
01 червня+2
Дописи каналу
photo content

2
یک نوزاد احتمالا ۳_۴ ماهه را روی زمین گذاشته بودند؛ مادرش زیارت عاشورا می‌خواند، با یک دست کتاب دعا را گرفته بود و با دست دیگر، یک بطری یخ را کنار نوزاد نگه‌داشته بود، چادرش را سایه‌بان چشم نوزاد کرده بود. من یاد او افتادم؛ یاد دست و پا زدن و سفیدی گردن علی کوچک، وقتی روی دستان پدر بود. یک خانم، از ایوان طلا به سمت خروجی صحن حرکت کرد، آقای خادم با احترام گفت: خواهرم، این خروجی پر عزادار مرد است؛ از سمت دیگر بروید. من یاد او افتادم؛ یاد بانویی که روزی عباس (ع) پشتش بود و حالا در راه مجلس شام... یک دسته عزادار بعد از زنجیر زدن، با امام عهد کردند که مراقب امامِ زمان خودشان و نایبش هستند؛ بعد فریاد زدند "هیهات من‌الذله". بلند شدم، با چشم شمردم، کل صحن یکپارچه فریاد می‌زد، ۲۰۰ نفر؟ ۳۰۰ نفر؟ من یاد او افتادم. یاد غریب الغرباء، یاد تنهایی و بی‌یاوری بعد از نماز، دخترک ۳،۴ ساله از گرما کلافه شده بود؛ مادر لیوان آب را پر کرد، گفت بریز روی صورت و لباست. دخترک با چند لیوان آب سرد زیر سایه‌بان خودش رو خنک کرد. من یاد او افتادم، یاد صدیقه صغرا و زخم‌ پاهایش... اذان گفتند، صدای موذن محزون بود. تمام حرم ساکت بود، صدای جریان آب حوض‌های صحن و آواز پرندگان واضح بود و صدای سفیر تیر نه! من یاد او افتادم، یاد زخم‌های سرنماز، یاد اذان آخر علی... رو به روی پنجره فولاد، دختر معلولی روی ویلچر نشسته بود، جوان بود، مادرش نماز می‌خواند، روسری از سر دختر افتاد، خانم خادم دستش را گرفت، عذرخواهی کرد، پیشانی‌اش را بوسید و روسری را کشید روی موهایش. من یاد او افتادم؛ یاد زنان حرم و معجرهایشان. دختر دیگری موهای بهم ریخته‌اش را کنار زد، پشت به مادر نشست و مادرش موهایش را دوباره بافت، صبور و منظم. من یاد او افتادم، یاد دختر خون خدا و موهای پریشانش. حرم بی‌صدا روضه می‌خواند؛ روضه‌های مکشوف. دخترکان با موهای بافته شده، نوزادهای خواب، عزادارهای تا دندان استکبارستیز، زن‌هایی که زیر سایه‌بان نشسته بودند، صدای آب جاری، چادر‌های تمیز دختران، صف‌های مرتب نماز، خادم‌های محترم... من یاد او افتادم؛ بهترینِ مردمان و ارباب عالم که با قتل صبر تشنه، نگران، غریب و تنها کشته شد.
483
3
حدود نماز ظهر، تکیه داده بودم به ستون‌ سایه‌بان صحن انقلاب. زیر لب لعن می‌گفتم. هیئت‌ها یک به یک می‌آمدند، چند دقیقه مداحی می+5
حدود نماز ظهر، تکیه داده بودم به ستون‌ سایه‌بان صحن انقلاب. زیر لب لعن می‌گفتم. هیئت‌ها یک به یک می‌آمدند، چند دقیقه مداحی می‌کردند، به سر و صورت خود می‌کوبیدند و بعد از تسلیت گفتن به امام رضا(ع) می‌رفتند. من اما سرم گرم صحنه‌های دیگر بود؛ حرم بی‌صدا روضه می‌خواند؛ روضه‌های مکشوف.
483
4
به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر ‌ فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر ‌ قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر ‌ نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر ‌ سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر ‌ هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.» ‌ همان سری که "یحب الجمال" محوش بود جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر ‌ سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر ‌ زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر ‌ سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر ‌ بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر ‌ خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر ‌ چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر ‌ در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر ‌ همان که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود، پا تا سر ‌ پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر ‌  غزل به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر غزل زیبای شاعر جوان «سید حمید رضا برقعی» به مناسبت اربعین حسینی علیه السلام کد خبر:۴۵۶۳۴۲ |۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۸| 74423 بازدید | ۳ به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.» همان سری که "یحب الجمال" محوش بود جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر همان که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود، پا تا سر پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر میان خاک، کلام خدا مقطعه شد میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است جدا شده است و نیفتاده است از پا سر صدای آیه کهف الرقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام که آفتاب درآورد از کلیسا سر عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر دلم هوای حرم کرده است می‌دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر #حمیدرضا_برقعی
603
5
Немає тексту...
708
6
یک تلنگر بود که استقامت کن و تاب‌آوری داشته باش و عافیت دنیا رو نطلب! تا از چرخه‌ی مبارزه برای دین خدا خارج نشی.
813
7
امام جامعه اگر ببیند عافیت طلبیم، حتما به ما اجازه‌ی ترک کربلا را میدهد
847
8
وفاداری حضرت اباالفضل العبّاس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه وارد شدن در شریعه فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفی در همه دهانها است که امام حسین علیه‌السّلام حضرت اباالفضل را برای آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهای معتبر -مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس- دیدم، اندکی با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر میکند. در این کتابهای معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگی فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه فرات -شعبه‌ای از نهر فرات که در منطقه بود- رفتند، بلکه بتوانند آبی بیاورند. این دو برادر شجاع و قویپنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکی امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگی است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بی‌نظیر است. دیگری هم برادر جوان سیوچند ساله‌اش اباالفضل العبّاس است، با آن خصوصیاتی که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهی پشت به پشت هم، در وسط دریای دشمن، صف لشکر را میشکافند. برای این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبی بیاورند. در اثنای این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس میکند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب میرساند. آن‌طور که نقل میکنند، او مشک آب را پر میکند که برای خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانی به خود حق میدهد که یک مشت آب هم به لبهای تشنه خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفاداری خویش را نشان داد. اباالفضل العبّاس وقتی که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فَذَکِّر عطش الحسین»؛ به یاد لبهای تشنه امام حسین، شاید به یاد فریادهای العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه عطشناک علی‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روی آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ میدهد و امام حسین علیه‌السّلام ناگهان صدای برادر را میشنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».
965
9
بصیرت اباالفضل العبّاس کجاست؟ همه یاران حسینی، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعا، مثل امروز عصری، وقتی که فرصتی پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانه‌ای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم!؟ وای بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما! نمونه دیگرِ بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودند، دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنند؛ تا این‌که به شهادت رسیدند. میدانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند: اباالفضل العبّاس -برادر بزرگتر- جعفر، عبدالله و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسین‌بن‌علی قربانی کند؛ به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکی از برادران برود تا این‌که مادرم دلخوش باشد؛ به فکر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است.
848
10
در زیارات و کلماتی که از ائمه علیهم‌السّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسیده است، روی دو جمله تأکید شده است: یکی بصیرت، یکی وفا.
1 402
11
سلام ما داریم یه مجموعه کار می‌سازیم برای روز تشییع آقا که قراره از شبکه‌افق پخش بشه برای ساختنش قراره از صدای شما عزیزان استفاده کنیم. برید تو نرم‌افزار رکوردر(ضبط‌کننده‌ی صدا)دکمه‌ی ضبط رو بزنید و هرچی تو دلتونه به آقای شهید بگید، درد دل کنید، حرفاتونو بگید و صوتتون رو برام بفرستید. (اگه مقدور بود اسم و فامیل و شغلتون هم بگید ممنون می‌شم) پ.ن: اگه تونستید این صوت رو از اعضای خانواده‌تون و دوستانتون هم بگیرید ممنون می‌شم، هرچی بیشتر صدا باشه بهتره.❤️ @Komiiter @Komiiter_bot https://t.me/SendHarfBot?start=f75a8732604b
536
12
گرمای تابستون ماه‌ رمضون می‌رفتیم نماز ظهر رو پشت اقا بخونیم؛ زمانی که دانش‌آموز بودیم‌. سر یک کوچه، بین گیت‌های گشت اولی یه خونه‌ی‌ کاهگلی قدیمی بود. وقتی داشتیم برمیی‌گشتیم پیرزن مهربون ساکن، آب خنک رو با شلنگ شبیه رنگین‌کمون برامون درست می‌کرد، از زیرش رد می‌شدیم که خنک بشیم‌. دیشب برای اولین‌بار بعد شهادت آقا رفتیم بیت، بیت که نه البته! همون زینبیه نرسیده به حسینیه امام خمینی (ره) توی راه خونه‌ی پیرزن رو دیدم؛ کامل خراب شده بود.
884
13
😂😂
940
14
😂😂😂محرم پارسال هم اوضاعم همین بوده. باورم نمی‌شه. حرفای بعدش رو که می‌خونم دقیقا حرفاییه که الآن میزنیم. یعنی حداقل یک ساله توی این سیستم گیر کردیم.
931
15
امسال انقدر حرف و مسئله داشتیم که وقت نکردم بیام بنویسم کودکان رو هر روضه‌ای با خودتون نبرید و فحش بخورم😔 از اینجا بخونید.
940
16
امسال انقدر حرف و مسئله داشتیم که وقت نکردم بیام بنویسم کودکان رو هر روضه‌ای با خودتون نبرید و فحش بخورم😔
1
17
دوستان می‌گفتن رسانه‌ آقا بعد از علی‌‌الاصول نوشته [تفاهم نامه] و بعد توجیهات دیگه میاوردن که پس منظور آقا فلان است و بیسار؛ رسانه آقا این قضیه رو رد کردن؛ کمااینکه اون علت داشته‌ (از لحاظ فنی و ادبی) و رسانه آقا قطعا بعد انتشار یهویی به ذهنشون نرسیده که یه چیزی به متن اضاقه کنن🙏🏻
1 008
18
📝 توضیح درباره گزیده‌متن منتشرشده از پیام ۲۸ خرداد رهبر معظّم انقلاب 🗒 در یکی از گزیده‌های متنیِ منتشرشده در این رسانه از پیام ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ رهبر انقلاب اسلامی درباره تفاهم‌نامه رئیس‌جمهوران ایران و امریکا، عبارتی در قلاب اضافه شده بود که در متن اصلی نبوده و صرفاً با هدف گویاسازی و تسهیل فهم مخاطب افزوده شده بود که به دلیل امکان ایجاد برداشت نادرست، از خروجی‌های این رسانه حذف می‌شود. ✏️ ضمن پوزش از مخاطبان محترم به اطلاع می‌رساند این توضیح صرفاً ناظر به نحوه تنظیم و انتشار متن است و دلالتی بر تأیید یا رد هرگونه برداشتی درباره اصل موضوع مورد اشاره ندارد. 📲 @rahbar_enghelab_ir
902
19
🔎 مروری بر ۷ شرط گفته شده در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد 🖼 در انتظار تحقق شروط 🗯 رهبر انقلاب: از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافر
🔎 مروری بر ۷ شرط گفته شده در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد 🖼 در انتظار تحقق شروط 🗯 رهبر انقلاب: از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. ۲۸/خرداد/۱۴۰۵ 1️⃣ خاتمه عملیات نظامی 2️⃣ رفع محاصره دریایی ایران 3️⃣ تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز 4️⃣ تأمین خسارت و بازسازی 5️⃣ لغو جامع تمامی تحریم‌ها 6️⃣ خاتمه موضوعات هسته‌ای 7️⃣ در دسترس قرار گرفتن دارایی‌های مسدود 📝 متن کامل پیام | 🖨 نسخه کیفیت اصلی 📲 @rahbar_enghelab_ir
890
20
دیشب یکی از دوستام می‌گفت مذاکرات رو قبول دارم چون قالیباف بالای سرشه! ازش پرسیدم نظرت در مورد مذاکرات قبلی چی بود؟ تفاهم نامه رو خونده بودی؟ گفت: نه! بهش گفتم: توی روان‌شناسی اجتماعی یه مفهومی داریم به اسم Identity-Protective" Reasoning" ؛ یعنی فرد بیشتر از اینکه دنبال حقیقت باشه، در حال محافظت از هویت و تعلقات خودشه! تعلقات هم می‌تونن یک شخص سیاسی یا یک گذشته‌ی اعتقادی باشن. یه سوگیری هم اکثر ما آدم‌ها داریم به اسم Authority Bias، میگه چون فرد مورد علاقه یا مرجع فلان کار رو کرده، پس در فرض ما اون کار قطعا درسته!! این سوگیری همون چیزیه که باعث می‌شه یه نفر بره به کسی رای بده که خواننده مورد علاقه‌ش می‌گه! در صورتی که مخالفت و نقد به این حالت از مذاکره و این تفاهم‌نامه، به معنی زدن فرماندهان نظامی و قالیباف نیست. این افراد هر کدوم در جایگاه و به وقت خودش، فداکارترین و دلسوز‌ترین بودن و ما برای تمام اون موارد تحسینشون می‌کنیم. بلکه مخالفت ما در حل حاضر در این زمان برای این مورد صرفا صدق می‌کنه.
991