uk
Feedback
🍷مشاعره شعر وشراب🍷

🍷مشاعره شعر وشراب🍷

Відкрити в Telegram

لینک کانال 👈 https://t.me/sherno99 t.me/sherno99/1 👈 لینک دسترسی به ابتدای کانال

Показати більше
4 227
Підписники
+124 години
+37 днів
+5530 днів
Архів дописів
#ط طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست.. #سعدی

🍷مشاعره شعر وشراب🍷: عزیزانی که تمایل به شرکت در  گروه مشاعره  (متن _ ویس )  داشته باشندبرای گرفتن لینک گروه به  آیدیهای مدیریت پیام بدهند 🙏🙏🙏 @BLACK_rose290 @BitaC1

#ب بزن باران که دیوان در کمین اند پلیدان در لباس زهد و دین اند بزن باران ستمکاران به کارند نهان در ظلمت،اما بی شمارند بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ایی شد که با آن کسب "ننگ و نام"کردند... #وحشی بافقی

#ت تکیه بر محراب دارد عابد و زاهد به زهد وحشی دُردی‌کش‌ام من تکیه بر خم می‌کنم #وحشی_بافقی

#س سحرگهم چه خوش آمد که بلبلی گلبانگ به غنچه می‌زد و می‌گفت در سخنرانی که تنگدل چه نشینی ز پرده بیرون آی که در خم است شرابی چو لعل رمانی #حافظ

#د دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد بنفشه شاد و             کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن سبا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد #حافظ

‍       #س    سحر کرشمهٔ چشمت به خواب می‌دیدم           زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداریست #حافظ

#د در خرابات مغان نور خدا می‌بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینم #حافظ

#م من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمی کنم #حافظ

#ت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو؛ " ماهی‌ها، حوضشان بی‌آب است " #سهراب_سپهری

#چ چه گریزیست ز من ..؟ چه شتابیست به راه ..؟ به چه خواهی بردن .. در شبی این همه تاریک پناه ..؟ مرمرین پله آن غرفه عاج ..؟ ای دریغا که ز ما بس دور است ..! لحظه‌ها را دریاب .‌. چشم فردا کور است ..! نه چراغیست در آن پایان .. هر چه از دور نمایانست ..! شاید آن نقطه نورانی .. چشم گرگان بیابانست ..! می‌ فرومانده به جام .. سر به سجاده نهادن تا کی ..؟ او در اینجاست نهان .. می‌درخشد در مِی ..! گر بهم آویزیم .. ما دو سرگشته تنها، چون موج ... به پناهی که تو می‌جویی .. خواهیم رسید ... اندر آن لحظه جادویی اوج ... #فروغ_فرخزاد

#د افتاد و چه پژواکی که شنید اهریمن و چه لرزی که دوید از بن غم تا بهشت من درخویش و کلاغی لب حوض خاموشی و یکی زمزمه ساز تنهٔ تاریکی تبر نقره نور و گوارایی بی‌گاه خطا بوی تباهی‌ها گردش زیست شب دانایی و جدا ماندم : کو سختی پیکرها کو بوی زمین چینه بی‌بُعدِ پری‌ها؟ اینک باد؛ پنجره‌ام رفته به بی‌پایان خونی ریخت بر سینهٔ من ریگ بیابان باد! چیزی گفت و زمان‌ها بر کاج حیاط همواره وزید و وزید این هم گل اندیشه آن هم بت دوست نی که اگر بوی لجن می آید آنهم غوک که دهانش ابدیت خورده است دیدارِ دگر؛ آری روزن زیبای زمان ترسید دستم به زمین آمیخت هستی لبِ آیینه نشست خیره به من؛ غم نامیرا... #سهراب_سپهری

#الف امید زندگی در سینه‌ها کشتن فغان دارد امین باشی که هرگز مرگ بی‌شیون نخواهد شد #شهریار

#ب بندهٔ طالعِ خویشم که در این قحطِ وفا عشق آن لولی سرمست، خریدار من است طَبلِهٔ عطرِ گل و زلفِ عبیر افشانش فیضِ یک شَمِّه ز بوی خوشِ عطارِ من است #حافظ

#م مى شود خوار، کند هر که عزيزان را خوار عزت مردم پاکيزه گهر بايد داشت چون مگس چند طلبکار جراحت باشي؟ ديده از عيب خلايق به هنر بايد داشت #صائب‌تبریزی

#س سرمست شد نگارم, بنگر به نرگسانش مستانه شد حديثش, پيچيده شد زبانش گه مي فتد از اين سو, گه مي فتد از آن سو آن کس که مست گردد, خود اين بوَد نشانش #مولانا

#ز زاهد اَر راه به رندی نبرد معذور است عشق کاریست که موقوف هدایت باشد... #حافظ

#د دیگران چون بروند از نظر از دیده روند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی‌ ... #سعــدی    

#ب بیداد رفت لالهِ ی بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را #شهریار ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

#م منِ اندوهگین را قصدِ جان کردی، نکو کردی رقیبان را به قتلم شادمان کردی، نکو کردی به‌کنج‌کلبه‌ی ویران غم نومیدم افکندی مرا با جغد محنت‌ همزبان کردی، نکو کردی #وحشی‌‌بافقی