uk
Feedback
• خانه آبی •

• خانه آبی •

Відкрити в Telegram

◇ روشن و به‌هنگام به خونه آدم آبی خوش اومدید. |𓂃 جزئیاتی که ارزش موندن دارند 𓂃| ◇ آذر ۱۴۰۰ ← تا همین حالا نوشته‌های خودم: #مهر \(^ヮ^)/ ارتباط با ادمین: @bluehomeplus_bot

Показати більше
4 677
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-4030 днів
Архів дописів
1|1 - I Was Stone - SYML (320).mp38.77 MB

Kingston Wall - Shine On Me.mp316.45 MB

فکر می‌کنم بعضی روزها را نباید فقط زندگی کرد؛ باید یک‌جایی ایستاد و بهشان نگاه کرد. امروز برای من یکی از همان روزهاست. پایان این مسیر، فقط تمام شدن یک پایان‌نامه نبود. پشت این روز، چند سال درس خواندن، یاد گرفتن، اشتباه کردن، عوض شدن، دوباره شروع کردن و گاهی ندانستنِ اینکه دقیقاً دارم به کجا می‌روم، ایستاده است. چیزهایی در این سال‌ها تغییر کرد که روی کاغذ دیده نمی‌شوند. نگاهم به معماری، به کار، به آدم‌ها و حتی به خودم. فهمیدم قرار نیست همیشه مطمئن باشم تا بتوانم جلو بروم؛ خیلی وقت‌ها باید در همان ندانستن، قدم بعدی را پیدا کرد. این پروژه هم برای من فقط یک پروژه دانشگاهی نبود. بخشی از خودم را در آن گذاشتم؛ از فکر کردن درباره‌ی آدم‌هایی که کمتر دیده می‌شوند تا تلاش برای اینکه معماری را فقط به عنوان ساختنِ یک بنا نبینم، بلکه به عنوان ساختنِ امکانِ ارتباط، یادگیری و زندگی در کنار هم ببینم. و حالا که تمام شده، بیشتر از حسِ «بالاخره تمام شد»، یک حسِ آرامِ قدردانی دارم؛ برای تمام آدم‌هایی که در این مسیر بودند، برای فرصت‌هایی که باعث شدند چیزهایی را تجربه کنم که اگر این مسیر نبود شاید هیچ‌وقت تجربه‌شان نمی‌کردم، و برای خودم که با همه‌ی خستگی‌ها، تردیدها و عقب‌افتادن‌ها، راه را رها نکردم. شاید مهم‌ترین چیزی که از این چند سال با خودم می‌برم، نه یک مدرک است و نه حتی این پروژه؛ این است که فهمیدم آدم، در طول مسیر ساخته می‌شود، نه در لحظه‌ی رسیدن. امروز فقط پایان یک فصل است. فصلی که خیلی چیزها از من گرفت، خیلی چیزها به من یاد داد، و حالا آرام‌آرام دارد جایش را به فصل بعدی می‌دهد. و من، برای اولین بار بعد از مدت‌ها، می‌خواهم کمی بایستم و فقط به راهی که آمدم نگاه کنم.
#مهر ؛ ۱۱ مهر ۱۴۰۵

به قول دوستم مهر در مهر دفاع کرد :))
به قول دوستم مهر در مهر دفاع کرد :))

Girl-In-Red-We-Fell-in-Love-in-October-320.mp37.08 MB

Alexey Kosenko - Melancholy.mp38.29 MB

1|7_Brooks_Was_Here_Thomas_Newman_Hollywood_Studio_Symphony_320.mp311.85 MB

sticker.webp0.43 KB

دیدن این ویدیو کمک کرد بتونم کلماتی که می‌خواستم رو راحت‌تر پیدا کنم برای چیزی که می‌خوام بگم. راستش من خیلی وقته دیگه اون تجربه‌ی جذابی که قبلا از سوشال مدیا می‌گرفتم رو حس نمی‌کنم. نه چون محتوا کمتر شده؛ که اتفاقا بیشتر شده. مشکلم اینه که انگار همه دارن یه چیز رو تکرار می‌کنن. قبلا آدم‌ها رو دنبال می‌کردیم چون کاملا خودشون بودن. یکی نگاه خیلی خاصی به زندگی داشت، یکی سلیقه‌ی عجیب و غریب خودش رو، یکی کتاب‌هایی می‌خوند که واقعا دوست داشت و اینکار رو خیلی یونیک انجام می‌داد، یکی باحال‌ترین عروسی دنیا رو به سبک خودشون گرفته بود، یکی لباس‌های خاصی می‌پوشید که سال‌ها با عشق جمع کرده بود. از هر کدوم یه چیز جدید یاد می‌گرفتی و وارد تجربه‌ی منحصر به فرد کسی در زندگی خودش می‌شدی، نه اینکه همه یک نسخه‌ی کپی شده از نفر قبلی باشن. اما الان انگار همه تبدیل شدن به صفحه نمایشِ یه استتیک. از نمادهای یه فصل به فصل بعد، از یه ترند به ترند بعدی. همه یه لباس، یه کتاب، یه نوشیدنی، یه کیف، یه تفریح، یه کپشن‌، یه ✌🏻وایب✌🏻. به قدری که وقتی یه نفر چیزی می‌گه، همه‌مون قبلا اون رو از ده نفر دیگه شنیدیم، خوندیم، دیدیم و…. و قسمت غم‌انگیزش برای من اینجاست که چنل‌های دیلی هم کم‌کم دارن به همین سمت میرن. همه یه کتاب و از یه نشر می‌خونن، همه یه مدل قهوه یا چای می‌خورن، همه یه سرگرمی مشترک دارن، همه یه مدل وسایل‌شون رو می‌چینن، همه دارن تلاش می‌کنن یه شخصیت خاص رو «پرزنت» کنن، نه اینکه واقعا اون رو زندگی کنن. *** انگار کم‌کم شخصیت تبدیل شده به یه لیست خرید. اگر اینا رو داشته باشی، این آدمی. اگر اونا رو بخری، اون آدمی. قبلا سوشال مدیا باعث می‌شد یاد بگیرم، دنیا رو متفاوت ببینم، خلاق‌تر بشم و غنی‌تر زندگی کنم؛ الان هرچی بیشتر ازش فاصله می‌گیرم، بیشتر تجربه‌هایی که اصیلن رو زندگی می‌کنم. وقتی کمتر اسکرول می‌کنم، بیشتر کتاب‌هایی رو می‌خونم که واقعا خودم دلم می‌خواد، نه کتابی که همه دارن می‌خونن. لباسی می‌خرم که واقعا دوستش دارم، نه چون این هفته ترند شده. یه کافه یا یه خیابون یا یه آهنگ رو بدون اینکه قبلش هزار بار توی اکسپلور دیده باشم خودم کشف می‌کنم. و اون تجربه‌ها خیلی واقعی‌تر و موندگارترن. شاید بزرگ‌ترین چیزی که الگوریتم ازمون گرفت، فقط زمانمون نبود؛ کم‌کم سلیقه‌مون رو هم ازمون گرفت. جوری که خیلی وقت‌ها دیگه نمی‌دونیم واقعا خودمون چی دوست داریم و چی رو فقط چون هزار ریلز ازش دیدیم، دوست داشتنش رو یاد گرفتیم. هر از گاهی باید از خودمون بپرسیم: «اگر هیچ‌وقت اینترنت بهم نشونش نمی‌داد، باز هم انتخابش می‌کردم؟»

“personality used to be the reason we follow people. Now they're something you can manufacture.” https://youtu.be/edWInhTXlMA?si=_GUeHomjAi3ri_WX

به طرز عجیبی، دیدن اینکه کسی یک الگوی مخرب قدیمی رو می‌شکنه، باورش رو اصلاح می‌کنه و به روش جدیدی با یک مشکل تکراری برخورد می‌کنه، خیلییییی خوشحالم می‌کنه!!! اینطوری می‌شم که YES! BREAK THIS SHIT THAT’S BEEN MAKING YOU MISERABLE FOR ALL THESE YEARS!

1|1 - Echo Sax End - Caleb Arredondo (320).mp33.04 MB

+1
1|1 - Taraf - Doğan Duru (320).mp39.60 MB

Free_RapHipHop - Copa Vacía - Shakira Manuel Turizo.mp36.87 MB

دوباره کمی خودم را به دست آورده ام و اندک اندک کار میکنم؛ همان جریان پیاپی از هم پاشیدن و به خود آمدن، پراکندگی و جمع و پیوسته جمع پریشان بودن! 📕روزها در راه — شاهرخ مسکوب 「@bluehomeplus 」

1|6 - No. 1 Party Anthem - Arctic Monkeys (320).mp39.36 MB

bc962a16-be56-48b1-8f59-71b92ddb3bec.mp33.79 MB

Steve Gibbs - Seul.mp35.72 MB